مهدي سليمي
پس از گذشت 27 سال از وقوع انقلاب اسلامي، هنوز هم يكي از داغترين بحثهاي محافل فرهنگي و شخصيتهاي اجرايي، مباحث مربوط به حجاب و برنامههاي فرهنگساز براي پوشش بانوان است.
در اين چند سال، بسياري طرحها و نظريهها با آزمون و خطا پيگيري شدهاند، اما هيچكدام از آنان پاسخ درستي به متصديان خود ندادهاند. برخورد فيزيكي، يكي از راههايي بوده است كه تاكنون بارها و در مقاطع گوناگون با شدت و ضعف دنبال شده است، اما صحنههاي امروز كوچه و خيابان، نتيجهاي خلاف خواسته طراحان آن را نشان ميدهد.
اين نوشتار درصدد نيست تا با كنايه زدن به «امر به معروف» و «نهي از منكر» ـ كه در برخي اوقات و با شرايط خاص، شامل برخورد فيزيكي هم ميشود ـ اين اصل را زير سؤال ببرد، بلكه بر آن است تا به واكاوي علتهاي بدحجابي و و شخصيتشناسي قشر شلحجاب جامعه، به راهكاري عملي براي اين حل موضوع دست يازد.
اشتباه بزرگي است كه در دستهبندي و برنامهريزي براي معضل بدحجابي و مضرات برهنگي، تمام زنان و دختران را به يك چشم نگريسته، آنان را با يك چوب برانيم. روشن است همانطور كه طيف اجتماعي و تعلقات خانوادگي زنان و دختران در بهرهگيري آنان از امكانات اجتماعي و وسايل زندگي، نقش مؤثر ايفا ميكند، خاستگاه اجتماعي آنان نيز در نوع نگرش و طريقه برخورد و كنار آمدن آنان با مسائل و مشكلات، نكتهاي كليدي است كه بايد به آن توجه داشت.
قشر شلحجاب را در يك طبقهبندي كلي و اجمالي، ميتوان متعلق به چند قشر خاص سواي از هم دانست:
1ـ در وهله اول گروهي بيش از موارد ديگر، جلب توجه كرده و داراي سابقه بيشتري در زمينه سستي در نمادها و شعائر مذهبي است، قشري هستند كه به علت موقعيت خانوادگي و محيط خصوصي خود، از به قشر غيرمتدين به حساب آمده و به خاطر اقتضائات محيطي كه دامنگير آنان شده، نسبت به مسائل و مقيدات مذهبي و اجتماعي لاقيد به حساب ميآيد كه يكي از بروزات اين لاقيدي بدحجابي است.
2ـ قشر دوم بدحجابان، آنهايي هستند كه به علت فقر اقتصادي و كمبود معيشت، مجبور به تنفروشي و عشوهگري ميشوند كه تفاوت محيطها و طرزفكرهاي اين گروه با گروه اول روشن و هويداست.
3ـ قشر سوم كه در جامعه امروز ايران، ميتوان آن را فراگيرترين قشر متأثر از نسيمهاي مخالف فرهنگي دانست، افرادي هستند كه به خاطر تقليد از روند جامعه و به دور از انديشه مستحكمي، به پيروي از افراد پيرامون خويش و يا الگوهاي مطرحشده در رسانههاي غربي و ماهوارهاي ميپردازند و به بدحجابي يا شلحجابي دچار ميشوند.
4ـ دسته چهارم كه وجود آنان تأسفآورتر از دستههاي ذكرشده ميباشد، عدهاي از دختران و زنان پرورشيافته در خانوادههاي مذهبي هستند كه به علت بحران هويت و يا شكاف نسلها كه گاه ناشي از تربيت نادرست و به دور از مبنا و انديشه خانوادهها و گاه سختگيريهاي بيمورد است، در زمره بدحجابان درآمدهاند تا به نوعي بانگ عقايد و احساسات سرخورده خود را برآورده و آن را منعكس كنند.
5ـ قشر پنجمي را نيز ميتوان در ميان اين دستهها نام برد كه با اندكي تأمل، شايد بتوان آن را جزئي از گروه سوم دانست و آن جوانان و دختراني هستند كه به علت عدم توجه و ارزش قائل شدن براي آنان، دچار نوعي بحران روحي و فكري شدهاند و به طريقي در صدد تخليه انزجار دروني خود از وضع موجود هستند و ممكن است هر عملي كه بر خلاف هنجارهاي موجود اجتماعي به حساب آيد و تعجب و خشم اجتماعي را به همراه داشته باشد، از آنان سر زند تا به نوعي اعتراض و سرخوردگي آنان را التيام بخشد.
با تأمل و ژرفانديشي در احوالات و اوضاع افراد و دستههاي مذكور، اين نتيجه به دست ميآيد كه هر برنامه اصلاحي كه بدون در نظر گرفتن تمايزات اخلاقي و خصوصيات محيطي اين زنان براي آنان تدارك ديده شده و به اجرا گذاشته شود، محكوم به شكست بوده و نتيجه عكس به بار خواهد آورد. راهحلهاي بسياري در طي ساليان متمادي براي حل مسئله بدحجابي بيان شده و گروهي از آنان، جزء راهحلهاي كاربردي اصولي نيز بوده است، اما به خاطر غفلت مسئولان و جدي نگرفتن مسئله هر ساله بحث به برخورد فيزيكي، آن هم به طور مقطعي محدود شده و اندكي بعد هم به فراموشي سپرده شده است.
راهكاري كه اين نوشتار درصدد بيان آن است را ميتوان راهحلي زيربنايي، فرهنگي و فيزيكي مسئله دانست كه در آن با بهرهگيري از تكنولوژيهاي پيشرفته صنعت IT و تجربيات جهاني در امور اجتماعي براي تمام افراد جامعه و از جمله زنان، برنامه شناسايي و هويتشناسي تعريف كرد تا با بهرهگيري از آن بتوان به روحيات فردي، وضعيت خانوادگي و محيط اجتماعي شخص بدحجاب پي برده و با در نظر داشتن پيشينه شخصي، با او برخوردي متناسب شده و با راههايي مانند تذكر لساني، تعهد كتبي، اطلاعرساني به خانواده، محيط تحصيل و يا محل كار و يا جريمه نقدي با آنان برخورد و تنها در موارد بسيار حاد كه بسيار اندك(مانند برخورد با روسپيان) است، با برخورد فيزيكي ميتوان اين معضل را رفع و رجوع كرد.
در اين گستره آماري احتمال خطاي مأموران و ضابطان به شدت پايين آمده و با توجه به نسبت اندك زنان فاسد و دختركان پاك مقلد، عده عظيمي در آتش تخلفات جمع قليلي نخواهند سوخت. ناگفته پيداست كه لازمه اين برنامه در مرحله نخست، بهرهگيري از مأموران آموزشديده و افراد مجرب و زبدهاي است كه بيم آن ميرود كه از رهگذر برخورد و رويارويي با بدحجابان، خود نيز گرفتار فساد شوند و ي آتش بي تجربگي و عدم تخصص آنان در برخورد با بدحجابان مانند گذشته نتيجه عکس به بار آورده معضل مضاعف شود.
اينها البته به غير از وظايف گسترده مسئولان و مراكز و نهادهاي فرهنگي كشور است كه به نظر ميرسد به رغم داشتن بودجههاي كلان و وعدهها و شعارهاي پرطمطراق، چندان به اهداف مورد نظر نرسيدهاند يا اينکه به علت سهلانگاري نخواستهاند برسند که پرداختن به آن نيازمند فرصتي جداگانه است
نوشته شده توسط رضا قائدی در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 ساعت 23:7 موضوع | لینک ثابت
بازگشت به گفتمان خاتمي
«براي جلب نظر مردم به اصلاحات راهي جز بازگشت به گفتمان خاتمي و طراحي استراتژي برد ـ برد جديد وجود ندارد.» اين محور پيشنهادي است كه «علي شكوري راد» براي آينده جريان اصلاحات ارائه مي كند. شكوري راد كه در ادامه سلسله جلسات «چه بايد كرد؟» سخن ميگفت، در اين باره توضيح داد: «اصلاح طلبان ميتوانند از خطاهاي مكرر طرف مقابل خود نيز استفاده كنند تا مردم را به اصلاحات بازگردانند. ضمن اينكه نياز به وحدت ملي در برابر فشارهاي خارجي موجب دعوت به بازگشت افرادي با پايگاه اجتماعي بالا نظير آقاي خاتمي خواهد شد.»

شكوري راد با اشاره به بي توجهي به قانون اساسي قبل از دوم خرداد تصريح كرد: «قانون گرايي و جامعه مدني شعارهاي اصلي خاتمي بود. او ميگفت كه از اين طريق ميخواهد نظام را حفظ كند. بر اين اساس هم گفته شد رهبري در چارچوب قانون اساسي.»
شكوري راد در اين نشست كه از سوي حوزه شمال تهران جبهه مشاركت برگزار شد، با يادآوري نظر امام خميني(ره) در اواخر عمرشان مبني بر اينكه «همه چيز بايد به حدود قانون اساسي برگردد.» به شرايطي اشاره كرد كه در اوايل دوران رياست جمهوري از خاتمي خواسته شده بود به دليل نفوذ كلامش از ولايت فقيه دفاع كند و خاتمي نيز ولايت فقيه را در چارچوب قانون اساسي عمود خيمه نظام خوانده بود. وي افزود: «اين مسئله استراتژي برد ـ برد را دنبال ميكرد چون در چارچوب اختيارات قانون اساسي، بدون همكاري رهبري امكان پيشبرد اصلاحات وجود نداشت.»
• اصلاحات و سه شعار راديكال
شكوري راد در ادامه سخنانش را به بحث درباره مسئله «اصلاحات» رساند و گفت: «اين واژه يك سال و نيم پس از دوم خرداد از طريق ترجمه وارد گفتمان رايج شد و هر كسي از ظن خود شد يار او و تلقي خاص از آن پيدا كرد.»
وي با بيان اينكه «خاتمي نيامده كه با رهبري درافتد يا قانون اساسي و نظام را عوض كند.» افزود: «اين در حالي بود كه تعريف اصلاحات در ادبيات برخي عملاً به گونه ديگري پيش رفت. در واقع سياست برد- برد آقاي خاتمي از سوي دو گروه همراهي نشد و در عمل مورد مخالفت قرار گرفت. يكي بخشي از جناح راست كه فكر مي كردند با حاكميت قانون دوران يكه تازي آنها تمام ميشود و از شش ماه پس از دوم خرداد به تعبير خاتمي هر نه روز يك بحران به وجود آوردند. از طرف ديگر بخشي از اصلاح طلبان به سمت راديكاليسم و ادبيات تند و تعجيل در كسب اهداف بروند.
شكوري راد بر اين مبنا، سه شعار «عبور از خاتمي» كه محوريت خاتمي را براي هدايت اصلاحات نفي مي كرد. «تغيير قانون اساسي» كه براساس قانون اساسي بازنگري در آن غيرممكن بود و يك خواسته انقلابي ارزيابي ميشد و«عبور از جمهوري اسلامي» كه با عرضه مانيفست جمهوريخواهي و تشكيل جبهه جمهوريخواهي مطرح شد را از عوامل شكست اصلاحات عنوان كرد.
• حرف مصباح و گنجي يكي بود
اين عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت با اشاره به تحليل هاي گوناگون درباره فرجام اصلاحات گفت: «بايد به سراغ تحليل ملموس ساختار قدرت رفت، قدرت ما يعني قدرت توده اي مردم به علت تبليغات بد اصلاح طلبان از بين رفت و شعار عدم شركت در انتخابات در جايي مثل انتخابات دور دوم شوراها كه دموكراتيك ترين انتخابات بود از سوي بخشي از اصلاحطلبان سرخورده و راديكال مطرح شد.»
شكوري راد تصريح كرد: «ما مغلوب گفتمان غلط برخي اصلاح طلبان شديم نه محافظه كاران.»
شكوري راد ادامه داد: «لازمه تقويت پايگاه مردمي اصلاحات بازگشت به گفتمان سازش بين دين و دموكراسي است يعني همان كاري كه خاتمي كرد. آنهايي كه به هر دليلي خواستند عكس اين را ثابت كنند، به اصلاحات ضربه زدند. حرف مصباح يزدي و اكبر گنجي عملاً يكي بود و به يكجا ميرسيد و هر دو در ناكام كردن گفتمان خاتمي كمك كردند.»
• ضرورت همراهي با دين
اين عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت اظهار داشت: هركس كه بخواهد براي آينده جامعه فكري ارائه كند، بايد برنامه اي دهد كه همه بخش هاي جامعه در آن چشمانداز روشني براي خود ببينند، بايد برنامه اي باشد كه متدينين احساس كنند دينشان مورد تعرض قرار نميگيرد و كساني كه خواهان حقوق اجتماعيشان هستند بايد احساس كنند كه تمامي اين حقوق تحقق مييابد.
• سكولارها انقلاب كنند
شكوري راد در ادامه سخنانش در پاسخ به پرسشي در مورد امكان تشكيل حكومت سكولار در ايران با بيان اينكه در شرايط كنوني امكان تشكيل حكومت سكولار در جامعه ايران وجود ندارد، گفت: «بايد ديد چه شده است كه بخشي از جامعه خواستار تشكيل حكومت سكولار است. اگر اين بخش از قدرت لازم برخوردار است، ميتواند براي تشكيل حكومت سكولار تلاش كند اما راهكار قانوني براي اين منظور وجود ندارد.»وي خاطرنشان كرد: «اگر كساني كه خواهان تشكيل حكومت سكولار هستند، اكثريت شدند، بايد به انقلاب دست بزنند.»
نوشته شده توسط رضا قائدی در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 ساعت 23:1 موضوع | لینک ثابت
سرانجام پس از يك دوره پرتبوتاب در عراق، «ابراهيم جعفري»، نخستوزير كنوني عراق براي حفظ مصالح مردم عراق و جلوگيري از شكاف در شيعيان از نامزدي نخستوزيري اين كشور كناره گرفت و تعيين نامزد جديد را به رهبران ائتلاف شيعيان سپرد.
اين اقدام در حالي انجام ميشود كه قرار بود امروز اولين جلسه پارلمان عراق برگزار شود.
كنارهگيري اين عضو بلندپايه ائتلاف يكپارچه عراق و حزبالدعوه، تحولي مهم در بنبست به وجود آمده در عراق به شمار ميرود.
به گزارش منابع خبري، «جواد المالكي» رئيس حزب الدعوه، يكي از اعضاي ائتلاف عراق يكپارچه در يك كنفرانس مطبوعاتي گفت : ابراهيم جعفري اعلام كرد آماده كنارهگيري از نامزدي احراز پست نخست وزيري عراق است.
جعفري اعلام كرد در صورتي كه ائتلاف عراق يكپارچه تصميم بگيرد، وي آماده كنارهگيري از پست نخست وزيري است.
همچنين شبكه تلويزيوني «العربيه» روز پنجشنبه درخبري كوتاه اعلام كرد: ائتلاف عراق يكپارچه خواستار به تعويق افتادن جلسه امروز پارلمان شده است. ائتلاف درخواست كرد جلسه پارلمان روز شنبه يا يكشنبه برگزار شود.
اين گزارش ميافزايد: جعفري در نامهاي به ائتلاف يكپارچه عراق اعلام كرد كه تصميمگيري درباره نامزدي پست نخستوزيري را به اعضاي ائتلاف واگذار ميكند.
جعفري در اين نامه كه «جواد المالكي» از اعضاي ارشد حزب الدعوه اسلامي آن را روز پنجشنبه در جمع خبرنگاران در قصر كنفرانسها در بغداد قرائت كرد، اعلام داشت كه تصميم گيرنده نهايي اعضاي ائتلاف هستند.
نخستوزير دولت موقت عراق افزوده است: با توجه به تحولات جديد و شرايطي كه بر ضد ائتلاف يكپارچه بوده و برخي گروهها در پشت اين رويدادها بودهاند، تصميمگيري مجدد درباره نامزد نخست وزيري را به ائتلاف وگذار ميكند.
ابراهيم جعفري چند ماه قبل در يك انتخابات دروني از سوي اعضاي ائتلاف نامزد تصدي پست نخست وزيري براي يك دوره چهار ساله برگزيده شد.
جعفري در اين نامه تاكيد كرده است كه ائتلاف وي را براي تصدي اين پست برگزيد و اينك نيز با (مشكلات پيش آمده) تصميمگيري را به ائتلاف واگذار ميكند تا هر طور كه صلاح ميداند تصميم بگيرد.
وي هدف از اين كار را اصرار بر حفظ وحدت ائتلاف يكپارچه عراق و حفظ منافع عالي كشور برشمرده و افزوده است كه آماده است در مسئوليتهاي ديگر انجام وظيفه كند.
نخستوزير دولت موقت عراق گفته است كه ائتلاف يكپارچه عراق براي وي ارزش فراواني دارد و خود را نيز حامي منافع ملي عراق ميداند و براي تحقيق مصالح اسلامي و عالي ملي از هيچ تلاشي فروگذار نخواهد كرد.
جواد المالكي بعد از قرائت اين نامه گفت اين نامه هرگز به معني كنارهگيري جعفري از تصدي پست نخست وزيري نيست بلكه تصميمگيري را درباره آن به ائتلاف يكپارچه واگذار كرده است.
المالكي در حالي كه اندوهگين به نظر ميرسيده از عملكرد دولت جعفري در طول ماههاي گذشته دفاع كرد.
وي گفت: با وجود تمامي سخناني كه برضد جعفري گفته شده وي داراي پرونده افتخار آميزي در مديريت بحرانهاي عراق است.
وي تاكيد كرد اگر تدبير جعفري نبود حادثه انفجار مرقدهاي امامين هاديين (ع) منجر به جنگ مذهبي ميشد، اما ابراهيم جعفري با تدبير خود و تماسهايي كه با گروههاي سياسي داشت آن را كنترل كرد.
پيشبيني ميشود با اين تحول مهم ائتلاف عراق يكپارچه، ضمن احترام و تقدير از اقدام جعفري، شخص ديگري از رهبران شيعه را براي احراز پست نخستوزيري برگزينند.
تاكنون اسامي «حسين شهرستاني» و «عادل عبدالمهدي» كه بيشتر به طيف مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق نزديكند، به عنوان گزينههاي جايگزيني جعفري مطرح شده است. همچنين نام «جواد المالكي» و «علي الاديب»، از اعضاي ارشد حزبالدعوه عراق نيز در روزهاي اخير به همين منظور مطرح شد.
نوشته شده توسط رضا قائدی در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 ساعت 22:59 موضوع | لینک ثابت
هرچند در اساس فقه اهل سنت، «اجتهاد» آنگونه كه فقه شيعه به آن باور دارد، وجود ندارد، اما متقضيات زمان باعث شده تا شماري از فقهاي اهل سنت به تدريج به اين رويه روي آورده و با ارائه فتاوايي راهگشا بر پايه قرآن و سنت پيامبر اكرم(ص)، به حل برخي مشكلات صدها ميليون مسلمان متدين بپردازند.
«محمد عجم»، فعال فرهنگي در مراكش، در گزارشي به تحولات مهمي كه در رويكرد گروهي از فقهاي روشنفكر اهل سنت، به ويژهد رمسائل مبتلابه زنان رخ داده، اشاره كرده است.
در اين گزارش آمده است: به تازگي و سرانجام پس از قرنها، مجمع فقهي اسلامي (اهل سنت)، وابسته به هماهنگکننده امور شرعي جهان اسلام نيز موضوع اصلي هجدهمين گردهمايي خود در مکه را به مسئله ازدواج موقت (ازدواج مسيار و ازدواج به شرط طلاق) اختصاص داد و موضوع تعيين يا تغيير جنسيت را براي نخستين بار در تاريخ فقه اهل سنت، مورد بررسي قرار داد.
بنا به نوشته «الشرقالاوسط»، مورخ 14 آوريل 2006 اين اجتماع با توجه به اين که عملا ازدواج مسيار (موقت) و اينگونه مسائل در کشورهاي عربي رايج شده اين نوع ازدواج را رسما مجاز اعلام نمود... .
هنگامي که خبر تغيير جنسيت تعدادي از دختران و پسران به جنس مورد دلخواهشان در تهران، به رسانههاي جهاني کشيده شد، اين خبر، جهان را متعجب ساخت و اين آزادي عمل و حق را بسيار مترقي خواندند. همچنين يک روزنامه عربي نوشت: بايد واقعا در مورد فقه شيعه، مطالعه کرد. آنچه معلوم است، آنان در امور جديد، خيلي مترقيتر و پيشگامتر از اهل سنت هستند... .
ماه گذشته، «احمد زکي يماني»، وزير سابق نفت عربستان در دانشگاه لندن، بخش مطالعات شرقي، طي سخنراني، اين عقيده را به شدت نکوهش كرد و گفت: اگر خانههاي پيامبر و مقبرههاي بقيع، تخريب نشده بود، اکنون آثار باستاني و هنري ارزشمند و قابل مطالعهاي در اختيار مسلمانان و ساير علاقهمندان ميبود. او تخريب کوهنگارههاي باميان توسط طالبان را مصداق تفکري جاهلي دانست و گفت: همين تفکر، مانع از اقدامات او در جهت شناسايي علمي محدوده بناهاي قديم مکه و مدينه شده است.
ابن تيميه، 1308 ميلادي و ابن قيم جوزي، 1350 و محمد بن عبدالوهاب، 1791 ميلادي، هرگونه تصوير و مجسمه را به طور مطلق، حرام اعلام کرده بودند و بر اين اساس بود که وهابيها در سال 1816 ضريح و گنبد حرم امام حسين (ع) را تخريب و بيش از پنج هزار نفر را قتلعام كردند و در سال 1926 نيز وهابيها، مقبرههاي بقيع را در مدينه از بين بردند... .
چندي پيش، تلويزيون اسپانيا، برنامهاي را به وجود فحشا در کشور مراکش اختصاص داد و مردان خليجي را که در همه مکانها و شهرهاي توريستي سواحل مديترانه از مصر گرفته تا مراکش اقامت ميكنند، به نمايش گذاشت.
البته تلويزيونهاي غربي مانند تلويزيون دولتي كانادا CBC و تلويزيون سوئد که به پخش برنامههايي در مورد وضعيت زنان در کشورهاي اسلامي، از جمله ايران ميپردازند، در نظر ندارند و يا گويي فراموش ميکنند که در کشورهاي خودشان، فحشا به طرز زنندهاي، علني و قانوني است؛ مثلا چندي پيش، دختري در هلند با دوستانش شرطبندي كرد تا با اولين مرد داوطلبي که از خيابان محل آنان ميگذرد، عمل جنسي انجام دهد. او اين کار را در خيابان عمومي انجام داد و يا در آلمان، اين گونه حرکات، آن قدر زياد است که پليس، مجبور شده است، اين عمل را در خيابانها مشمول مجازات كند. چندي قبل دو توريست انگليسي در داخل هواپيماي عمومي مرتکب اين گونه اعمال زننده شدند... .
نوشته شده توسط رضا قائدی در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 ساعت 22:54 موضوع | لینک ثابت
وزير امورخارجه آمريكا بار ديگر تاكيد كرد مسأله هسته اي ايران را مي توان با راه حل ديپلماتيك حل و فصل كرد.
به گزارش خبرگزاري شينهوا از واشنگتن، كاندوليزا رايس كه ديشب(چهارشنبه) در شوراي روابط خارجي شيكاگو سخن مي گفت، افزود:«من مطمئنم كه مسأله را مي توان از راه ديپلماسي حل كرد اگرچه الزاماً از طريق سازمان ملل ممكن است انجام نشود.»
رايس با اشاره به اين كه شوراي امنيت سازمان ملل چندين گزينه ديپلماتيك پيش رو دارد، هشدار داد كه اگر مسأله از طريق اين سازمان حل نشود، آمريكا مي تواند خود رأساً اقدام كند و يا در اجماعي جهاني براي اتخاذ اقدامات سخت عليه ايران مشاركت داشته باشد.
وي ادعا كرد ما براي دفاع از خود نيازي به قطعنامه شوراي امنيت نداريم و خاطرنشان كرد كه دولت آمريكا همه گزينه ها را در دستور كار دارد.
وي افزود ما آماده ايم تا از اقدامات ممكن - سياسي، اقتصادي و غيره براي متقاعد كردن ايران استفاده كنيم. با وجود اين رايس تاكيد كرد كه ايران عراق نيست
نوشته شده توسط رضا قائدی در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 ساعت 22:52 موضوع | لینک ثابت
حسن روحاني، در سخنان مبسوطي، ضمن انتقاد تلويحي از وجود نوعي بدبيني در رويكرد جمهوري اسلامي نسبت به كشورهاي دنيا اظهار داشت: ما نزديكي با خارجيها را مثل نزديكي با شيطان ميدانيم، البته اين خوب است، به شرط آنكه هميشه ادامه داشته باشد.
وي همچنين ضمن اشاره به عملكرد خود در موضوع پرونده هستهاي ايران و رويكرد شوراي امنيت ملي در برابر رسانهها اظهار داشت: با اين كه اين اختيار را داشتيم كه مثلا از يك روزنامه شكايت كنيم و با شكايت ما هم طبق قانون روزنامه بسته ميشد، هيچگاه اين كار را نكرديم.
اظهارات دبير پيشين شوراي عالي امنيت ملي در حالي مطرح ميشود كه فعاليت «بازتاب» در دو مقطع با شكايت وي به حالت تعليق درآمد كه در يك مقطع با ورود نيروهاي امنيتي به دفتر «بازتاب» و در نوبت دوم با توقيف يك ماهه اين سايت توسط دستگاه قضايي همراه شد.
بنا بر اين گزارش، دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي گفت كه پيشبيني ميكند بر سر مسئله هستهاي، در نهايت غرب و ايران بايد سر ميز مذاكره بنشينند و با تعامل اين مسئله را حل كنند.
حجتالاسلام والمسلمين حسن روحاني، رييس مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام كه در «دومين گردهمايي سراسري دبيران تشكيلات استاني حزب اعتدال و توسعه» سخن ميگفت، با بيان اينكه هميشه يك نگراني عمده پشت ذهن ما نسبت به خارجيها وجود دارد، به بحث لانه جاسوسي اشاره كرد و گفت: در بحث لانه جاسوسي يك راه اين بود كه با آمريكاييها بنشينيم و مسئله را فيصله دهيم، اما ما به جاي اينكه به مذاكره با طرفمان بپردازيم، در اين مسئله احساسات را وارد كرديم و آن قدر قضيه را كش داديم تا رسيديم به مقطعي كه حاضر شديم بعد از تحميل جنگ، با آمريكا بنشينيم، اما آن زمان ديگر دير بود.
دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي ادامه داد: شايد اگر زودتر حاضر به چنين كاري ميشديم، راحتتر به توافق ميرسيديم و منافع كشورمان بيشتر لحاظ ميشد. اما متاسفانه بايد گفت كه ما هميشه در مقاطع سخت نميتوانيم تصميمگيري سريعي داشته باشيم و احساسات را در تصميمات دخيل ميكنيم.
وي دليل تمام اين قضايا را بدبينيهاي عميق كه به گفته وي در پس ذهنها وجود دارد، عنوان كرد و گفت: ما همواره نميخواهيم با خارجيها به ويژه دشمن بنشينيم و هميشه احساس ميكنيم اگر اين كار را بكنيم، سرمان كلاه رفته است، همان طور كه شاهد بوديم برخي عزيزان از تريبونهاي عمومي اعلام كردند كه هر وقت ما با خارجيها مينشينيم، سرمان كلاه ميرود كه البته من اين قضيه را قبول ندارم و معتقدم اين نگاه هم ناشي از بدبيني است كه به آن دچار هستيم.
روحاني، با ابراز تاسف از اينكه اروپا با نزديك شدن به انتخابات رياستجمهوري نهم ايران عقبنشيني كرد، گفت: آنها در آن مقطع احتياط را پيشه كردند و گفتند نميدانيم در انتخابات ايران چه خواهد شد؛ لذا ناچاريم صبر كنيم تا دولت سر كار آيد. اگر چنين نبود ما به توافق نهايي با آنها نزديك شده بوديم. اما متاسفانه با روي كار آمدن دولت تاكتيكها در مسئله هستهاي تغيير كرد و در برابر اين تاكتيكها كه البته موفقيتهايي داشت، ناچار شديم هزينههاي زيادي بپردازيم.
روحاني در پاسخ به سؤالي درباره اينكه بعضا مطرح ميشود شوراي عالي امنيت ملي بنا به مصوبهاي روزنامهنگاران را از پرداختن به برخي مباحث هستهاي منع كرده است، گفت: شوراي عالي امنيت ملي در گذشته نيز همواره توصيههايي به مطبوعات داشت، اما ما در آن دوران همواره دنبال اقناع بوديم، بدين معني كه زمانيكه يك مسئله مهم رخ ميداد مديران مسوول روزنامهها و ساير رسانهها را دعوت و در آن باره بحث ميكرديم، ما و آنها نظراتمان را ارائه ميداديم لذا در آن دوره ميتوان گفت كه ما بيشتر به دنبال اقناع بوديم، از اين رو در طول مدتي كه در شوراي عالي امنيت ملي فعاليت ميكردم، با اين كه اين اختيار را داشتيم كه مثلا از يك روزنامه شكايت كنيم و با شكايت ما هم طبق قانون روزنامه بسته ميشد، هيچگاه اين كار را نكرديم. شيوه ما اين بود اما ممكن است كه شيوهها در اين زمان تغيير كرده باشد، به نظر بنده بهترين راه براي مطبوعات و رسانهها اقناع است
نوشته شده توسط رضا قائدی در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 ساعت 22:50 موضوع | لینک ثابت
سخنگوي وزارت امور خارجه روسيه، درخواستهاي روز گذشته "نيكلاس برنز" معاون وزير امور خارجه آمريكا مبني بر قطع همكاريهاي هستهاي روسيه با ايران را "غيرقانوني" خواند.
به گزارش ايرنا "ميخاييل كامنين" روز پنجشنبه در واكنش به اظهارات مقام آمريكايي در مسكو گفت: هر كشور حق دارد تصميم بگيرد با چه كشورهايي و به چه صورت همكاري كند.
وي گفت: تنها شوراي امنيت سازمان ملل متحد صلاحيت دارد در مورد قطع همكاري با كشوري ديگر و در هر زمينهاي تصميمگيري كند و هنوز اين شورا در مورد قطع همكاري با ايران در زمينه انرژي هستهاي تصميمي نگرفته است.
سخنگوي وزارت امور خارجه روسيه خاطرنشان كرد: ساخت نيروگاه اتمي بوشهر كه تحت كنترل كامل آژانس بينالمللي انرژي اتمي انجام ميگيرد، مطابق با تعهدات بينالمللي روسيه است.
وي يادآوري كرد: اين نيروگاه اتمي هيچ ارتباطي با فعاليتهاي ايران در زمينه غنيسازي اورانيوم ندارد.
"علاوه بر آن براي آمريكا روشن است كه راكتور نيروگاه بوشهر با توجه به مشخصات فني آن براي برنامههاي اتمي نظامي قابل استفاده نيست"
كامنين گفت: بر اساس قراردادي كه با ايران داريم پسماند سوخت نيروگاه اتمي بوشهر بايد به روسيه بازگردانده شود كه امكان استفاده از آن براي اهداف نظامي از بين خواهد رفت.
وي افزود: به همين دليل اين نيروگاه اتمي هيچ گونه خطري براي پيمان منع گسترش سلاح اتمي ندارد.
"نيكلاس برنز" معاون وزير امور خارجه آمريكا كه به مسكو سفر كرده بود روزگذشته از روسيه خواستار قطع همكاري با ايران در ساخت نيروگاه اتمي بوشهر شد.
نوشته شده توسط رضا قائدی در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 ساعت 22:46 موضوع | لینک ثابت
پيکر پوپک گلدره، هنرمند عرصه تلويزيون و سينما، صبح امروز با حضور معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و جمعي از هنرمندان و مردم هنردوست از مقابل تالار وحدت تشييع شد.




نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 ساعت 21:45 موضوع | لینک ثابت
آيتالله محمدتقي مصباحيزدي، استاد حوزه علميه قم در تحليلي پيرامون انتخابات رياستجمهوري گفت: در اثر نذر و نيازها و گريههاي خانوادههاي شهدا و مردم متدين، خداي متعال دوباره همان خانوادههاي شهدا و متدينان را پيروز كرد و قدرت دست كساني آمد كه گمنام بودند و كسي به آنها اعتنايي نميكرد.
به گزارش ايرنا به نقل از هفتهنامه «پرتو سخن» كه توسط مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) منتشر ميشود، مصباح يزدي اين مطلب را در جمع گروهي از دانشجويان دانشگاه پيام نور مطرح كرده است.
مصباح يزدي افزود: مردم چشم باز كردند، ديدند اوضاع عوض شده است و فرد ديگري آمده كه اصلا مطرح نبود.
مدير مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) به اوضاع جامعه در زمان رياست جمهوري سيد محمد خاتمي اشاره كرد و گفت: دو سال پيش وضع شما متدينان چگونه بود؟ كار به جايي رسيده بود كه چادريها را مسخره ميكردند.
همان هنرپيشههاي زمان شاه دوباره سركار آمده بودند و تجديد شخصيت ميشدند. كمبودها! را هم از جاهاي ديگر تامين ميكردند: از ارمنستان رقاص ميآوردند و ... مومنان خون دل ميخوردند، شب و نيمه شب پيش خدا اشك ميريختند و ميناليدند كه ما شهيد داديم براي اينها؟!
مصباح يزدي با اشاره به پيروزي محمود احمدينژاد در انتخابات رياست جمهوري گفت: خدا دوباره دعاهاي شما را مستجاب كرد و شرايط بهتري پيش آمد، اما يادتان نرود «خدا» اينها را به شما داد، در صورت فراموش كردن، دوباره نعمتها گرفته ميشود.
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 ساعت 21:34 موضوع | لینک ثابت
يك مقام آگاه در استان كهگيلويه و بويراحمد گفت: بيش از 60 ميليون بوته خشخاش در مناطق كوهستاني و صعبالعبور استان كشت شده است و پيشبيني ميشود اين مقدار با توجه به نقاط مرزي استان فارس با اين استان به 100 ميليون بوته خشخاش برسد.
اين منبع آگاه در گفتوگو با فارس، مكانهاي كشت خشخاش را در مناطق كوهستاني و صعبالعبور شهرستانهاي بويراحمد، گچساران، دهدشت و نورآباد ممسني عنوان كرد.
وي اظهار داشت: موقعيت جغرافيايي، صعبالعبور بودن مناطق كوهستاني و هممرز بودن با استانهاي جنوبي و فارس موجب شده است كه عدهاي از افراد فرصت طلب از اين موقعيت سوءاستفاده كنند و اراضي مراتع استان را به زير كشت خشخاش ببرند.
وي با اشاره به موقعيت جغرافيايي شهرستان بويراحمد و مكانهاي كشت خشخاش در اين استان گفت: منطقه تنگتامرادي، روستاهاي خشكدان، زيركمر، زيركوهپهن، چالهانجير، وله مله جي، روستاهاي نسه عليا و سفلي در كوشك، تنگ آبشور حد مرز كهگيلويه و بويراحمد از مهمترين مناطقي است كه كشت خشخاش در آنها رواج دارد.
وي همچنين درباره مكانهاي كشت خشخاش در شهرستان گچساران گفت: ارتفاعات گناوه گچساران، روستاي مارين، ارتفاعات كوه خامي، روستاي آرو و اطراف سد كوئر، منطقه پيچاب بخش باشت، حد مرز رودخانه آب شيرين و تنگ تراشكفت، روستاي آوند، منطقه شاه بهرام، كوه نارموسي، تل چغا، تنگ هيگون، منطقه پشت كوه باشت، روستاي بيدستان، كوه مورد، روستاهاي بهرهعنا، ده بزرگ و كوه الورز، از مهمترين مكانهاي كشت خشخاش و ترياك در اين شهرستان هستند.
اين مقام آگاه افزود: تعداد 120 نيروي كار آزموده با فرماندهي نيروي انتظامي شهرستان گچساران، كار امحاي 31 هكتار از اراضي كشت خشخاش در مناطق صعبالعبور و كوهستاني شهرستان گچساران به مدت 25 روز را آغاز كردند.
وي اظهار داشت: عشاير بويراحمد و عدهاي از اهالي عنا كه در مناطق صعبالعبور شهرستان گچساران زندگي ميكنند، به كشت خشخاش در اين مناطق ميپردازند.
اين مقام آگاه درباره شهرستان كهگيلويه نيز گفت: كوههاي طسوج، كوه ساورز، روستاي بيد انجير دشمن زيادي، روستاي خيمند بخش چرام، برخي منازل شخصي شهر چرام و مزارع حومه شهر زرد شور، روستاي شمسآباد، دشتك، سرفارياب، ضرغام آباد، قلعه دختر، قلعه رئيسي، تنگ كوشك و سفيدكوه دشيموك از مهمترين مكانهاي كشت خشخاش در شهرستان كهگيلويه است.
اين مقام آگاه با اشاره با امحاي بوتههاي خشخاش در سال گذشته اظهار داشت: نيروهاي سپاه با همكاري مردم در سال گذشته در شهرستانهاي بويراحمد، دهدشت و گچساران 44 ميليون بوته خشخاش امحا كردند، ضمن آن كه 64 هكتار از اراضي استان به زير كشت خشخاش رفته بود.
اين مقام آگاه در ادامه درباره عوامل كشت خشخاش در استان گفت: صعبالعبور بودن مناطق كوهستاني، مسافت محل كشت خشخاش با مراكز بخشها و شهرها، بيكاري و محروميت مردم منطقه، عدم همكاري شوراها و مأموران جنگلباني، احساس امنيت خشخاشكاران، معتاد شدن بخشي از مردم منطقه و نيازمندي آنها به موادمخدر، مرغوبيت موادمخدر و دلالان بومي از جمله مهمترين عوامل كشت خشخاش در استان كهگيلويه و بويراحمد است.
اين مقام آگاه هم مرز بودن استان با استان فارس را يكي از دلايل مهم كشت خشخاش در مناطق مرزي دو استان ذكر كرد و افزود: در روستاهاي حد مرز نورآباد ممسني، كه امكانات و خدمات آموزشي رفاهي آنان از سوي استان كهگيلويه و بويراحمد تأمين ميشود ولي از نظر تقسيمات كشوري جزو استان فارس است اين موارد بيشتر به چشم ميخورد.
وي اظهار داشت: مناطق دشت رستم ممسني، پشتكوه جليل، ده ميرزا علي، سرچاه، قلعه توس، مله سفيد، كل بهمني، سر تاوه جليل و دامنههاي كوه ساورز از مهمترين مناطق كشت خشخاش در مرز دو استان كهگيلويه و بويراحمد و فارس است.
يكي از خشخاشكاران روستايي جليل نيز گفت: كشت خشخاش به دليل تنوع آب و هوايي در اين استان در فصلهاي بهار و تابستان افزايش مييابد و خشخاشكاران در مناطق سردسير بعد از آخرين برف زمستان، اقدام به كشت ميكنند ولي در مناطق گرمسيري در طول سال كشت بهاره و پاييزه صورت ميگيرد.
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 ساعت 21:30 موضوع | لینک ثابت
مسؤول دفتر سياسى مؤتلفه گفته كه كنار رفتن «اسدالله بادامچيان» از مديرمسؤولى نشريه «شما» ارگان اين حزب به درخواست شخص وى صورت گرفته است.
به نوشته «ايران»، در پى تغيير مديرمسئول نشريه «شما» و شايعاتى كه مبنى بر بركنارى بادامچيان منتشر شده بود، «حميدرضا ترقى» به يك سايت خبرى گفته: «خيلى وقت است كه آقاى بادامچيان انصراف داده است.
رئيس دفتر سياسى حزب مؤتلفه در پاسخ به اين سؤال كه «آيا قديمىهاى اين حزب در حال كنار رفتن از فعاليت سياسى در چارچوب اين حزب هستند يا خير؟» گفته: «نه، چنين چيزى نيست اما بعضى آقايان ترجيح مىدهند بيشتر در سطح مشورتى و تصميمات كلان حزب حضور داشته باشند.»
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 ساعت 21:25 موضوع | لینک ثابت
در دوم خرداد۷۶با رای مردم نیروهای به اصطلاح چپ با انتخاب سید محمد خاتمی سکان اجرائی کشور رادر دست گرفتند. رهبر معظم انقلاب در بعد از انتخابات رای میلیونی مردم در انتخابات را یک حماسه نامبرده و از نیروهای پیروز میدان خواستند در جهت استحکام نظام از آن استفاده کنند.رئیس جمهور منتخب که با شعار شایسته سالاری وجامعه مدنی سکان اجرائی کشور را در دست گرفته بود،در انتخاب کابینه که اولین گام در تحقق عملی شعارهای خود بود به این شعار اساسی یعنی شایسته سالاری عمل نکردوشاهد بودیم که صدها نفر از مدیران باتجربه کشور را به بهانه اینکه شما پیام دوم خرداد را درک نکرده اید از سیستم اجرائی کشور حذف کردند.گروه های پیروز آن روز نیز با بی رحمی تمام مدیران قبلی را برکنار نموده و هر کسی را که با آنها بود به کاری گمارده ومسولیتی دادند و غنائم را عادلانه! بین خود تقسیم نمودند ودیدیم که بعد از ۸سال مردم چون خواسته های خود را تحقق یافته ندیدند در یک رقابت به قول امروزی ها دمکراتیک آنها را حذف ودیگران را انتخاب نمودند. پیروز میدان دیروز و شکست خوردگان امروزی هر یک دیگری را مقصر میداند ولی اینکار دیگر بی فایده است وباید بفکر آینده خود باشند،البته از تجربه دیروز درس گرفتند کاری بسیار پسندیده است.و اما پیروز میدان امروز که با شعار اصولگرائی و عدالت به میدان آمدند ورای مردم راگرفتند باید به چند نکته اساسی توجه میکردند: از تجربه گذشته گان درس میگرفتند- از اینکه مردم با کسی پیمان همیشگی نبسته اند غافل نمی شدند- به شعارهای خود عمل میکردند- شایسته سالاری را بر منافع گروهی خود ترجیح میدادندودر همه امور منافع کشور ومردم را در نظر میگرفتند تا دچار آفت دوم خردادی ها نشوند. ولی متاسفانه در عمل شاهد هستیم که بعضی از این مسائل نادیده گرفته میشود که اگر زود درمان نشود پیامدهای بدی در آینده خواهد داشت. در استان بوشهر خودمان را میگویم وکاری به کشور ندارم،اوضاع سیاسی مناسبی نداریم هرکسی چیزی میگوید،هر کسی قدمی در انتخابات برداشته سهم میخواهد،توانائی ومقبولیت وحد وحدود خود را نمی شناسد،هرکسی در انتخابات با او بوده خوب است ودیگران گاهی اوقات ملحدوکافر!تمام ایرادهائی که طی ۸ سال به دوم خردادی ها گرفته میشد حالا عارض خودشان شده است و از طرفی نیروهای صاحب نفوذ داری زر وزور وقدرت هم استانی در استان ومرکز نیز فعالانه تلاش میکنند تا نیروهای حاکم در استان را در دید مسئولان مرکز ناکارآمد نشان دهند و متاسفانه نیروهای حاکم نیز خود با عملکرد خود کمک میکنند. اکثر قریب به اتفاق انتصابات اخیر در استان هیچ تناسبی با شعار اصولگرائی ندارد بلکه بیشتر بازی سیاسی و معامله است. تمام کسانی که انتخاب شده اند رگه هائی از دوم خرداد دارند وکاش کارآمد بودند که این را هم شاید نداشته باشند. با این روند آینده نیروهای اصولگرا در استان در خطر است ودر آینده نزدیک شاهد بهره برداری نیروهای رقیب خواهیم بود. مدیران گذشته استان ودوم خردادی ها در پست های کلیدی اقتصادی استان در حال نفوذ هستند و وقتی اقتصاد وسیاست در کنار هم قرار گرفت قطعا موفق خواهد بود. آقایان اصولگرا! بهوش باشیدو اختلافات را کنار بگذارید ومصلحت مردم وخود را در نظر بگیرید که این برای شما بهتر است.
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 ساعت 7:17 موضوع | لینک ثابت
پيامهايي براي آقاي جاسبي
«سفراي كشورهاي مسلمان مقيم تهران و تعدادي از رؤساي دانشگاههاي كشورهاي اسلامي با ارسال پيامهاي جداگانه، فرا رسيدن سالروز ولادت پيامبر نور و رحمت را به رئيس اتحاديه دانشگاههاي جهان اسلام، شادباش گفتند».
عبارت بالا، بخشي از خبري بود كه از سوي برخي خبرگزاريها و عموما به نقل از «مركز اطلاعرساني دانشگاه آزاد اسلامي» چند روز قبل مخابره شده بود. اگر شما از آن دسته آدمهايي هستند كه با خواندن اين خبر، پقّي زدهايد زير خنده و تحت تأثير برخي از بدخواهان جناب دكتر جاسبي و دانشگاهِ ايشان، از خودتان پرسيدهايد كه آخر آقاي جاسبي توي اين مملكت چهكاره است كه سفراي كشورهاي مسلمان براي ايشان پيام تبريك بفرستند، بدانيد كه سخت در اشتباهيد و تازه اينها كه چيزي نيست، بسياري از آدمهاي مهمتر هم مرتب براي آقاي جاسبي پيام ميفرستند. بعضي از اين پيامها را بخوانيد (كليه حقوق براي «بازتاب» و دانشگاه آزاد محفوظ است!)
ـ عاليجناب جاسبي، با تبريكِ فراوان و اداي احترامات فائقه، به اطلاع ميرساند، قرار قبلي همچنان پابرجاست. مايكروسافت را ميدهم، بيست ميليارد هم رويش، دانشگاه آزاد را ميگيرم.
«ارادتمند هميشگي بيل گيتس»
ـ آقاي جاسبي لذيذ! بچههاي دانشگاهِ واحد آدمخواران جزيره شماره 262 پوليزي همه كادر هيأت علمي اهدايي را خوردهاند. لطفا باز هم بفرستيد. خصوصا بچههاي دوره كارشناسي ارشد خيلي بيتابي ميكنند!
«رئيس قبيله و دانشگاه جزيره، گولومبان گالاگالا»
ـ آقاي دكتر جاسبي عزيز، با اداي احترام از طرف خودم و همه اعضاي هيأت مديره، خواهشمندم مقداري از وجوهِ دانشگاهِ تابع خود را به بانك ديگري منتقل كنيد. ديروز يكي از شعبِ ما به خاطر تراكم اسكناسها، منفجر شد!
«رئيس هيأت مديره بانك دانكيماني سوئيس»
ـ عبدالله جان، مدارك دكتراي ارسالي رسيد. خيلي متشكريم. البته از مال خودم زياد خوشم نيامد. لطفا يكي با حاشيه آبي بفرست. همسر هفتمام هم دكتراي هوا و فضاي بيوتكنيك ميخواهد.
قربانت
«شيخ عبدالمالك بنضلالالمختوم آلفتيان»
پينوشت: راستي، بهتر نيست يك شعبه اينجا بزني كه خودمان هم مداركش را چاپ كنيم؟ اينطوري كمتر به زحمت ميافتي؟ شماره حساب بفرست، يا حبيبي!
ـ سر عبدالله جاسبي! با تبريك به خاطر سالروز تولد جنابعالي، بدينوسيله، به شما كه از معدود ادامهدهندگان راهِ سلطنتِ مادامالعمر در ممالك محروسه خود به نام دانشگاه آزاد ميباشيد، به پاس خدمات بيشائبهتان در تداوم حكومتهاي پادشاهي، عنوان «شواليه» اهدا ميشود. پذيرا باشيد.
«اعلي حضرت پادشاه سيارك 28 آ»
ولنجك ... نبود؟ بريم
شركت واحد اتوبوسراني تهران، به سرعت برق و باد، در حال خدماتدهي به همشهريان محترم است. البته بيشتر اين خدمات به صورت «بالقوه» هستند؛ يعني هنوز به مرحله عمل درنيامده و به حد طرح و پيشنهاد هستند، از جمله گويا قرار است شركت واحد، تعدادي راننده زن براي خودروهاي ون و مينيبوس استخدام كند و پس از آموزشهاي لازم به رانندههاي محترمه، خودروهايي را با رانندگي اين خانمها به حمل بانوان اختصاص دهد.
البته همانگونه كه ميدانيم تا يك گوساله در بروكراسي اداري ما گاو شود، دلِ مردم و شهروندان صبور هم بايد آب شود، ولي پرسش اينجاست كه اين طرح به فرض عملي شدن، چه فايدهاي خواهد داشت؟
مدير روابط عمومي شركت واحد در اينباره گفته است: «بايد ببينيم زنان جرأت و جسارت چنين كاري را دارند؟» كه معلوم نيست منظورش جرأت و جسارت زنان در رانندگي است يا جرأت و جسارت زنان در سوار شدن به خودروي نيمهسنگيني كه رانندهاش زن است!
مديرعامل شركت واحد اما گفته است: «اين طرح براي ايجاد احساس امنيت در خانمها مطرح شده». انگار كه احساس امنيت در خانمها صرفا با جنسيت راننده ـ آن هم راننده وسيله عمومي و پرمسافري مثل مينيبوس! ـ تعيين ميشود و اگر خودروهاي عمومي مخصوص محل بانوان را يك نفر مرد هدايت كند، احساس امنيت در خانمها مخدوش ميشود!
شعارهاي دفاع از حقوق زنان به جاي خود، ولي انصافا هيچكدام از پرسنل شركت واحد، جرأت دارند، سوار مينيبوسي شوند كه يك خانم، راننده آن است و بروند ولنجك؟ (در هنگام جواب دادن مواظب باشند دماغتان دراز نشود. اتفاق است ديگر!)
روز تاريخي اصلاحطلبان
روز 23 فروردين سال 86، روزي مهم براي احزاب اصلاحطلبِ ايراني بود. البته در اين روز هم مثل بقيه روزهاي چند سال گذشته، تحرك چنداني از سوي احزاب اصلاحطلب مشاهده نشد، و «اينطور كه باد ميآيد و شاخه ميجنبد»، مشاهده هم نخواهد شد، ولي به هر حال اين روز، روزِ مهمي بود. هميشه كه قرار نيست يك كاري انجام بشود تا يك روز اهميت پيدا كند، آن هم در حوزه سياست و شاخه اصلاحطلبي كه به عقيده بعضيها رشته تخصصياش «حرف» است و بس!
در اين روز، روزنامه «شرق» مصاحبهاي با رسول منتجبنيا منتشر كرده بود، با تيتر كردن اين عبارت از او: «سران افراطي اصلاحات قدرت تحليل نداشتند».
و روزنامه «اعتماد ملي» هم در همين روز، گفتوگويي با ابراهيم اصغرزاده را چاپ كرده بود با اين تيتر از قول او: «جنس دوم خرداد و سوم تير، يكي بود».
هرچند ممکن است عدهاي تقصير را به گردن رقباي اصلاحطلبان بيندازند، اما يادمان باشد كه در بيابان اصلاحات، لنگِ كفشِ منتجبنيا و اصغرزاده هم نعمتي است!
شيران نرِ ايرانيِ معرّبشده!
«سعيد بوعقبه»، نويسنده الجزايري در مقالهاي در روزنامه «الشرق»، خواستار آن شده كه «نژاد مردان عربي با شيران نر ايراني اصلاح شود». البته بعيد به نظر ميرسد با تلاش و مجاهدتهاي شكارچيان محترم و سازمانهايي مثل محيط زيست و جنگلها و مراتع، ديگر از جانوري به نام «شير ايراني» نشاني مانده باشد. ولي به فرض وجود شير ايراني و اصلاحِ نژاد برخي از رجال عربي، مشكلي از كار اين عزيزان حل بشود!
اتفاقا در كتب تاريخي آمده است كه صدها سال پيش هم به دستور يك خليفه بغدادنشين، همين كار را كردند، ولي حاصل يك نوع شيرِ بي يال و دم و دندان شد كه هلاكوخان، لاي نمد پيچيدش و برد تا تاكسيدرمياش كنند. گويا، شاعر هم از زبان همان شير گفته:
ما همه شيران ولي شير علم...حملهمان از باد باشد دم به بدم!
من چون در جريان اين مطلب از طرف رئيس شوراي سياستگذاري «بازتاب» (همان آقاي اميرعلي اميري كه قلبي از طلا دارد!) به صورت مؤكد سفارش شدهام تا در اينباره «چيز بيادبي» ننويسم، ادامه مطلب را «كه خيلي هم شيرين بود!) نمينويسم. فقط عين ترجمه جملهاي از نويسنده عرب را به نقل از يك خبر «بازتاب» مينويسم: «ما نيازمند تلقيح توسط نرهاي ايراني هستيم تا بلكه و شايد مادرهاي عرب، مرد به دنيا بياورند».
حالا هي ما ميخواهيم مؤدب باشيم ها!
چشم و همچشميهاي هوايي
تا پيش از اين، بين سياستمدارهاي ما رقابت و چشم و همچشمي بود، اما حالا گويا بين هواپيماهاي ما هم اين مسئله پيش آمده و به گزارش خبرگزاريها هواپيماي حامل آقاي حداد عادل و هيأت همراه كه عازم تركيه بود، به علت نقص فني به فرودگاه برگشت و سفر با چند ساعت تأخير انجام شد، كه البته معلوم شد، مشكل خاصي نبوده و فقط يكي از تايرهاي هواپيما تركيده بوده است!
چند روز بعد هم، هواپيمايي كه قرار بود آقاي هاشمي رفسنجاني را به سوريه ببرد، بازي درآورد و سفر ايشان هم به علت نقص فني با چند ساعت تأخير انجام شد.
مملكتي را ديدهايد كه اينقدر بين مردم و مسئولانش برابري باشد و پرواز همه با تأخيرِ يكسان انجام شود.
دستانداز
واقعا برو بچههاي حزب اعتماد ملي فكر ميكنند، مدركي به نام «فوق دكتري» وجود خارجي دارد؟! حالا اين به كنار، دست كم آقاي كروبي ـ صاحب اين حزب ـ كه روحاني است، نبايد بداند كه در حوزه، سطوح مختلف علمي هست؟!
جديدا كه مدرك هم ميدهند... .

نوشته شده توسط رضا قائدی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 ساعت 23:33 موضوع | لینک ثابت
خبرگزاري فرانسه به نقل از هاشمي رفسنجاني نوشت: محمد نهاونديان براي شركت در يك كنفرانس در واشنگتن به سر ميبرد.
به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، علياكبر هاشمي رفسنجاني، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ايران در كنفرانس خبري در كويت بدون اشاره به جزئيات بيشتري در اين باره گفت: وي (نهاونديان) دعوتنامهاي را براي شركت در كنفرانسي در آمريكا كه از سوي دانشمندان آمريكايي برگزار ميشود، دريافت كرده بود و در اين كنفرانس سخنراني خواهد كرد.
رفسنجاني گفت: گزارشهايي را شنيدم مبني بر اين كه او گفتوگوهايي رسمي را در واشنگتن انجام داده است، اما چنين گزارشهايي تكذيب شده است.
خبرگزاري آسوشيتدپرس نيز به نقل از رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام نوشت كه رژيم صهيونيستي هرگز جرات نخواهد كرد به ايران حمله كند.
رفسنجاني به خبرنگاران گفت: اسرائيل هرگز جرات نخواهد كرد به ايران حمله كند، زيرا ميداند نتايج آن چه خواهد شد.
خبرگزاري فرانسه نيز در گزارشي به نقل از وي نوشت: ايران براي رويارويي نظامي با آمريكا بر سر برنامه هستهاياش آمادگي دارد.
وي اظهار داشت: ما به دنبال رويارويي نيستيم، اما اگر چنين چيزي بر ما تحميل شود، براي آن آمادگي داريم.
رفسنجاني ادامه داد: پيامدهاي چنين حملهاي به ايران بسيار جدي خواهد بود و به سود آنها (آمريكاييها) نخواهد بود.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام همچنين گفت كه كويت و ديگر كشورهاي حاشيه خليج فارس به وي گفتهاند از اقدام آمريكا عليه ايران حمايت نخواهند كرد
نوشته شده توسط رضا قائدی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 ساعت 23:17 موضوع | لینک ثابت
همزمان با ۲۹فروردين روزارتش جمهوري اسلامي رژه يگانهاي نمونه نيروهاي مسلح استان بوشهر در كنار آبهاي نيلگون خليج فارس برگزار شد.
نوشته شده توسط رضا قائدی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 ساعت 23:8 موضوع | لینک ثابت
براي اولين بار در تاريخ قانون گذاري افغانستان در روز سهشنبه، مجلس شوراي ملي اين كشور از سوي يك زن به نام "فوزيه كوفي" اداره شد.
اين بانوي قانون گذار نايب رييس دوم مجلس است.
كوفي از قوم تاجيك و نماينده حوزه انتخابيه ولايت "بدخشان" در شمال شرق افغانستان است كه پيشتر در نهادهاي وابسته به سازمان ملل در افغانستان فعاليت داشت.
در حال حاضر ۲۵درصد از اعضاي مجلس شوراي ملي افغانستان را زنان تشكيل ميدهند.
مجلس ياد شده كه در حال بررسي صلاحيت ۲۵وزير پيشنهادي كابينه حامد كرزي رييس جمهوري افغانستان است امروز توسط كوفي و در غياب محمد يونس قانوني رييس مجلس و عارف نورزي معاون اول اين نهاد اداره شد.
در دي ماه پارسال عارف نورزي با ۷۶راي از مجموع ۲۳۹راي ماخوذه به عنوان نايب رييس اول و كوفي با كسب ۴۹راي به عنوان نايب رييس دوم مجلس انتخاب شد
نوشته شده توسط رضا قائدی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 ساعت 23:1 موضوع | لینک ثابت
خلاصه گفتگو
1-طرحهاى انتخاباتى احمدىنژاد فضايى بود.
۲-از اين به بعد در سياست انفرادى عمل مىكنم.
۳-آقاى هاشمى به من گفته بود: مطلوب من آقاى ولايتى است.
۴-ميوه درخت ما در انتخابات كال از درخت افتاد.
۵-به آقاى احمدىنژاد گفتم برنامههاى او در انتخابات عملى نيست،او نامه نوشت و گفت ديگر كانديداى شوراى هماهنگى نيست.
۶-جمعيت ايثارگران تأثيرگذار نيست.
۷- در دولت گذشته و دولت فعلى شايسته سالارى اتفاق نيفتاد.
۸-مخالف بستن فضاى سياسى هستم.
۹-استراتژى آقاى احمدىنژاد را در سياست خارجى مىپسندم اما تاكتيك او را نه.
۱۰-رئيس جمهور كارشناس مسئله امام زمان نيست.
۱۱-صحبتهاى آقاى مصباح را درباره مقبوليت و مشروعيت نپسنديدم.
شرق-اكبر منتجبي : اولين گفتوگو با على اكبر ناطق نورى پس از انتخابات رياست جمهورى،در منطقه فرمانيه تهران انجام شد. در منزل او كه در ايام انتخابات رياست جمهورى و حتى انتخابات مجلس هفتم، مركز ستاد فرماندهى شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب بود. به همين دليل نيز گفت وگوى ما با او از ماجراهاى انتخابات رياست جمهورى آغاز شد، پشت پردهها بيان شد و اين موضوع به برنامههاى تبليغاتى احمدىنژاد رسيد. او گفت در جريان انتخابات احمدىنژاد برنامههايش را ارائه داد اما آن برنامهها بسيار «فضايى» بود. اين گفت وگو آرام آرام به تغيير مديران در دولت كنونى رسيد، سپس بحث انتخابات خبرگان پيش كشيده شد و نهايتاً با پرونده هستهاى به اتمام رسيد. ناطق نورى بسيار خوش مشرب و خوش اخلاق و منصف است. او سالى سه بار پاى پياده از كوههاى جماران تا شهر نور در استان مازندران سفر مىكند. بسيار ورزش مىكند و به جاى قند از خرماهاى ريزى كه تنها در منزل او يافت مىشود، استفاده مىكند. كتابخانه او پر بود از كتابهاى دينى و ميز كارش بسيار شلوغ بود. ناطق نورى با خنده و شوخى از همه انتقاد كرد. از دولت خاتمى گرفته تا دولت احمدىنژاد و ديگرانى كه او را پيش از اين دلگير كرده بودند.

••• ••• •••
• مدتهاست كه جناب عالى در عرصه سياست سكوت پيشه كرده ايد. خصوصاً بعد از انتخابات رياست جمهورى و برخى اتفاقات، اين سكوت سنگين تر و چشمگيرتر شد. هر بار نيز كسى به شما نزديك شد و علت را پرسيد، او را با سكوت بدرقه كرديد. علت اين سكوت چيست؟ آيا از سياست دورى كردهايد؟
اين سكوت جديد نيست. خيلى پيشتر از انتخابات و وقايع آن بر اين تصميم بودم كه كمتر سخن بگويم. بنا داشتم كه سكوت كنم و تصميم گرفته بودم كمتر مصاحبه كنم.
• چرا؟ از چه زمانى به اين تصميم رسيديد؟
فكر مىكنم بعد از مجلس پنجم بود كه به اين سمت حركت كردم. تصميم گرفته بودم زياد سخن نگويم تا اينكه به انتخابات رياست جمهورى دوره هفتم رسيديم. من به اين اصل اعتقاد دارم كه مسئولان كشور و سياسيون ما بسيار حرف مىزنند. مصاحبههاى زيادى دارند و همين باعث مىشود كه سخنانشان كم اثر شود و ديگران نيز روى اين سخنان تعمق نمىكنند. ضمن آن ممكن است تبعات و مسائلى نيز به دنبال داشته باشد.
• اما به نظر مىرسد شما به اين دليل سكوت نكردهايد.
نه. اين اصلى است كه من به آن اعتقاد دارم و قائلم كه مسئولان بايد كمتر سخن بگويند. خاطرم هست در سال ۴۶ كه من را دستگير كرده بودند به زندان قزل قلعه برده بودند. آنجا چند نفر زندانى تودهاى هم وجود داشت. بعداً با هم آشنا شديم. در مسير وضو گرفتن گاهى آنها را مىديدم و كلامى با هم سخن مىگفتيم. يكى از آنها با ايما و اشاره به من گفت كه وقتى براى بازجويى بردندت، كم حرف بزن. پاسخهاى بازجو را كوتاه بده. دليل آن را فهميدم. اما بعداً كه روابط ما كمى آزاد شد و اجازه دادند ارتباطات بيشتر باشد، از او پرسيدم منظورت را برايم روشن تر كن. گفت بعضىها عادت دارند كه وقتى از آنها سئوال مىشود مرتب پاسخ بدهند و صحبت كنند. اما غافل هستند كه بازجو از ميان آن جوابها سئوالات جديدى مطرح مىكند. زيرا تخصص يك بازجو اين است و او حرفهاى است. هرچه بيشتر انسان حرف بزند، ممكن است خطاى بيشترى نيز داشته باشد.
• اما شما در جريان انتخابات دوره نهم رياست جمهورى كم و بيش اظهاراتى داشتيد، در جلسات و محافل ديده مىشديد. اما ناگهان سكوت پيشه كرديد.
خوب در انتخابات رياست جمهورى جريان ما در شوراى هماهنگى نيز مثل همه جريانات ديگر دچار بعضى از تفاوت ديدگاهها شد. در نتيجه چالشهايى به وجود آمد. ترجيح من در اين ايام اين بود كه كمتر سخن بگويم. مصلحت را در اين ديدم كه اين كمتر حرف زدن باعث شود تنشها و چالشها كمتر شود.
• اما چالشها كمتر نشد. شد؟ هرچه بيشتر به شب انتخابات نزديك مىشديم، چالشها بيشتر مىشد و به تبع آن سكوت شما پررنگ تر.
خب، گفتم كه من تصميم قبلى ام اين بود كه كمتر سخن بگويم. از همان مقطع نيز تصميم گرفتم از فعاليتهاى تشكيلاتى كنار بكشم.
• يعنى از شوراى هماهنگى؟
حالا چه در شوراى هماهنگى و چه شبيه به اين نوع تشكيلات. خب لازمه اش اين بود كه كمتر سخن بگويم. زيرا مرتب اين سئوال مطرح مىشد كه چرا كنار مىروى، چه اتفاقى رخ داده و من بايد به اين سئوالات جواب مىدادم. به همين خاطر تصميم گرفتم دم پر نيايم و سخنى نيز نگويم.
• حالا اين كنار كشيدن از فعاليتهاى تشكيلاتى آيا به معناى پايان فعاليتهاى سياسى و خداحافظى با آن است؟
نه. ماها كه قائل به اين هستيم دين و سياست ما يكى است و منشاء آن از يك جا است نمى توانيم سياست را كنار بگذاريم. ما از ابتدا اين گونه بار آمديم و نمى توانيم از مسائل سياسى كشور جدا شويم.
• پس تصميم داريد همچون آقاى كروبى تشكيلات جديدى را راه اندازى كنيد يا حزب جديدى پايه گذارى كنيد؟ اين تعبير درست است؟
مى خواهم انفرادى در سياست فعاليت كنم. قصد ندارم مثل آقاى كروبى كه اعتماد ملى را راه انداختند، چنين كارى بكنم. سليقه من متفاوت است. به همان علت كه در مجلس ششم ثبت نام نكردم، در مجلس هفتم كه به نظر مىرسيد وضعيت براى ما مهيا بود، ثبت نام نكردم، به همان دليل نيز از اين صحنه هم كنار رفتم.
• آن دليل چيست؟
هر كسى بايد براى فعاليتهاى تشكيلاتى خودش عمرى را تعريف كند. اين عمر كه تمام شد بايد به اتاق فكر برود و ديگران از تجربه او استفاده كنند. اما به عنوان يك عنصر سياسى مثل بسيارى ديگر در صحنه هستم ولى در تشكيلات نيستم.
• در واقع مىتوان استنباط كرد كه شما از جامعه روحانيت مبارز نيز كناره گيرى كرده ايد؟
خير. جامعه روحانيت يك تشكيلات حزبى نيست. روحانى است. از قبل از انقلاب نيز بود. آقاى مطهرى از جمله بنيانگذاران آن بود. يك روز به من گفت كه آقاى نورى، اين آقايون و علماى مناطق را هفتهاى يك بار دور هم جمع كنيد تا با هم گپى بزنند. اين اتفاقى مفيد است. وقتى جمع شدند از يكديگر مىپرسند چه خبر. بعد كم كم كه اخبار داغ شد مى گويند چه بايد كرد. اين آغاز يك حركت است. جامعه روحانيت اين گونه شكل گرفت. اين جمع، پدرانه به انقلاب و نظام نگاه مىكند و مدافع آن است. كار سياسى مىكند. جمع مىشوند و از اصول انقلاب دفاع مىكنند. ولى آن چنان كه تصور مىرود كار حزبى نمى كند. لذا عضويت من در آنجا ثابت است و در جلسات شركت مىكنم.
• اما به هرحال جامعه روحانيت در انتخابات نقش آفرينى سياسى دارد. شما هم در اين حزب يا تشكل تاثيرگذاريد. اين يك كار تشكيلاتى است و به نظرم منافات دارد با سخن پيشين شما.
شايد من به اندازه خودم تاثيرگذار باشم. اما يك نفر هستم. دبير ما جناب آقاى مهدوى كنى است. بله جامعه روحانيت كار سياسى هم مىكند. اما تشكيلات حزبى نيست.
• برگرديم به ماجراى انتخابات كه در ابتداى سخن به آن اشاره شد. از برخى چالشها در شوراى هماهنگى سخن گفتيد. اين شوراى هماهنگى اصلاً از چه زمانى راه اندازى شد و ماجراى تشكيل آن چه بود؟
مدتها قبل از اينكه شوراى هماهنگى تشكيل شود روزى به دوستان در تشكلهاى جبهه پيروان خط امام و رهبرى و تشكلهاى همسو گفتم كه به دنبال شخص ديگرى به جاى من بگرديد. مىخواهم كنار بروم. اما هيچ وقت اين اتفاق نيفتاد و هرچه به انتخابات شوراهاى دور دوم و بعد مجلس هفتم و سپس انتخابات رياست جمهورى نزديك شديم، كسى پيدا نشد كه بيايد زير اين بار سنگين. من ناگزير ماندگار شدم. بعد ديدم اين دوستان ما، خيلى ناهماهنگ حرف مىزنند، مصاحبه مىكنند و يا مسائلى را مطرح مىكنند. خب لازم بود هماهنگىهايى صورت بگيرد.
• كدام از گروهها و دوستانتان ناهماهنگ بودند.
تشكلهاى همسو كه با ما مرتبط بودند بيشتر از ديگران ناهماهنگ بودند. بالاخره تصميم گرفتم آنها را جمع كنم. پيشنهاد دادم كه يك جمع متمركز بشويم و هماهنگ حركت كنيم. اگر بنا است حرف بزنيم، همه يك نظر را بگوييم.
• اين در چه دوره زمانى بود؟
حدوداً قبل از انتخابات دور دوم شوراها بود.
• اوايل سال ۸۰؟
تقريباً. در آن جلسه گفتم اگر قرار است كسى حرفى بزند، بايد معلوم باشد كه چه مىگويد. جلسات آرام آرام شكل گرفت و اين هماهنگى بيشتر شد. بعداً كه مىخواستيم اسم بگذاريم، پيشنهاد داديم كه بشود شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب.
• آيا اصول ثابتى هم وجود داشت تا اين همگرايى بيشتر شود؟
بله. چهار اصل را اعلام كرديم. گفتيم كه هر حزب و تشكيلاتى كه اين ۴ اصل را قبول دارد، مىتواند در اين شورا حاضر شود. آن اصول؛ اسلام، انقلاب، امام و رهبرى بود. با اين اصول بالاخره شكل گرفت و انتخابات شوراها از راه رسيد.
• در آن زمان اما بحثى در اين باره نمى شد كه مثلاً تحت عنوان شوراى هماهنگى جمعى فعاليت مىكنند.
در آن زمان تابلوهاى مختلفى را براى شهرها در نظر گرفتيم. فعاليت متمركز در شوراى هماهنگى بود. اما نيروها را آزاد گذاشتيم كه كانديداها و نام تشكل و گروهشان را نيز خود انتخاب كنند.
• در تهران نيز اين اختيار عمل وجود داشت؟
بله. شوراى هماهنگى مركز با نام آبادگران فعاليت كرد. اما در شيراز به نام آفتاب فعاليت كرد يا در شهرهاى ديگر با اسامى ديگر. بعد از آن نيز شوراى هماهنگى در مجلس هفتم و انتخابات رياست جمهورى نقش آفرين اصلى بود.
• اما در انتخابات رياست جمهورى، شوراى هماهنگى به پايان راه نرسيد. فكر مىكنم از بهمن ماه ۸۳ شما كناره گيرى كرديد و اختلافات افزايش يافت.
البته من تا شب آخرى كه كانديداى ما در صحنه حضور داشت حاضر بودم.
• يعنى تا ۲۷ خرداد؟
بله. من به آقاى لاريجانى قول داده بودم. به ايشان گفتم چه مرحله اول و چه مرحله دوم تا زمانى كه شما در صحنه باشيد من هستم و حمايت مىكنم اما پس از آن نيستم.
• پس اين بحث كناره گيرى شما و اينكه اعلام شد قهر كرديد چه بود؟
نه. قهر نكردم.
• اما عنوان شد كه قهر كرديد.
اين تلقى به وجود آمده بود، در حالى كه من حضور داشتم.
• در جلسات شوراى هماهنگى حضور داشتيد؟
بله. تا شب آخر يعنى ۲۷ خرداد، حاضر بودم. همه جلسات نيز در دفتر من برگزار مىشد. تا شب آخر جلسات در دفتر من بود، قهرى در ميان نبود.
• در جريان انتخابات شما به صراحت اعلام كرديد كه آقاى هاشمى را در ليست خودتان قرار نمى دهيد. در حالى كه ايشان عضو جامعه روحانيت بود و به شما نزديك. چرا اين تصميم را گرفتيد؟
به خاطر اينكه آقاى هاشمى تصميم نگرفته بود.
• اما مشخص بود كه در انتخابات شركت مىكند.
ما احتمال نيامدن ايشان را بيشتر از آمدنش مىداديم.
• يعنى شما با اين خبرگى در سياست نمى توانستيد حدس بزنيد كه آقاى هاشمى مىآيد؟
خوب آقاى هاشمى از ما خبره تر هستند. اتفاقاً در سياست ايشان بسيار باهوش هستند. البته من خودم در خصوص تصميمات ايشان ان قلتهايى نيز داشتم. واقعاً ما نمى دانستيم كه آقاى هاشمى بالاخره مىخواهد بيايد يا نه. من چندبار با ايشان صحبت كردم و هميشه به اين نتيجه مىرسيديم كه ايشان نمى آيد. وقتى كانديداى نهايى ما آقاى لاريجانى شد رفتم پيش ايشان. گفتم كه كانديداى ما ايشان هستند. شما چه مىكنيد. آقاى هاشمى رد نكردند اما گفتند كه «مطلوب من آقاى ولايتى است. اما اگر آقاى لاريجانى هم باشد، مخالف نيستم.» وقتى اين جمله را گفتند، براى ما عدم حضور ايشان تقويت شد.
• اگر آقاى هاشمى زودتر اعلام مىكرد، شما حاضر بوديد كه از آقاى لاريجانى صرف نظر كنيد؟
اگر جدى تر حاضر مىشدند، ما تصميم خودمان را مجدداً بررسى مىكرديم. اما چون تا يك مقطعى چيزى نگفتند ما هم نمى توانستيم دست روى دست بگذاريم. نيروها در استانها بلاتكليف بودند.
• خود شما آيا علاقه مند بوديد كه آقاى هاشمى كانديدا شود يا خير؟
در شوراى هماهنگى در اين باره بحث بود. خيلى زياد هم بحث شد.
• خود شما چطور؟ آيا علاقه مند بوديد؟
اگر ايشان تصميم مىگرفتند و وارد صحنه مىشدند و آن وقت حتماً ما نيز با توجه به نظر سنجىهايى كه داشتيم، اين موضوع را بررسى مىكرديم. من به لحاظ اينكه سخت معتقد به كار جمعى بودم، هرگز نظر خودى نمى دادم. همان گونه كه گفتم به بررسى مىگذاشتم تا جمع چه تصميم بگيرد.
• بعد از پيروزى آقاى احمدىنژاد خاطرم هست آقاى هاشمى به ايشان تبريك نگفت. بيانيه يا اعلاميهاى در اين باره منتشر نشد. آقاى خاتمى نيز با تاخير به ديدار ايشان رفت و از حضور مردم در انتخابات تشكر كردند. شما نيز سكوت كرديد. هيچ كلامى نگفتيد. در حالى كه مدتى پس از تشكيل مجلس هفتم، به ميان نمايندگان رفتيد و شور و شوقى به پا شد. حالا علت اين كه شما بعد از اين پيروزى سكوت كرديد چه بود؟
من خاطرم نيست به مجلس هفتم رفته باشم.
• اما من يادم هست. گويا دعوتى صورت گرفته بود؟
درسته. در ساختمان جديد من يك جلسه به مجلس هفتم رفتم. اگر اشتباه نكنم فراكسيون اكثريت جلسه گذاشته بود. جريان انتخابات بود. سئوالاتى را درباره انتخابات داشتند. من رفتم و به اين سئوالات پاسخ دادم. اين به ذهن من مىرسد.
• من خاطرم هست كه شما به مجلس رفتيد و در صحن نيز حضور داشتيد عكسهاى آن جلسه نيز منتشر شد.
جلسه غير علنى بود. براى پاسخگويى به فراكسيون خودمان رفته بودم.
• حالا بحث اين است كه شما به رغم حضور در مجلس، در دولت حاضر نشديد يا پيام تبريكى ارسال نكرديد. چرا؟ از انتخاب آقاى احمدىنژاد ناراحت بوديد؟
نه. اصلاً اين طور نيست. من زمانى كه آقاى خاتمى براى دومين بار رئيس جمهور شدند، پيام تبريكى منتشر نكردم. حضوراً تبريك گفتم اما به صورت پيام نه.
• اما در دور اول رياست جمهورى آقاى خاتمى در سال ۷۶ كه پيام داديد. در دور دوم نيز موضوع كمى فرق مىكند. آقاى خاتمى از يك گروه ديگر بود اما آقاى احمدىنژاد از گروه خودتان بود.
در مرحله اول كه پيام دادم، خب من رئيس مجلس پنجم و رقيب ايشان بودم. مصلحت را در اين ديدم براى اين كه تنش جامعه بخوابد و كارها روال پيدا كند، حتى قبل از اعلان رسمى نتيجه انتخابات من پيام تبريك دادم. اما بار دوم موضوع متفاوت بود. اين عكس العمل طبيعى بود. براى چى بايد بيانيه مىدادم. من تبريكم را وقتى آقاى خاتمى به منزلم آمدند به ايشان گفتم، تلفنى هم گفته بودم.
• من بحثى درباره دور دوم رياست جمهورى آقاى خاتمى ندارم. درباره آقاى احمدىنژاد پرسيدم كه شما سكوت كرديد.
آقاى احمدىنژاد هم به مانند آقاى خاتمى بود. تفاوتى بين برخوردم نمى بينم. آقاى احمدىنژاد كه انتخاب شد، روز دوم انتخابات به نظرم شنبه بود من تلفن كردم و تبريكم را تلفنى گفتم.
• اين سوال را به اين خاطر پرسيدم كه شما گفتيد تا شب ۲۷ خرداد از آقاى لاريجانى حمايت كرديد و بعد از آن در فرآيند انتخابات شركت نكرديد. حتى شنيدم رفته بوديد به شهر نور.
البته نور نبودم، به سارى رفته بودم.
• به هرحال در تهران نبوديد و اين مهم بود. چرا در آن يك هفته حساس كار را تعطيل كرديد؟
من ديگر بنا نداشتم كار تشكيلاتى بكنم.
• جاى تعجب دارد. چون در مهم ترين و حساس ترين لحظات يك مرتبه به سفر رفتيد.
بله. چون كانديداى ما آقاى لاريجانى بود و به مرحله دوم نيامد و از آنجايى كه مىخواستم كناره گيرى كنم، اين زمان را مناسب ديدم. قصدم اين بود كه ديگر كار تشكيلاتى نكنم.
• به نظر خودتان تصميم عجولانهاى نبود؟
نه. به تدريج به اين نقطه رسيدم.
• اما شبى كه قرار بود ميوه درخت شما به ثمر برسد، كنار كشيديد و اين كمى عجيب بود.
(با خنده) ميوه ما كال از درخت افتاد. نرسيد.
• چطور شد كه ميوه شما نرسيد؟ اصلاً آقاى لاريجانى چگونه كانديداى شما شد.
نظر جمعى اين بود. ما به ايشان رسيديم.
• اما انتقادى كه شد اين بود كه مركز شوراى هماهنگى راساً اقدام به اين كار كرده است و اصلاً به نظر نيروهاى بدنه توجهى نكرده است. در حالى كه گويا قرار بود به نظر جمع و نيروها تمكين شود.
از اول هم قرار نبود كه نظر نيروها لحاظ شود. از ابتدا قرار بر اين بود كه هسته مركزى شوراى هماهنگى تصميم بگيرد.
• اتفاقاً همين باعث شد كه كانديداهاى ديگر شما مثل آقاى ولايتى، احمدىنژاد يا حتى آقاى رضايى انتقاداتى را مطرح كنند يا مثلاً آقاى احمدىنژاد و ولايتى در جلسات شما شركت نكنند.
آقاى احمدىنژاد در جلسات شركت مىكرد. تا آخرين روز هم در جلسات حضور داشت.
• اما اخبار منتشره به گونه ديگرى بود. حالا بفرماييد آقاى لاريجانى چگونه انتخاب شدند؟
از ابتدا كه شوراى هماهنگى براى انتخابات فعاليتش را شروع كرد اين سئوال مطرح شد كه چه كسى را به عنوان كانديدا معرفى كنيم. جمع به اين نتيجه رسيد كه يك نفر را معرفى نكنيم. گروههاى مختلف چهار نفر را در ابتدا پيشنهاد كردند. آقاى ولايتى، لاريجانى، توكلى و احمدىنژاد. جلوتر كه رفتيم آقاى رضايى نيز مطرح شد و ايشان را هم در ليست لحاظ كرديم. بعد از اين پيشنهاد كردم كه ديگر كسى را به ليست اضافه نكنيم. اين پيشنهاد تصويب شد. علت نيز اين بود كه مرتباً افراد ديگرى پيشنهاد مىشدند و ما اگر مىپذيرفتيم بايد تا شب انتخابات مشغول افراد مختلف مىشديم و زمان را از دست مىداديم.
• با همان ۵ نفر ليست بسته شد؟ يا آقاى قاليباف هم مد نظر بودند؟
نه. با همان ۵ نفر. بعد هم مشغول احصاى معيارهاى خودمان شديم. سپس از كانديداها دعوت كرديم. براى هر كدام دو جلسه برگزار كرديم. تك به تك مىآمدند و بررسى مىشدند.
• جلسه در دفتر شما بود؟
در همين جايى كه الان شما هستيد. به تعبير شما جلسه در فرمانيه بود. البته برخى جلسات نيز در دفترم برگزار شد.
• اين جلسات از كى آغاز شد؟
تقريباً از ماه رمضان بود. با هر كدام دو جلسه برگزار كرديم.
• در حضور ديگر كانديداها؟
نه. تك به تك. البته جلساتى بود كه همه حضور داشتند اما اين جلسات تك به تك بود.
• چه نكاتى مد نظر شما بود؟ معيارها چه بود؟
نكات مختلف كه براى هر كانديدا مطرح بود مورد پرسش قرار مىگرفت.
• به طور مصداقى، بفرماييد چه مواردى بود؟
مثلاً ضعفهاى برخى از آقايان در شيوه مديريت يا مسائل ديگر مطرح مىشد. سئوال پرسيده مىشد و آنان جواب مىدادند. در واقع يك نوع بازجويى بود. بى پرده و آشكار تمام بحثها را با آنها در ميان مىگذاشتيم و آنها را يادداشت مىكرديم.
• درباره كابينه نيز سئوال مىكرديد؟
كه چى؟
• مثلاً نامزدها كابينه و معاونان خود را به شما معرفى كنند تا اطمينان حاصل شود؟
نه. نه. اصلاً. اين مسائل مطرح نبود. من كه مسئول شوراى هماهنگى بودم و ريز قضايا را داشتم به صراحت مىگويم كه چنين مباحثى مطرح نبود. مسائل اين بود كه مىپرسيديم مىگويند شما مدير ضعيفى هستيد يا اين اشكال را داريد. يا قبيله گرا هستيد. فاميل گرا هستيد. خب آنها نيز جواب مىدادند.
• مسائل مالى نيز مطرح مىشد؟
همه چيز. مالى، زندگى، اموال، بچهها، همه چيز. اما رفته رفته بعضى از آقايان احساس مىكردند كه سركار هستند. برخى شيطنت مىكردند و به آنها مىگفتند كه شماها سركار هستيد و انتخاب شوراى هماهنگى از قبل انجام شده است.
• چه كسانى اين سخنان را مىگفتند؟ گروههاى همسو با روحانيت؟
نه. از بيرون نيز اين مسائل مطرح مىشد. در داخل خودمان هم عدهاى به اين مسائل مىپرداختند.
• شما سعى نكرديد اين ابهامات از بين برود؟
چرا. يك بار وقتى همه جمع بودند، آقاى عسگراولادى خطاب به جمع گفت من پيرمردتر از همه شماها هستم. به مرگ نزديك ترم به شما شهادت مىدهم كه اين جمع با مسئوليت آقاى ناطق نورى هيچ گرايشى نسبت به هيچ يك از شماها نشان نداده است و هيچ كدام نيز نمى دانيم اگر بخواهيم تصميم بگيريم، به كدام يك راى مىدهيم. اين بحث را چند بار آقاى عسگراولادى مطرح كردند.
• اما با اين حال جلسات كم و بيش بدون حضور تمام كانديداها برگزار مىشد. مثل جلسه ۲۷ آذر كه آقاى احمدىنژاد نيامد. يا حتى بعدتر.
در جلسه ۲۷ آذر كه آقاى احمد ى نژاد نيامدند، من گله كردم كه چرا وقتى شما را دعوت كرديم و بقيه آمدند شما نيامديد. نامهاى نوشتند كه من در شهردارى مشغول خدمت هستم. البته رد نكرد كه من كانديدا نيستم.
• آقاى ولايتى چطور؟
ببينيد تشكلهاى ما هم مستقلاً تصميم تشكيلاتى مىگرفتند و هم تابع نظر شوراى هماهنگى بودند. يعنى آنها كانديداهاى مورد نظرشان را به ترتيب اولويت براى ما فرستادند. بعضى از اين تشكلها در ليست خود نام آقاى ولايتى را ننوشته بودند يا به عنوان آخرين كانديدا نام برده بودند. برخى افراد از همين تشكلها كه در جمع ما نيز بودند، رفته بودند پيش آقاى ولايتى با ايشان صحبت كنند كه مثلاً چه التزامى به تشكيلات داريد، چه التزامى نداريد در آنجا به آقاى ولايتى گفته بودند، البته شما بدانيد كه اگر ما بخواهيم به شما راى بدهيم، اين جمع تصميم گير بايد به اتفاق آرا راى بدهد. آقاى ولايتى ديد كه از يك طرف اتفاق آرا لازم است و از طرف ديگر مىديد اين آقايى كه چنين مىگويد، خودش از تشكيلاتى است كه به ايشان راى نداده است. لذا معناى آن اين بود كه به عنوان نفر اول برگزيده نخواهد شد. در صورتى كه اين كج سليقگى اين آقا بود. اين اشكال را من گرفتم و گفتم كه بد سليقگى كرديد. بعداً نيز با آقاى ولايتى در همين ساختمان ديدارى داشتيم. گفتم چنين نيست كه مىگويند. شما در تصميم خيلى عجله كرديد. از آنجا آقاى ولايتى از ما جدا شد.
• شما هم از ليست ايشان را خارج كرديد؟
نه خير. ايشان تا آخر در ليست ما بودند و هيچ وقت آنها را رد نكرديم. تصميم داشتيم كه هيچ كدام را از ليست خارج نكنيم. ليست ما همچنان موجود است.
• چگونه راى گيرى كرديد؟
اتفاقاً همين جا راى گيرى كرديم. همه جمع شده بودند. معيارها را داشتيم. با نام تمام ۵ كانديدا. مثل روز امتحان هركس ورقه خود را پر كرد. قسم داديم كه هيچ كس به دست ديگرى نگاه نكند و گفتيم هيچ كس به ديگرى خط ندهد. هركس نظر خودش را بنويسد و بعد نظرات را بخوانيم ببينيم كه چه كسى بيشترين راى را آورده است.
• اين نتيجه گيرى مورد قبول قرار گرفت؟
در يك مقطعى آقاى احمدىنژاد آمد پيش من و گفت كه براى اداره كشور طرح دارم و شما نمى گذاريد كه من طرحم را بيان كنم. ما براى همه دو جلسه گذاشته بوديم، براى آقاى احمدىنژاد ۳ جلسه گذاشتيم. آمد طرحش را بيان كرد. يادداشت كردم كه يك ساعت و سه ربع فقط ايشان صحبت كردند.
• نظر شما درباره طرح ايشان چه بود؟
خيلى فضايى بود.
• به خودشان گفتيد؟
بله. گفتم كه ممكن است بعضى از اين برنامهها عملى نشود و بعضى هم عملى بشود. اما خيلى آرمانى است.
• ناراحت نشدند؟
نمى دانم واقعاً. اما فرداى آن روز يك نامه براى من نوشتند و گفتند كه من ديگر كانديداى شوراى هماهنگى نيستم.
• كناره گيرى آقاى احمدىنژاد قبل از نوروز ۸۴ بود؟
بله فكر مىكنم قبل از نوروز بود. حدوداً بهمن.
• چرا شوراى هماهنگى به نظرات نيروهاى بدنه توجهى نكرد؟ در حالى كه از ابتدا عنوان مىشد نظرات نيروهاى انقلاب ملاك است.
گفتم از ابتدا بنا بر اين بود كه مركز شوراى هماهنگى تصميم گيرى كند. در انتخابات مجلس هفتم يا دور دوم شوراها نيز چنين كرديم.
• اما من در زمان انتخابات كه با آقاى لاريجانى گفت وگو كردم، ايشان نيز از اينكه يك فرآيند دموكراتيك به وجود آمده سخن گفتند و بر اين موضوع كه از پائين به بالا تصميم گرفته مىشود تاكيد كردند.
خب اين منافاتى با روش دموكراتيك ندارد. ببينيد تشكلها بسيار بودند. نيروها نيز زياد بودند. اگر مىخواستيم بدنه تصميم بگيرد كه اصلاً نمى توانستيم جمع كنيم. چون بدنه يعنى نيروهاى شهرستانى، بخشها، استانها. اگر هر كدام يك نظر مىدادند، اصلاً ما به نتيجه نمى رسيديم.
• پس چرا در ميان نيروهاى خودتان فرمهاى نظرسنجى پخش كرديد و نظرات آنان را پرسيديد؟
خب نظرسنجى براى ما به قول كاسبها، نقش مظنه را ايفا مىكرد. مىخواستيم فضا را بسنجيم و استعلام كنيم. اما قطعى نبود. ما يك شوراى مركزى داشتيم. اين شورا جمعى را انتخاب كرد كه اين جمع به هر نتيجهاى رسيد ديگران آن را ملاك قرار دهند.
• آيا نظرسنجىها با آنچه كه شما انتخاب كرديد، نتيجهاى يكسان داشت؟
در نظرسنجىها، آقاى لاريجانى خوب جلو مىآمدند. اما نظرسنجىها هميشه قابل اعتماد نيستند. آقاى هاشمى تا لحظات آخر بالا بود. مردم نظر مىدهند اما نظرشان به هر دليل عوض مىشود. يك نكته بود كه برخى غافل بودند. در نظرسنجىها دوتا سئوال معمولاً مطرح مىشد. اول به چه كسى راى مىدهى، دوم به چه كسى راى نمى دهى. به نظرم اطرافيان آقاى هاشمى از اين موضوع غافل بودند. اگرچه در اغلب نظرسنجىها ايشان نفر اول بودند و مثلاً ۳۵ درصد مىگفتند كه به آقاى هاشمى راى مىدهند، اما در پاسخ به سئوال دوم نيز مثلاً ۴۹ درصد مىگفتند به هاشمى راى نمى دهيم. به همين خاطر ما نظرسنجىها را مدنظر داشتيم و اتفاقاً مطابق تحليل ما نيز پيش رفت. تصور ما اين بود كه چون آراى منفى ايشان بالا است خيلى موفق نباشد.
• صرف نظر از آقاى هاشمى، ديگران چطور؟ آيا نتيجه نظرسنجىها با انتخاب شما يكسان بود؟ ديگران چنين نظرى نداشتند.
خب شرايط هميشه عوض مىشود. يادتان هست وقتى آقاى قاليباف كانديدا شد، معادلات به هم ريخت و ايشان چند روزى در صدر نظرسنجىها قرار گرفت. از اين نوع اتفاقات كم نبود.
• بحث آقاى قاليباف مطرح شد. آيا ايشان يكى از كانديداهاى شوراى هماهنگى بودند؟
نه. ايشان كانديداى ما نبودند.
• چرا؟ با توجه به اين كه به نظر مىرسيد نظرات بسيارى را به خود جلب كرده است.
زمانى كه ايشان فرمانده نيروى انتظامى بود، از ايشان پرسيديم كه آيا در انتخابات شركت مىكنيد يا خير. گفتند كه نه. من نظامى هستم. همين جورى نمى توانم بيايم. بايد اجازه بگيرم. در صورتى كه بالاخره تحركات را مىديديم و نشانههاى فعاليت ايشان براى ما آشكار بود. آقاى باهنر را فرستاديم با ايشان صحبت كرد. گفتند كه نه. ما بايد استعفا بدهيم و اجازه بگيريم همين طورى نمى توانيم در انتخابات شركت كنيم.
• وقتى كه استعفا داد چطور؟
نه. ما ديگر ايشان را در ليست خودمان قرار نداديم.
• اما برخى از احزاب شوراى هماهنگى، از جمله جمعيت ايثارگران از ايشان كاملاً حمايت كرد.
بله. البته ايثارگران در يك مقطعى ديگر خرجشان را از ما جدا كردند. عنوان شوراى هماهنگى نيروهاى اجتماعى را براى خود برگزيدند و راهشان از ما جدا شد.
• در فراز و نشيب شوراى هماهنگى، يك روز ناگهان اعلام شد كه اعضاى شوراى مركزى اضافه مىشوند. از قرار معلوم برخى احزاب اصولگرا به انتخاب اوليه شما اعتراض داشتند. نامهايى اعلام شد ولى جلسهاى تشكيل نشد. چرا؟
ببينيد ما در ايران حزب نداريم. قبيله داريم و كارهاى قبيله اى. زمان انتخابات نيز اختلافات قبيلهاى افزايش پيدا كرد. برخى از تشكلهايى كه با ما بودند، اعتراضاتى را بيان كردند. بحث شد كه چند نفر كه مورد تاييد معترضين بودند به اعضاى شوراى هماهنگى اضافه شوند تا به يك تصميم برسيم.
• پس چرا جلسات تشكيل نشد؟
براى اينكه موضوع منتفى شد.
• چرا موضوع منتفى شد؟
براى اينكه ديگر بين كانديداها هماهنگى وجود نداشت. برخى كناره گيرى كردند، برخى گفتند كه ما نيستيم، برخى گفتند ما از شوراى هماهنگى نيستيم. خب وقتى يك كسى مىگويد كانديداى شورا نيستم، ديگر معنى نداشت كه ما آن جمع را تشكيل بدهيم.
• شما كه مىگوييد هر ۵ نفر را در ليست داشتيد و كارى به نظرات و سخنان آنها نداشتيد.
ما احترام مىگذاشتيم. اما آنها خودشان جمع ما را قبول نداشتند. حتى پاى ميز نمى آمدند. بعداً برخى از آنها رفتند يك ائتلافى را تشكيل بدهند، اما آن ائتلاف هم صورت نگرفت. خب چرا و چطور شوراى جديدى با اضافه كردن برخى تشكيل دهيم كه بعضى از نامزدها و يا دوستانشان حاضر به شركت در جلسه نبودند.
• خاطرم هست كه بعد از انتخابات مجلس هفتم، شما جملهاى را بيان كرديد. گفتيد كه پس از مجلس اول كه ۲۷ عضو آن در حزب جمهورى اسلامى شهيد شدند، مجلس هفتم بهترين مجلس نظام است. يادتان هست.
بله. زيرا معتقد بودم مجلس هفتم، حتى با خودى هم وارد معامله نمى شود. در جريان انتخاب كابينه نيز ديديد. اين در مجالس ديگر كمتر ديده مىشد.
• بله. سئوالم در اين باره است چرا مجلسى را كه شما اين گونه خطاب كرديد، در جريان انتخابات رياست جمهورى مقابل شما ايستادند و مخالف شما نظر دادند. مشخصاً جمعيت ايثارگران كه در مجلس هفتم نيز تاثير فراوانى دارد، شما را به شيخوخيت متهم كردند. در زمان انتخابات با آقاى دارابى قائم مقام سابق اين حزب گفت وگو كردم. گفتند كه شما نظرتان بر يك كانديداى به خصوص است و تاكيد كردند كه نظر مردم براى جناح راست ملاك نيست. چرا اين اتفاق افتاد؟
اولاً كه جمعيت ايثارگران اكثريت مجلس را در اختيار ندارد، ثانياً به صراحت مىگويم كه تاثيرگذار هم نيستند. اينگونه نيست كه اكثريت مجلس تابع نظرات آقايان ايثارگران باشند. ضمناً ارزشى بودن و معامله نكردن معنايش اين نيست كه حتماً از من حمايت بكنند يا نظر من را تاييد كنند.
• ببينيد حاج آقا، بالاخره در جريان انتخابات اتفاقاتى رخ داد. شما تشكيلاتى را هدايت مىكرديد كه عملاً تبعيتى از سوى افراد زيرمجموعه ديده نمى شد. بعضاً اظهارات اعتراضى نيز بيان مىشد. مثل سخنان آقاى دارابى.
اولاً آقاى دارابى اهل مجلس نيست...
• نيست. اما جزء ايثارگران بود.
بله اعتراض ايشان همان مسئلهاى بود كه پيشتر به آن پرداختيم. معتقد بودند كه ما به يك كانديداى خاص نظر داريم و انتخاب خودمان را كرده ايم. در حالى كه خود اين آقايان معترض رفتند سراغ آقاى قاليباف كه اصلاً در ليست كانديداهاى شوراى هماهنگى نبود. آنقدر تشكيلاتى بودند كه از كل شوراى هماهنگى بيرون آمدند، ۵ كانديدا را گذاشتند كنار و رفتند سراغ يك نفر ديگر. حتى به آقاى احمدىنژاد كه عضو شوراى مركزى آنها بود، توجه نكردند و ايشان را به عنوان كانديداى نهايى انتخاب نكردند. در مرحله دوم ناچار شدند از آقاى احمدىنژاد حمايت كنند چون سخت مخالف آقاى هاشمى بودند.
• بالاخره علت مخالفت ايثارگران با شوراى هماهنگى مشخص نشد؟ ايثارگران اعتراض مىكردند اما مشخص نبود به چه چيزى؟
علت همين بود. اينها مىخواستند به هر دليلى سراغ آقاى قاليباف بروند.
• اجازه بدهيد كمى هم به مسائل اخير كشور بپردازيم. اخيراً در سايتها و محافل از شما نقل شده كه در مجمع تشخيص مصلحت نظام از آقاى احمدىنژاد، جهت گيرىهاى ايشان و غيره انتقاد كرده ايد. اين خبر درست است؟
اينگونه كه شما مىگوييد نبوده. من در مجمع تشخيص سخنانى گفتم اما اين چيزى را كه شما بيان كرديد، غلط است. خودم نيز از جايى ديگر شنيدم. بحث من عليه آقاى احمدىنژاد يا سياستهاى ايشان نبود...
• عليه كه نه. منظورم انتقاد از برخى روشها بود.
حرف من كلى تر بود و به تمام مديريتها بازمى گشت. چه اين دوران، چه دوران گذشته و چه بسا دوران آينده.
• به هر حال انتقادى بود كه مطرح شد. بفرماييد به چه ديدگاههايى انتقاد داشتيد؟
همه مىدانند كه من در روش مديريتى خودم بسته عمل نمى كنم. جناحى هستم و بودم اما جناحى عمل نمى كنم. در رأس قرار داشتم اما تلاش مىكردم در مديريتم به گونهاى عمل كنم كه خدشهاى به آن وارد نشود. اين نقطه نظر مخالفان و موافقان من است و همه به آن اذعان دارند. از اعضاى فراكسيون اقليت مجلس چهارم و پنجم مىتوان پرسيد. از استاندارانم نيز كه از تمام گرايشات بودند، مىتوانيد بپرسيد. با آنها هنوز هم جلسه دارم. خاطرم هست در مجلس چهارم يا پنجم، اقليت وقتى مىخواست طرحى را مطرح كند، از من مىپرسيدند كه اگر در مجلس هستيد، ما طرح را اعلام كنيم، اگر نيستيد ما مطرح نمى كنيم. چون مىدانستند حق شان ضايع نمى شود.
• حاج آقا بالاخره نگفتيد كه انتقادتان در آن روز چه بود.
انتقاد من براساس همين نگاه بود. من مىگويم آدمها مىتوانند هر گرايش سياسى و جناحى داشته باشند، اما در مديريت نبايد تنگ نظر باشند. بايد قاعده بازى را بلد بود. در دنيا نيز چنين است. حزب كارگر يا حزب عوام مىآيد، جمهوريخواه مىآيد روى كار يا دموكراتها فرقى نمى كند، قاعده بازى را بلد هستند. رئيس جمهور وقتى روى كار مىآيد، حق دارد كه وزرا را از حزب خودش انتخاب كند و حتى معاونين را مىتوانند از خودشان انتخاب كنند. اما از معاونين وزرا به پايين نبايد كارى داشت به اينكه افراد متعلق به چه جناحى هستند و چه گرايشى دارند. اينجا بدنه كارشناسى دولت است. متاسفانه در كشور ما اين رعايت نمى شود. جناح «آ» كه مىآيد قلع و قمع مىكند و تا دربان و سرايدار يك مدرسه را نيز عوض مىكند. جناح «ب» نيز همين كار را مىكند. اين امرى پسنديده نيست. شايسته سالارى رعايت نمى شود.
• شما خودتان كه وزير كشور بوديد، اين را رعايت كرديد؟
خوب شد پرسيديد. بله. من دوستان غيرحزبى و بعضاً مخالف حزب خودم داشتم. آنها را به كار دعوت كردم و بهشان پست و مقام دادم. اما يك جمله به آنها گفتم و آن اينكه تا جلوى در وزارت كشور، هر كس هر گرايش و حزبى كه دارد، براى خودش محترم است. اما وارد وزارت كشور كه شديم همه كارمندان وزارت كشور هستيم نه كارمند حزبى كه در آن هستيم. اگر مردانه به من قول مىدهيد كه جناحى عمل نكنيد، تا آخر از شما حمايت مىكنم و واقعاً هم جناحى عمل نكردند و من نيز از آنها حمايت كردم.
• چه اتفاقى افتاد كه مجبور به حمايت از آنها شديد؟
در مجلس يك روز مرا خواستند. نمايندگان يك استانى هم حزب من بودند. اما استاندار غيرحزبى بود و نمايندگان مىگفتند كه ضدحزب ماست بايد او را بركنار كنيد. سه بار كميسيون تشكيل شد. اما من پاى استاندار ايستادم و او را عوض نكردم. گفتم اگر تخلف دارد، بگوييد او را بردارم اما به خاطر اينكه از غيرحزب من است او را برنمى دارم.
• شما معتقديد كه الان در دولت جديد، شايسته سالارى اتفاق نيفتاده است؟
معتقدم نه در اين دولت به طور كامل شايسته سالارى اتفاق افتاده و نه در دولت قبلى. در هيچ كدام از اين دو دولت كنونى و قبلى شايسته سالارى به طور كامل اتفاق نيفتاده است. واقعاً شايد نگاه آقاى خاتمى اين نبود اما گروه تصميم گير كارى كرد كه هر كجا غيرحزبى بود، او را از كار بركنار كردند. الان نيز همين كار را مىكنند. در بعضى از جاها اين كارها را كردند و دارند افراد غيرحزبى يا كسانى كه گرايش ديگرى دارند بركنار مىكنند. اين اشتباه است.
• چه بحثى در مجمع رخ داد كه شما اين انتقاد را به دولت مطرح كرديد؟
مشغول بحث درباره سياستهاى وحدت ملى بوديم. اين بحث درگرفت بنده نوبت گرفتم و گفتم اگر مىخواهيم وحدت ملى برقرار كنيم، بايد نگاهها را تغيير دهيم و دولت تنگ نظرانه و جناحى نگاه نكند. چه اين دولت، چه دولت قبل و چه دولتهاى بعدى. بايد نيروهاى شايسته را از هر جناحى كه هستند، به كار بگيريم و از آنها استفاده كنيم.
• به صورت مصداقى مىتوانيد بفرماييد كه در دولت جديد به كداميك از انتصابها انتقاد داريد يا از كدام يك استقبال كرديد؟
متفاوت است. در بخش اقتصادى من به بعضى از انتصابها انتقاد دارم و برخى را پسنديدم. در سياست نيز همين طور.
• جزيى تر مىفرماييد؟
اينها شخصى و سليقهاى است. اين ديدگاه من است و ممكن است درست نباشد.
• در ارائه مواضع چطور؟ مثلاً سخنان رئيس جمهور محترم را چگونه ارزيابى مىكنيد؟
در صحبتها، بعضى از تعابير را نمى پسندم. نظرم اين است كه برخى صحبتها و تعابير را در اين جايگاه و مقام نبايد داشت. من آقاى احمدىنژاد را از قبل مىشناختم. ايشان در دورانى كه من وزير كشور بودم، فرماندار من در غرب كشور بود. بعداً نيز در شوراى هماهنگى با يكديگر كار كرديم. انسان اصولگرا و متدينى است. دلسوز است. واقعاً هم دوست دارد كار كند. دنبال كارنيز هست. حالا اينكه چگونه برنامهها و سليقهها مىتواند موفق باشد يا نه، بحثهاى اجرايى و نسبى است.
• در مواضع سياست خارجى چطور؟
من در كل مواضع ايشان را رد نمى كنم. ممكن است كه در تعبير و تاكتيك تفاوتهايى قائل شد و كارى ديگر انجام داد و به گونهاى ديگر سخن گفت، اما استراتژى ايشان را در سياست خارجى مىپسندم اما در تاكتيك نظر ديگرى دارم.
• بيشتر توضيح مىدهيد؟
طبع دنيا اين طور است كه اگر ما ضعيف عمل كنيم يا انفعالى رفتار كنيم، مرتباً بايد پاسخگو باشيم. در فوتبال يا كشتى مىگويند بهترين دفاع، حمله است. چرا ما بايد كنار رينگ قرار بگيريم و ديگران ما را بزنند. نه ما حمله مىكنيم. از حقوق بشر در كشورهاى آنان سئوال مىكنيم. چه كسى گفته كه آنها عمل مىكنند و ما عمل نمى كنيم. چه كسى مىگويد آنها حامى تروريست نيستند ما حامى تروريسم هستيم. اين استراتژى خوبى است كه ما پيشتاز باشيم. من اين را مىپسندم. اما در گفتار بايد دقت كرد.
• شما وقتى به بحث شوراى هماهنگى مىپرداختيد، گفتيد كه در يك جلسه آقاى احمدىنژاد آمدند و يك ساعت و سه ربع از برنامه شان براى اداره كشور صحبت كردند. آيا اكنون آن برنامهها را اجرا مىكنند؟
من الان خاطرم نيست كه جزءبه جزء آن برنامهها چى بود.
• شما پيش از اين فرموديد كه برنامههاى آقاى احمدىنژاد آرمانى بود. مىخواهم ببينيم همچنان همان برنامهها در حال پياده سازى است؟
بله آن آرمانها را دارند تعقيب مىكنند. همان ايدهها و ديدگاهها را.
• از منظر ايدئولوژيك يا اجرايى؟
هر دو.
• بسيارى عنوان مىكنند كه دولت جديد آمده است كه زمينههاى ظهور آقا امام زمان را فراهم كند. بسيارى انتقاد مىكنند برخى هم آن را مىپسندند. در جامعه و محافل سياسى اين نظرات به وفور ديده مىشود. برخى موافق و برخى مخالف اين سياستها هستند...
من كه از خود ايشان اين را نشنيدم.
• برخى رفتارها اين شائبهها را پيش كشيده است. مثلاً بودجه ۲۰ميلياردى به مسجد جمكران و بعضى از سخنان كه از مديران دولتى نقل مىشود. يا مثلاً برخى مخالفان دولت، يك مرتبه از اختصاص بودجه دولت براى قدمگاه آقا سخن گفتند.
اين جعل است.
• اصلاً شما خودتان اين موضوع را پيگيرى كرديد؟
بله. من از هركس سئوال كردم كه چه كسى اين حرف را زده، به يك نفر ديگر اشاره كردند. گفتند كه فلانى گفته. از او پرسيدم، او گفت از كس ديگر شنيده. بخش زيادى از اين قضايا، جوسازى است. حتى از خود آقاى احمدىنژاد يا اطرافيان ايشان سئوال شد كه رد كردند. از ايشان نقل شده كه گفته است آقا امام زمان قرار است يك سال ديگر ظهور كنند. از ايشان سئوال شده كه رد كردند. اصلاً به لحاظ دينى و مذهبى گفتن اين نوع سخنان گناه و اشتباه است. روايات غير از اين است. برخى مخصوصاً به اين نوع مسائل دامن مىزنند. اين چيزها انحرافى است و لطمه مىزند. وگرنه مسئله امام زمان كاملاً مشخص است. كارشناس اين مسئله نيز رئيس جمهور و آقاى احمدىنژاد نيست. من و حسن و حسين هم نيستيم. روايات و نامههاى خود حضرت مهدى(عج) وجود دارد. در غيبت كبرى به سر مىبرند و ظهور او نيز معين نيست فقط خدا مىداند و بس. حتى طبق روايات خود امام زمان نيز مىگويند ظهورشان معين نيست الا به اذن الله تعالى. هيچ كس نمى داند. از ايشان روايت داريم كسانى كه وقت تعيين مىكنند، دروغ مىگويند. در نامه ايشان آمده، بعضى ادعاى زيارت مرا مىكنند، هركس ادعاى ديدار مرا كرد، بدانيد دروغگو است. كسانى كه خدمت حضرت شرفياب مىشوند، اصلاً ادعا نمى كنند. ديگران با قرائن و عمدتاً بعد از مرگ اين افراد متوجه مىشوند. اين اعتقاد ما است و مورد اتفاق همه نيز هست. بخشى از اين مسائل نيز كه مطرح مىشود، شايعه است.
• در جريان انتخابات رياست جمهورى، شما از آن به عنوان «گام سوم» ياد كرديد. آيا گام چهارمى در پيش است؟
من چون از كار تشكيلاتى كنار كشيدم ديگر به گام چهارم كارى ندارم.
• يعنى قرار نيست براى انتخابات خبرگان فعاليتى انجام شود؟
من كارى ندارم. خبر هم ندارم.
• يعنى خود شما به صورت انفرادى هم در خبرگان شركت نمى كنيد؟
در انتخابات نه، شركت نمى كنم.
• به عنوان كار سياسى چطور؟
به عنوان يك فرد سياسى، خب عضو جامعه روحانيت هستم، نظرم را فقط ارائه مىكنم اما كارى ندارم كه تشكيلات ديگر چه مىكند. محكم مىگويم همه بدانند كه من ديگر نه كار تشكيلاتى مىكنم و نه در انتخابات خبرگان فعاليتى خواهم داشت.
• اما قطعاً در جريان برخى فعاليتها هستيد. مثلاً گفته مىشود كه سه گروه در انتخابات خبرگان فعال هستند. طيف اصلاح طلبان، طيف جناب مصباح يزدى و طيف آقاى هاشمى رفسنجانى. شما اين تقسيم بندى را قبول داريد؟
نه. من اين تقسيم بندى را قبول ندارم. يك گروه اصلاح طلبان هستند كه مشغول كار هستند. اما آقاى مصباح را به عنوان يك گروه خاص و يا آقاى هاشمى به عنوان يك گروه سوم، قبول ندارم. خيلى سعى كردم خبرى بگيرم. ناخن هم زدم اما چيزى گير نياوردم. با توجه به نگاه و تحليلى كه دارم، مىدانم اين گونه نيست.
• يعنى آقاى مصباح هيچ فعاليتى براى خبرگان ندارد؟
ممكن است فعاليت داشته باشد، كه دارد. اما به عنوان يك جريان نه. حتى آقاى هاشمى و اطرافيانش نيز به عنوان يك جريان فعال نيستند. من اين گونه نگاه نمى كنم و اين دسته بندىها را قبول ندارم.
• تقسيم بندى شما چيست؟
من قائل هستم كه همچنان دو قطب داريم. اصلاح طلب و اصولگرا.
• صحبتهاى آخر آقاى مصباح را شنيديد درباره مقبوليت و مشروعيت نظام؟ يا اطرافيان ايشان كه مىگفتند امام قائل به جمهوريت نبوده؟ نظرتان در اين باره چيست؟
به گونهاى كه مطرح شد نپسنديدم. به نظر من نظام بايد هم مقبوليت داشته باشد و هم مشروعيت. نمى توان گفت يكى را دارد يكى را ندارد. مقبوليت و مشروعيت دو اصل جدا نشدنى هستند. تجزيه شدنى نيستند. هر دو ركن نظام هستند. نظام ما «جمهورى اسلامى» است كه هم مشروعيت در آن است، هم مقبوليت امام نيز فرمود «حكومت جمهورى اسلامى نه يك كلمه كم و نه يك كلمه بيش» يعنى بر هر دو به يك اندازه تاكيد كرد. اصلاً آرمانهاى دينى و اسلامى ما محقق نمى شود مگر با راى مردم. در يك زمانى بحث بود كه حكومت فقط جمهورى باشد اما نه امام قبول كرد نه مردم. برعكس آن نيز هست. اگر حكومت فقط حكومت خدا و دين و پيغمبر باشد و مردم آن را نخواهند كه حكومت نيست. اصلاً اين حكومت محقق نمى شود. حق هست اما محقق نمى شود. اميرالمومنين «حق» بود، اما ۲۵ سال حكومت محقق نشد. خود حضرت امير در نهج البلاغه در خطبه سوم مىفرمايد كه اگر مردم نمى خواستند، من نمى آمدم. تاكيد كردند كه اگر مردم نمى خواستند، من ريسمان خلافت را مىانداختم به دوش شتر خلافت تا هر كجا كه بخواهد، برود. پس در سيره ائمه و انبيا نيز مىبينيم كه به نظر مردم توجه شده و مشروعيت و مقبوليت در يكديگر تنيده شده است. جداى از هم نيستند.
• پس شما بحثهايى را كه اخيراً مطرح شد، رد مىكنيد؟
كاملاً. اين بحثها انحرافى است. مگر چه حادثه و خطرى نظام را تهديد مىكند كه اين بحثها مطرح شده است؟ از هر دو طرف غلط مىدانم. واقعاً در اين مدت در اين فكر بودم چه حادثهاى رخ داده كه برخى گفتند مقبوليت اصل است و برخى ديگر مشروعيت را اصل دانستند.
• گويا در يكى از سخنرانىهاى آقاى مصباح اين گونه مطرح شد...
مى دانم. من مىخواهم بگويم كه غلط است اين سخنها، زيرا ما قانون اساسى داريم و هيچ كس نمى تواند فراتر از قانون اساسى حرف بزند. در قانون هر دو را ما داريم. مگر مىتوانيم فراتر از راى مردم كه بيش از ۹۸ درصد بود حرف بزنيم؟ مردم به «جمهورى اسلامى» راى دادند. هر بحثى جز اين، بحثى انحرافى است كه به نظر من به كشور ضربه مىزند.
• به عنوان حسن ختام، مىخواستم درخصوص مسائل هستهاى كشور نظرات جنابعالى را جويا شوم. وضعيت چندان خوشايند نيست. چرا؟ آيا ما ضعيف عمل كرديم، تيم فعلى هستهاى ضعيف است؟ تيم گذشته راه ضعف را باز گذاشته بود؟ علت چيست؟
كار من اين نيست كسى را كه كنار رفته به نقد بكشم. اين با روحيه من منافات دارد. تيم گذشته، در آن شرايط به وظيفه خودش عمل كرد. احساس مىكرد حق چنين است و بايد اين گونه عمل كرد و عمل هم كردند. به هر حال به وظيفه خودشان عمل كردند. اما گروه بعدى كه آمد، اگر قوى تر از آنها عمل نكرده، حتماً ضعيف تر نيز عمل نكرده است.
• به چه علت اين را مىگوييد؟
علتش اين است كه قبلاً اروپايىها آمدند و گفتند كه ما اعتماد نداريم بايد اعتمادسازى كنيد. واقعاً سئوال اينجا است كه ما چگونه بايد اعتمادسازى كنيم؟ اين مرز اعتمادسازى كجا است؟ گروه و تيم ما از ابتدا نبايد «الف» را مىگفت، وقتى گفتى تا «ى» بايد بروى. واقعاً مرز اعتمادسازى چيست؟ هرچه شما گفتيد من بايد بگويم چشم؟ مرزى كه ندارد. مىتوانيد بگوييد نه اين «چشم» كه مىگوييد، يك تاكتيك است، پس من بايد چه كار كنم. خانه را دو دستى تقديم كنم، خوب است؟ اروپايىها زرنگى كردند و گفتند كه بايد اعتمادسازى كنيد. ما هم حسن نيت نشان داديم و عقب نشينى كرديم. هر جا را كه خواستند تعطيل كرديم، پروتكل الحاقى را به رغم آنكه مجلس تائيد نكرده بود، داوطلبانه پذيرفتيم و فعاليتها را تعليق كرديم. بالاخره تا كجا بايد عقب بنشينيم؟ همه چيز تعطيل شد.
• فكر مىكنيد گروه جديد قوى تر عمل كرده؟
بله. چون وقتى آمدند ديدند همه چيز و همه جا تعطيل است. پس محكم ايستادند. آقاى لاريجانى قوى و صريح عمل كرد. وقتى صريح و قوى برخورد كنى، آنها مىفهمند كه تغييراتى رخ داده است و متناسب با ما حركت مىكنند.
• اما همچنان بحث شوراى امنيت مطرح است...
بله. اين يك سر گاو است. آنها مىخواهند با اين شوراى امنيت ما را بترسانند. از بس تكرار كردند، برخى از خود ما نيز باورمان شده و ترسيديم. من به اين انتقاد داشتم كه خودمان نبايد مصاحبه كنيم و بگوييم كه اگر تعطيل نكنيم و فلان كار را بكنيم، ما را به شوراى امنيت مىبرند. آنها ديدند كه اين نقطه ضعف ماست. خودمان ضعف نشان داديم. اگر از اول مىگفتيم كه حرف ما قانونى است و كار شما غيرقانونى است و تمام كارها و وظايف قانونى را عمل كرديم، شما هم بياييد ببينيد، اعتمادسازى هم كرديم و آنجايى را كه مىگوييد اشتباه كرديد، مىپذيرفتيم كه بله اشتباه كرديم كه نگفتيم و حالا مىگوييم، اين اتفاقات امروزى رخ نمى داد. اگر اين طور عمل مىكرديم، و بعد آنها مىگفتند كه ما شما را به شوراى امنيت مىبريم، مىگفتيم كه خوب ببريد ما نمى ترسيم.
• به هر حال الان مواضع اروپا و آمريكا يكى شده است و يك نظر، اما قبلاً اين گونه نبود.
خير. من معتقدم آمريكايىها و اروپايىها از ابتدا نگران اين بودند كه ما اين تكنولوژى را داشته باشيم. اصلاً نمى خواستند كه ما به اين نقطه برسيم. شما توجه كنيد به سخنان مسئول انرژى هستهاى روسيه. از ايشان سئوال شد كه چرا شما و اروپايىها نمى خواهيد ايران خودش اين سوخت هستهاى را تهيه كند؟ چرا مخالف هستيد كه ايران به اين نقطه برسد؟ او در جواب گفت علتش اين است كه رسيدن به اين سوخت با رسيدن به بمب خيلى نزديك است. گفت فاصله اندكى دارد. به همين خاطر است كه ما مىبينيم دنيا هراس دارد. مىگويند چون اين فاصله اندك است، شما نبايد از اساس اين تكنولوژى را داشته باشيد. بعد آقاى بوش وقيحانه آمد و گفت فلان كشور و فلان كشور مىتوانند داشته باشند، اما ايران نبايد داشته باشد. اين حرف بوش حرف زور است. اين حق ما است. ما عضو ان پى تى هستيم. آن روزى كه قانون نوشتيد و گفتيد انرژى هستهاى حق همه است، مگر نمى دانستيد كه اگر تا اين نقطه برسيم، فاصله اندك خواهد شد. مگر مىشود قبول كرد كه آن روز نمى دانستند و حالا فهميدند كه فاصله رسيدن به سوخت هستهاى تا رسيدن به بمب اندك است؟ ما مىخواهيم به حق خودمان برسيم. به همين خاطر كوتاه نمى آييم.
• اينكه «كوتاه نمى آييم» نظر نظام است. درست است؟
ببينيد اگر ما در انرژى هستهاى كوتاه بيائيم و همه چيز را تعطيل كنيم، اينها از ما دست بردار نبوده و نخواهند بود. فردا بلافاصله تروريسم را مطرح مىكنند. واقعاً چه تضمينى وجود دارد كه تروريسم را مطرح نكنند؟ مىگويند شما از فلسطينىها دفاع مىكنيد، اسرائيل را به رسميت نمى شناسيد پس تروريست هستيد. پس بايد به شوراى امنيت برويد.
• فكر نمى كنيد كه به هر حال بايد از رفتن به شوراى امنيت پرهيز كنيم؟
عرض مىكنم. امكان دارد حتى ما را به خاطر مسائل حقوق بشر به شوراى امنيت ببرند. آيا ما بايد از ترس شوراى امنيت از اعتقاد و ايدئولوژى خودمان دست برداريم؟ يا بايد بايستيم و اين گردنه را به هر حال رد كنيم؟ من معتقدم حالا كه قرار است از اين گردنه عبور كنيم و آنها نيز به هر حيلهاى ما را به آنجا خواهند كشاند، پس چه بهتر در يك مسئلهاى وارد اين چالش بشويم كه پشتوانه ملى و مردمى را به دنبال دارد. الان ايرانىهاى خارج از كشور و حتى ساكنان لس آنجلس هم به اينكه ايران به دنبال انرژى هستهاى است، افتخار مىكنند و از آن حمايت مىكنند.
• فكر مىكنيد اين مرز حمايت تا كجا است؟
تا آخر اما بايد با چندين ملاحظه اين حق را پيش ببريم تا حمايت را همچنان پشت سر خودمان داشته باشيم.
• اين ملاحظه چيست؟
اين است كه بايد بر اصول و حق خودمان بايستيم و عقب نشينى نكنيم.
• اين ايستادگى داراى چه شرايطى است؟
اول اينكه بايد حمايت و اجماع مردم را حفظ كنيم. بعد روشهاى خودمان را در برخورد با كشورهاى غربى منطقى تر كنيم. ما كه از مذاكره نمى ترسيم. اگر لازم است، مذاكره كنيم.
• اگر مذاكره به محاكمه تبديل شد، چطور؟
نه ديگر. اصلاً نبايد معناى مذاكره چنين باشد. نبايد مذاكره به اين سمت برود كه آنها بگويند همه چيز را تعطيل كنيد و بعد مذاكره را تا يوم القيامه ادامه دهيد. اين كه روش منطقى نيست.
• شرايط ديگرى كه مدنظر جنابعالى است، چيست؟
بايد از اينكه عليه ايران يك اجماع بين المللى ايجاد شود، پرهيز و اجتناب كنيم. اين كار هم عقل مىخواهد و هم تدبير.
• تدبير آن چيست؟
بايد در صحنههاى بين المللى اهرمهايى را جهت استيفاى حق و حقوق خودمان پيدا كرده و از آنها استفاده كنيم و بعد با به كارگيرى اصول حرفهاى ديپلماسى به سمت هدف خودمان پيش برويم. شرط ديگر استفاده از افراد با تدبير و درايت در مذاكرات است. بايد از انسانهاى پخته استفاده كنيم.
• فكر مىكنيد الان در تيم مذاكره كننده اين افراد وجود دارند؟
به طور نسبى بله. بعضاً برخى از آنها پخته هستند. اما لازم است كه از تمام نيروها استفاده كنيم. هرچه اين تيم تقويت شود به سود ما است. قصدم تخطئه تيم فعلى نيست. اما ديپلماتهايى هستند كه بتوانند به اين تيم كمك كنند. خب لازم است، همه نيروها جمع شوند. حتى تيم قبلى. از همه بخواهيم كه بيايند و آنها را به كار بگيريم. مسئله ديگرى كه لازم است به كار بگيريم، استفاده از شيوههاى تبليغاتى صحيح در عرصه رسانههاى جهانى است. نبايد اجازه داد كه آنها يكدفعه ما را با تبليغات خفه كنند. ما بايد فكر اين روز را بكنيم. بايد از اين طريق اثر گذار باشيم. در عين حال بايد از لابىهاى مناسب در سطح بين الملل استفاده كنيم تا بتوانيم به دو هدف برسيم. اول رفع نگرانى از كشورهاى دوست و همسايگان و دوم اينكه بتوانند بر كشورهاى غربى اثرگذار باشند. اگر ما اين شيوهها را به كار ببنديم و در داخل كشور نيز همدلى به وجود بياوريم، مىتوانيم به هدف نايل شويم.
• اين همدلى و انسجام ملى چگونه به وجود مىآيد؟ آقاى هاشمى در مجلس خبرگان گفتند كه وقتى به مديرى كه در ۳۰-۲۰ سال گذشته در كشور كار كرده، تهمت بزنند، آبرويش را جلوى خانواده اش ببرند و نهايتاً برايش پرونده درست كنند، وحدت و انسجام ملى شكل نمى گيرد. شما فكر مىكنيد چگونه بايد اين انسجام شكل بگيرد؟
منم نمى پسندم كه چنين رفتارى صورت بگيرد. بايد يك پروتكل داشته باشيم تا مديران كشور اينگونه پرت نشوند. اتفاقاً به بعضى از اين دوستان نيز گفتم كه اين گونه درباره وزيران و مديران سابق سخن نگويند. گفتم قبل از اينكه به فلان وزير و شخص نگاه كنيد كه داراى چه ديدگاهى است، به خانواده آنها نگاه كنيد. به فرزندانش نگاه كنيد. ببينيد وقتى شما مديرى را بر كنار مىكنيد، يا برخى به او انگ مىزنند، خانواده اش چه تلقى از نظام خواهند داشت. نبايد با مديرى كه شب و روز وقت و بى وقت، يك سال، دو سال، ۱۰ سال متعلق به اين نظام بوده هر چه نظام خواسته به عنوان وظيفه و تكليف عمل كرده است، چنين كرد. مىدانيد، وقتى چنين مىكنند و مديرى را يك مرتبه كنار مىگذارند، تلقى خانواده از نظام چيست؟ مىگويند نظام بى سيستم است. نظام بى وفا است. كسى را كه سالها براى مملكت كوشيده يك مرتبه به گونههاى مختلف خانه نشين مىكند. به همين خاطر نيز مىگويم كه بايد آنها را به كار بگيريم. ممكن است بنده در مديريتم تخلف مالى هم داشته باشم. تخلف با اختلاس فرق دارد. زمانى كه من در مجلس بودم به مدير ديوان محاسبات گفتم بين تخلف و اختلاس فرق است بايد اين را براى مردم توضيح داد. يك وقتى من به آبدارچى خودم مىگويم من قند نمى خورم. خرما مصرف مىكنم. برو خرما بخر. او مىرود. خرما پيدا نمى كند. احساس مىكند چون من قند نمى خورم، پس توت خشك برايم مىخرد. او تخلف كرده. چون من گفتم خرما بخر اما دلسوزانه رفته توت خشك خريده، چون ديده من قند نمى خورم، اين كار را كرده است. نه دزدى كرده و نه سوءنيت داشته. دلسوزانه تخلف كرده است. حالا ممكن است مديرى نيز بنا بوده بودجه خودش را در يك موردى خرج كند، اما در مورد ديگرى براى نظام سرمايه گذارى كرده است. تخلف كرده اما دلسوزانه. به همين خاطر تاكيد دارم كه تا زمانى كه مطلبى، اتهامى در دادگاه ثابت نشده، نام كسى را نبريم، در روزنامهها اعلام نكنيم. از تريبونها بيان نكنيم. با آبروى مردم بازى نكنيم. بايد به اين نكات اخلاقى توجه كنيم. به همين خاطر نيز مىگويم، از تمام مديران فارغ از گرايش و جناحى كه دارند، استفاده بكنيم و بر نام آنها خط نكشيم.
• به عنوان آخرين سوال مىپرسم با وضعيت جديد كه براى پرونده هستهاى به وجود آمده، عدهاى معتقد به سياستهاى انقباضى در داخل كشور هستند و فضاى بسته را براى يكصدايى مىپسندند. برخى مىگويند لازم است فضاى سياسى را بازتر كنيم، نشانههايى نيز از همگرايى و وحدت ملى بروز دهيم و مثلاً برخى زندانيان را آزاد كنيم تا اين انسجام ملى و وحدت شكل علنى تر به خود بگيرد. جنابعالى قائل به كدام ديدگاه هستيد؟
اينكه ما صداها را خاموش كنيم و جلوى صداهاى ديگر را بگيريم كه يكصدايى در داخل كشور به وجود نمى آيد. اين صدا خفه كردن ديگران است. وحدت ملى و انسجام هم شكل نمى گيرد و هيچ عاقلى نبايد اين را توصيه كند و نه به آن عمل كند. اين كار كه همه صداها خاموش بشود براى يكصدايى ديگر يكصدايى نيست. معنايش اين است كه صداها را خاموش كردم تا صداى من فقط باشد. اين روش غلط است. بايد به گروهها اجازه بدهيم بحث و حرفها و انتقادات خودشان را داشته باشند اما اين فرهنگ نيز بايد وجود داشته باشد كه شرايط كشور شرايط خاصى است. سر موضوعات بى ربط به جان هم نيفتند. همديگر را تضعيف نكنند. به بهانه آزادى نبايد همديگر را كوبيد. مىدانيد، گروههاى معتقد به نظام مشتركات بسيار دارند. شايد در ۹۵ درصد مسائل مشترك هستيم. اما متاسفانه ۹۵ درصد مشتركات را رها مىكنيم، به ۵ درصد مفترقات مىچسبيم. بنده توصيه مىكنم، اين ۵ درصد و دعواى ارثيه را كنار بگذاريم. زيرا كسى آمده است كه مىخواهد كل ارث را ببرد. فعلاً دعواى ارثيه را كنار بگذاريم تا وحدت به وجود بيايد، در منافع ملى يكپارچه شويم، بعد از گردنه كه عبور كرديم، بنشينيم و سر سهم خودمان صحبت كنيم.
نوشته شده توسط رضا قائدی در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 ساعت 14:53 موضوع | لینک ثابت
قائممقام وزير امور خارجه گفت: امسال حدود 60 سفير ايران در كشورهاى ديگر، تغيير خواهند كرد.
به نوشته «ايران»، مهدى مصطفوى در حاشيه كنفرانس بينالمللى قدس و حمايت از حقوق مردم فلسطين، اين امر را «روال عادى وزارت امور خارجه» دانست.
مصطفوى درباره دلايل تعيين نشدن سفيران ايران در انگليس، فرانسه و آلمان گفت:حركت غيرمعمولى در اين زمينه وجود ندارد، نه در داخل كشور و نه در خارج از كشور.
روند انتخاب سفير، معرفى او به كشورها روندى است كه نيازمند زمان است. قائم مقام وزارت امور خارجه در پاسخ به سؤالى درباره زمان آغاز مذاكره ايران و آمريكا، گفت: هنوز هيچ چيز مشخص نيست.
مصطفوى در اين باره كه آيا مذاكره انجام شدنى است، گفت: بسيار مشكل است.شرايط بايد براى مذاكره مساعد باشد، اما اكنون چنين نيست. شرايط عراق و خود آمريكايىها به گونهاى نيست كه مذاكره بتواند به تحقق حقوق ملت عراق كمك كند.
نوشته شده توسط رضا قائدی در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 ساعت 14:26 موضوع | لینک ثابت
احتمال کنارهگيري ابراهيم شيباني از رياست کل بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران تا پايان خردادماه سالجاري قوت گرفته است. وي سيزدهم ارديبهشت سال 1382 به اين پست مهم به پيشنهاد وزير امور اقتصادي و دارايي وقت و تصويب هيئت وزيران منصوب شده است.
به گزارش مهر، براساس برنامه چهارم توسعه، رئيس کل بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران به پيشنهاد رئيس جمهور و بعد از تائيد مجمع عمومي بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران با حکم رئيس جمهوري منصوب ميشود.
ابراهيم شيباني که قرار است چهارشنبه هفته جاري بههمراه طهماسب مظاهري به اجلاس سالانه مشترک بانک جهاني و صندوق بينالمللي پول در واشنگتن برود، درخواستهايي از رئيس جمهوري براي تعيين جانشين خود داشته است
براساس اين گزارش، در همين حال، شيباني نيز قول داده تا خردادماه سالجاري همچنان به مسئوليت خود در بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران ادامه دهد و البته، اداره کننده همايش سالانه پولي و بانکي کشور در اواخر ارديبهشت يا اوايل خردادماه نيز خود وي خواهد بود. احتمالا در اين همايش، شيباني آخرين دستاوردهاي نظام پولي و بانکي کشور را تشريح ميکند و با تحليل آينده پيش روي اقتصاد ايران، با پست رياست کل بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران خداحافظي خواهد کرد.
شيباني يکي از منتقدان اصلي طرح مجلس براي منطقي کردن نرخ سود تسهيلات بانکي بوده و معتقد است که اين نرخ نبايد دستوري کاهش يابد. وي حتي پس از تصويب اين طرح در مجلس به خبرنگاران پارلماني گفته است که بهنفع کشور است که تا برگزاري همايش سالانه پولي و بانکي صحبت نکنم.
برخي منابع نيز مظاهري و طيبنيا و را دو گزينه اصلي براي جانشيني شيباني در بانک مرکزي مطرح کردهاند که به نظر ميرسد با توجه به شرايط فعلي کشور، شانس معاون کل وزارت امور اقتصادي و دارايي براي تصاحب اين پست مهم کشور بيشتر باشد.
در همين حال، گفته ميشود پرويز داوودي معاون اول رئيسجمهوري به دنبال گزينه مناسبي براي پست رياست کل بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران است
نوشته شده توسط رضا قائدی در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 ساعت 14:21 موضوع | لینک ثابت
طبق شنیده دولت جمهوری اسلامی ایران قبل از اعلام چرخه سوخت هسته ای مقدار ۸۰۰تن طلای ذخیره شده در بانکهای غربی را خارج نموده و مقدار ۵۰۰تن از آنرا به ایران منتقل کرده است و بقیه را در یکی از بانکهای سوئیس گذاشته است. این کار برای جلوگیری از بلوکه شدن آنها در صورت تحریم ایران انجام گردیده است.
نوشته شده توسط رضا قائدی در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 ساعت 21:38 موضوع | لینک ثابت
بوشهر ، خبرگزاري جمهوري اسلامي :استاندار بوشهر گفت: دستيابي به دانش هستهاي باعث خواهد شد تا جمهوري اسلامي با قدرت بيشتري براي احقاق حق ملت ايران در عرصههاي بينالمللي حضور فعال داشته باشد.
استاندار بوشهر گفت:باتوجه به تاكيد پيامبر (ص) در فراگيري علم و دانش، تحول تاريخي رسيدن به چرخه كامل سوخت هستهاي نيز اثبات اين مهم در سالي است كه توسط مقام معظم رهبري به نام پيامبرعظيمالشان(ص) نامگذاري شدهاست
نوشته شده توسط رضا قائدی در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 ساعت 21:24 موضوع | لینک ثابت
رزمايش تاخيري بسيجيان عضو گردانهاي عاشورا در شهرستان گناوه پنجشنبه در اردوگاه "گمارون" اين شهرستان آغاز شد.
فرمانده ناحيه مقاومت بسيج سپاه گناوه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا، آمادگي نيروهاي بسيجي و كسب مهارتهاي رزمي را از اهداف برگزاري اين رزمايش عنوان كرد.
سرهنگ پاسدار محمدتقي صفري گفت:همچنين نيروهاي شركتكننده در اين رزمايش حمايت خود را از دستيابي جمهوري اسلامي به غنيسازي صنعتي اورانيم و توليد كامل چرخه سوخت هستهاي اعلام كردند.
وي افزود: اين رزمايش درپي ماموريت سپاه و بسيج در پاسداري از ارزشهاي انقلاب اسلامي و دفاع از مرزوبوم كشور با شركت اعضاي سه گردان عاشوراي شهر و روستاي گناوه و بندرريگ در قرارگاه تاكتيكي محرم منطقه گمارون برگزار ميشود.
وي ادامه داد: اين رزمايش در سه مرحله شامل رزم شبانه و پياده روي در كنار ساحل، ساماندهي نيروها و عمليات تاخيري در مقابل دشمن فرضي انجام ميشود و تا سه روز ادامه داد.
شهرستان گناوه در شمال استان بوشهر واقع است
نوشته شده توسط رضا قائدی در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 ساعت 21:12 موضوع | لینک ثابت
در جلسه معرفی آقای عباسی بعنوان مدیر کل سازمان آموزش وپرورش استان بوشهر طبق اطلاع فقط دوستان قدیمی آقای عباسی دعوت شده بودند وخبری از دوستان امروزی وحامیان فعلی ایشان نبود! معمولا رسم است در مراسمها از خانواده عروس وداماد هردو دعوت بعمل می آید! ولی اینجا این سنت حسنه! زیر پا گذاشته شد.امیدوارم به خیر وخوشی بگذرد!
نوشته شده توسط رضا قائدی در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 ساعت 6:25 موضوع | لینک ثابت
در تاریخ پنجشنبه ۲۴/۱/۱۳۸۵ در جلسه شورای اداری استانداری بوشهر آقای محمد حسین زارع بعنوان معاون برنامه ریزی استانداری بوشهر معرفی گردید. زارع پیش از این در خبرگزاری جمهوری اسلامی در استان بوشهر وسپس بعنوان سرپرست دفتر خبر گزاری در سوریه بوده است. ایشان اهل بخش امام حسن ( بهرگان) می باشد.معاون قبلی برنامه ریزی استانداری آقای ایرج حاتمی فرماندار اسبق گناوه بوده است.
نوشته شده توسط رضا قائدی در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 ساعت 13:12 موضوع | لینک ثابت
ايران انواعي از موشكهاي خود را در يك مانور آزمايش كرده است و آمريكا نيز خود را براي آزمايش يك بمب 700 تني طراحيشده براي سوراخ كردن مخازن كه شايد مخازن تأسيسات هستهاي ايران نيز جزو آن باشد، آماده كرده است.
مقامات آمريكايي و اسرائيلي به طور محرمانه اعلام كردهاند كه حمله نظامي به دلايل زير اجتنابناپذير است:
1ـ تلاشهاي آلمان، انگليس و فرانسه در تشويق ايران به دست كشيدن از برنامه هستهاي با شكست روبهرو شده و ايران در حال گسترش برنامههاي غنيسازي اورانيوم بوده و تأسيساتي را براي توليد و آزمايش سانتريفيوژها داير كرده است؛ يعني يك مركز غنيسازي هدايتكننده براي كنترل 100 سانتريفيوژ شد و نيز در پي ساخت يك مركز زيرزميني براي جاسازي پنجاه هزار سانتريفيوژ است.
2ـ هرگونه تأخير در عملكرد مناسب و موفقيتآميز، حمله به تأسيسات هستهاي ايران را مشكلتر ميسازد. تأسيسات هستهاي نطنز، در پانزده متري خاك و بتون مسلح مدفون است و همچنين شواهدي از اعمال تمهيدات امنيتي شديدتر در مورد ديگر تأسيسات نيز وجود دارد.
3ـ اسرائيل و آمريكا ميتوانند، هرگونه تلاش ايران را براي مقابله به مثل كند كرده و عقيم گذارند.
همچنين احتمال دارد كه ايران با نيروهاي نظامي خود، مستقيم يا غيرمستقيم از طريق سازمانهاي جانشين خود از قبيل حزبالله، پاسخ دهد. احتمالا ايران براي بستن تنگه هرمز و بالا بردن قيمت نفت تلاش خواهد كرد، اما اسرائيل و آمريكا با روشهاي مرسوم و غيرمرسوم به يك حمله از سوي حزبالله و ديگر نمايندگان ايران پاسخ خواهد داد.
علاوه بر اين، آمريكا خواهد توانست، سرمايههاي نظامي كافي خود را براي صدمه وارد آوردن و خنثي كردن هرگونه تلاشي كه براي بستن تنگه هرمز انجام ميشود، وارد عمل كند. در اينباره بايد گفت كه آمريكا و اسرائيل، طرحهايي را براي اقدام به يك حمله نظامي محدود عليه تأسيسات هستهاي ايران ريختهاند. اين حمله ميتواند دستكم به سه شكل ممكن صورت بگيرد؛ نخست حمله هوايي اسرائيل و آمريكا، دوم، حمله از طريق موشكهاي زمين به زمين و ديگري حمله از سطح كشتيها يا زيردرياييهاي مستقر در درياهاي عربي و مديترانهاي.
به هر حال، توافق بر سر جانبداري از يك حمله عليه ايران، تكيه بر يك منطق معيوب دارد، زيرا از عهده يك حمله موفقيتآميز بر آمدن، سخت است.
مقامات آژانسهاي اطلاعاتي چندين كشور غربي گفتهاند كه آنان نميدانند تأسيسات هستهاي ايران در چه جاهايي واقع شدهاند و اهداف مورد نظر ايران همچون رآكتورهاي هستهاي عراق در سال 1981 نيست كه اسرائيل آنها را مورد هدف قرار داد، بلكه در سراسر ايران پخش شده است.
از سوي ديگر، فشار ديپلماتيك و تحريم اقتصادي هنوز هم ميتواند ايران را راضي كند كه در ازاي دريافت ذخيره تضميني از منابع فلات قارهاي، همچون روسيه به طور نامحدود، دست از غنيسازي اورانيوم بردارد.
البته راه چاره ديگري هم ميتواند، غنيسازي اورانيوم محدود همراه با تأخير باشد. شايد جامعه بينالملل با صراحت با توليد انرژي هستهاي صلحآميز ايران موافقت كند و در ازاي آن، ايران هم با تأخير آغاز برنامه غنيسازيش، محدوديتهاي اساسي در وسعت فعاليتهاي اوليه و وجود يك ساختار درجه بالاي نظارتي ناخوانده، موافقت كند.
خلاصه تحليل نهايي آن است كه بالاترين حد بهايي كه براي اين حمله نظامي به ايران پرداخت ميشود به ارتش ايران يا مقابله به مثل اقتصادي آن پايان نمييابد، بلكه اين امر، به بدتر شدن روابط آمريكا با كشورهاي مسلمان ميانجامد كه شديدا بر جنگ جهاني آمريكا عليه تروريسم تأثيرگذار است.
در اين زمينه نيز بايد گفت، واكنش به كاريكاتورهايي از چهره پيامبر، به وضوح سرعت انفجار احساسات ضدآمريكايي و ضدغربي را در ميان مسلمانان خاورميانه، آسيا و آفريقاي شمالي به نمايش گذاشت و در كشورهاي ديگر، چون افغانستان نيز گروههاي جهادي از اين فرصت براي تفرقهافكني، تلقين خشونت عليه غربيها استفاده كرده و به جذب نيرو پرداختند.
بنابراين، حمله به ايران، فرصتي ديگر براي به نتيجه رساندن اين اهداف است.
سطح واكنش ضدآمريكايي در جهان عرب بالاست و نظرسنجي مؤسسه بينالمللي «زوگبي» اين را نشان داده است.
در مصر و عربستان سعودي كه دو و همفكر اصلي آمريكا به شمار ميآيند، 85 تا 89 درصد جمعيت آنها به طور چشمگيري مخالف سياستهاي آمريكا هستند؛ يعني بيش از 60 درصد مراكشيها، مصريها، اماراتيها و لبنانيها موافق سياست آمريكا نيستند.
رفتارهاي ايران در زمينه سياست خارجي و برنامه هستهايش عميقا دردسرساز است، اما حمله پيشگيرانه عليه ايران در شرايط فعلي برخلاف منافع استراتژيك و سياسي آمريكا در خاورميانه است. اگر آمريكا در مورد مقابله با حمايت از تروريسم و به دست آوردن دلها و مغزها در خاورميانه خيلي جدي است، بايد روش سياسي را دنبال كند و در منطقه خاورميانه، نيز بيش از كينهتوزي به حمايت و پشتيباني بينديشد
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 ساعت 22:47 موضوع | لینک ثابت
موسوى، هاشمى و خاتمى سه غایب دیروز جشن هستهای به شمار میروند.
شرق در یادداشتی نوشت: به مثابه محصول مستقيم انقلاب سترگ اسلامى ملت ايران، دستيابى به چرخه كامل توليد سوخت هسته اى، ولو آنكه به صورت آزمايشگاهى و در حد ۵/۳ درصد باشد، دستاوردى بس بزرگ است كه حتماً بر قله دستاوردهاى اين ملت ديرپا مى نشيند. به ويژه پس از مدت ها، ما، همه ما، به اين دستاورد و آثار روانى و سياسى مهم آن نياز داشتيم.
اين دستاورد، بر قله برخى پيشرفت هاى البته كم اهميت تر مانند دستيابى به تكنولوژى توليد موشك هاى ميان برد، مقدمه و دستمايه بسيار مناسبى براى گفت وگوهاى مستقيم تهران و واشنگتن و نيز مذاكرات هسته اى قريب الوقوع خواهد بود و احتمال مصالحه در پرونده هسته اى ايران و دستيابى به توافقى جامع، شرافتمندانه و پايدار براى طرف ايرانى را بس تقويت مى كند. حتى اگر فقط اين اميدبخشى دوباره به ملت نگران ايران را در نظر بگيريم رويداد دستيابى به چرخه كامل توليد سوخت اتمى درخور ستايشى بى پايان است. اما حداقل انصاف براى برگزاركنندگان و سخنرانان برنامه ديشب آن بود كه در كنار قدردانى از دانشجويان و دست اندركاران اين پروژه ملى از اصلى ترين «بانيان» اين دستاورد بزرگ يعنى دولت هاى ميرحسين موسوى، اكبر هاشمى رفسنجانى و سيدمحمد خاتمى ولو به تلويح ياد مى شد.
اگر اين پروژه بزرگ ملى امروز به بهره بردارى مى رسد و توفيق درو كردن محصول سياسى آن نصيب دولت جديد شده است، نقطه آغازين آن به ۱۸سال قبل و زمانى برمى گردد كه دولت هاى اين ۱۸سال بعضاً براى تامين نان مردم گرفتار مى شدند، اما اولويت ادامه اين طرح در نهايت مظلوميت و سكون را لحظه اى كنار نگذاشتند. اگر سهم دولت كنونى بريدن روبان اين طرح غرورآفرين است، اين نخستين بار سيدمحمد خاتمى بود كه در اسفند سال ۱۳۸۱ طرح غنى سازى سوخت هسته اى و دستاوردهاى آن را علنى كرد. به بار نشستن ميوه هاى اين درخت در دولت نهم، ريشه در اعماق خاكى دارد كه در دولت ميرحسين موسوى به رياست جمهورى مقام معظم رهبرى كاشته شد و در بحرانى ترين روزهاى تاريخ انقلاب، دولت اكبر هاشمى رفسنجانى لحظه اى از توجه به آن غفلت نورزيد
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 ساعت 22:11 موضوع | لینک ثابت
طبق اخبار قرار است در روز پنجشنبه ۲۴/۱/۸۵ آقای عباسی بعنوان مدیر کل سازمان آموزش وپرورش معرفی شود. نامبره از نیروهای آقای عطارزاده و مورد حمایت ستادهای دکتر احمدی نژاد در استان بوشهر میباشد. ایشان یکی از نیروهای موثر دوم خردادی در استان بوده و از سابقه چپی در طول دوران انقلاب برخوردار است. برای ایشان و نیروهای همراهش آرزوی توفیق از خداوند مسئلت داریم.
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 ساعت 21:21 موضوع | لینک ثابت
در حالي كه مقامات سازمان انرژي اتمي و رسانهها طي سه روز اخير تبليغات گستردهاي را درباره دادن اخبار خوش هستهاي در آينده نزديك انجام دادهاند، هاشمي رفسنجاني، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، امروز پيش از رئيسجمهور اين خبر را اعلام كرد.
اين در حالي است كه احمدينژاد از ديروز به مشهد رفته تا امروز در مراسمي رسمي با حضور شماري از نخبگان، مقامات و سفراي خارجي، اين خبر خوش هستهاي را اعلام كند.
رفسنجاني كه در آستانه سفر به كويت است، امروز راهاندازي 164 دستگاه سانتريفوژ در تاسيسات غنيسازي نطنز را تاييدكرد و گفت: ايران اولين واحد پايه را كه شامل 164 دستگاه سانتريفوژ است، راهاندازي و به آن گاز تزريق كرده و محصول گرفته است.
هاشمي رفسنجاني در گفتوگو با خبرگزاري كويت با اعلام اين مطلب ادامه داد: البته اين بايد خيلي گسترش پيداكند تا به يك واحد صنعتي كامل تبديل شود. ما به دهها واحد از اين ابزارها نياز داريم تا بتوانيم با وصل آنها كارخانه غنيسازي اورانيوم را در اختيار داشته باشيم.
وي در پاسخ به سوالي درخصوص نتايج احتمالي سفر محمد البرادعي، مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي به ايران بيان داشت: ما اولين پايلوتمان را در نطنز راه انداختهايم و طبعا مسايل جديدي خواهيم داشت.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، بهكارگيري همزمان 164 عدد سانتريفيوژ گازي، از آنجا كه به عنوان چيدمان اصلي، پايه راهاندازي پنجاههزار دستگاه سانتريفيوژ است، اهميت دارد.
سخنان رييسجمهور
رئيس جمهور هم دقايقي پيش در مشهد خبر خوش خود درباره جديدترين پيشرفتها در فعاليت هستهاي را به مردم ايران داد و گفت: چرخه توليد سوخت هستهاي در مقياس آزمايشي و با غناي مورد نياز در خاك ايران تكميل و جمهوري اسلامي ايران به كشورهاي هسته اي جهان پيوست.
وي افزود: در تاريخ بيستم فروردين ماه سال جاري، چرخه توليد سوخت هستهاي در مقياس آزمايشگاهي كامل شد و اورانيوم با غناي مورد نياز براي نيروگاههاي هستهاي بدست جوانان ايراني توليد شدهاست. وي دسترسي به چرخه سوخت هستهاي را "مطالبه ملي همه ملت ايران" عنوان كرد و گفت: مردم ما بارها و بارها در تجمعات خود و در شهرها و روستا بر دسترسي به آن تاكيد كرده اند. رييس جمهوري افزود:مهمترين تجلي اين مطالبه ملي در ۲۲بهمن سال گذشته بود كه ملت ايران با حضور ميليوني در پاسخ به خادم خود پشتيباني خود را اعلام كردند و خواسته يكپارچه خود را فرياد زدند.
به گزارش فارس محمود احمدينژاد در جمع نخبگان و مقامهاي لشكري و كشوري در تالار آستان قدس رضوي اعلام كرد: ايران به كشورهاي داراي فناوري هستهاي جهان پيوست كه اين دستاورد تاريخي حاصل ممارست و پايداري ملت ايران و آغازي براي پيشرفتهاي بزرگتر در آينده است.
احمدينژاد در ادامه سخنان خود در مشهد مقدس افزود: من اين موفقيت بزرگ را در اين مكان مقدس در جوار ثامنالائمه (ع) به همه شهيدان و امام شهيدان و مقام معظم رهبري، ملت بزرگ ايران در داخل و خارج كشور و به جوانان ملت ايران صميمانه تبريك ميگويم و رسماً اعلام ميكنم ايران به كشورهاي هستهاي جهان پيوست كه اين دستاورد تاريخي حاصل ممارست و پايداري ملت ايران و آغازي براي پيشرفتهاي بزرگتر در آينده است. وي دستيابي به اين فناوري ارزشمند را در سايه تكيه به خدا دانست و گفت:در اين لحظه تاريخي ياد امام شهيدان و شهدا را گرامي ميداريم.
رئيس جمهور 20 فرودين ماه 85 را به عنوان روز بزرگ تاريخي ياد كرد و گفت: اين روز بزرگ در تاريخ ملت ايران ثبت خواهد شد.
وي در خصوص اين فرصت بزرگ تاريخي گفت:علوم و فنون توام با ايمان ميتواند در خدمت صلح و آرامش و پيشرفت باشد و ما بارها
رئيس جمهور از ملت ايران به عنوان ملتي بزرگ با پشتوانه عميق فرهنگي و تاريخي ياد كرد و گفت:ملت ايران براي دستيابي به خواستههاي خود به فرهنگ بزرگ اسلامي تكيه دارد و اقتدار خود را از سلاح هستهاي نميگيرد،بلكه عمق ايمان ملت مظهر اقتدار مردم ايران است.ايران به همت دانشمندان جوان خود و پس از لغو تعليقهاي داوطلبانه توانسته است در تأسيسات نطنز اولين چرخه توليد سوخت هستهاي و غنيسازي اورانيوم راهاندازي كند.
احمدينژاد امشب در ادامه گفت:مجموعه فعاليتهاي هستهاي ايران تحت نظارت كامل و كم سابقه آژانس بينالمللي انرژي هستهاي بود و ما امروز هم علاقهمند به حركت در اين چارچوب و بر اساس حقوق ملت ايران بخصوص در آژانس بينالمللي اتمي و كنوانسيون رفع گسترش سلاح هستهاي هستيم.
احمدينژاد گفت:ما مسير خود را براي توليد سوخت جهت نيروگاههاي اتمي خود ادامه ميدهيم.
رئيس جمهور بروز برخي بد اخلاقيها، قانونشكنيها و زورگوييهاي برخي قدرتها را در مسير ايران در دستيابي به سوخت هستهاي ناشي از سابقهاي تاريخي دانست و گفت:همانها كه در ملي كردن صنعت نفت ما را آزردند، با همان منطق ميخواهند مانع دستيابي ايران به فنآوري صلحآميز هستهاي شوند. احمدي نژاد گفت: پيشرفت ايران در عرصه فنآوري هستهاي هيچ خطري براي همسايگان ندارد.

چيدمان 164 تايي سانتريفيوژ
ايران پس از ماه ژانويه سال ميلادي جاري، بهكارگيري دستگاههاي سانتريفيوژ كه بخش اصلي غنيسازي در چرخه سوخت را تشكيل ميدهد، با راهاندازي و گازدهي ده دستگاه سانتريفيوژ آغاز كرد. مجموعه اين دستگاهها ميتواند ايران را به غنيسازي 5/3 درصد كه براي توليد سوخت هستهاي مورد نياز است، برساند.
كسب اين تكنولوژي براي ايرانيان بسيار مهم است و با توجه به آزمايشهاي پيشين كه در آن تعدادي از دستگاههاي سانتريفيوژ با رسيدن سرعت اين دستگاه به بالاي چهلهزار دور در دقيقه دچار تلاشي شده و همچنين درصدهاي مولبيدن موجود در كيك زرد مشكلاتي را براي سانتريفيوژها ايجاد ميكرد، اين يك پيروزي مهم در كسب تكنولوژي ساخت ميباشد كه يك چيدمان 164 به طور همزمان سانتريفيوژها كار كنند و بتوانند درجه خلوص اورانيوم را به 5/3 درصد براي مصارف سوخت نيروگاههاي هستهاي برساند
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 ساعت 21:13 موضوع | لینک ثابت
![]()
میلاد با سعادت پیامبر رحمت حضرت محمد (ص) و امام جعفر صادق (ع) وهفته
وحدت بر مسلمانان جهان مبارک باد.
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 ساعت 21:8 موضوع | لینک ثابت
شبكه فارسي زبان بيبيسي، شامگاه سهشنبه در خبري، اعلام كرد كه ايران به فناوري غنيسازي اورانيوم دست يافت.
به گزارش خبرنگار ايرنا، اين شبكه خبري، با بيان گوشه هايي از اظهارات امروز رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در گفت و گو با يك خبرگزاري كويتي، نوشت كه ايران با اين ترتيب توانسته است كه راديواكتيو غني كرده را براي مصرف سوخت نيروگاه اتمي آماده سازد.
آيتالله "اكبر هاشمي رفسنجاني" در گفت و گو با خبرگزاري كويتي اعلام كرد كه ايران نخستين واحد از دستگاههاي سانتريوفيوژ را كه شامل ۱۶۴ دستگاه است، راهاندازي، به آن گاز تزريق كرده و به توليدات صنعتي آن دست يافته است.
بيبيسي در گزارش خود از اين خبر، اشاره به تلاشهاي غرب براي غيرصلح آميز نشان دادن فعاليت هستهاي ايران، نوشت كه ايران با استناد به پيمان بينالمللي منع گسترس سلاح هستهاي، غنيسازي اورانيوم را حق خود ميداند و اختلاف ايران و غرب بر سر اين موضوع به شوراي امنيت سازمان ملل كشيده شده است.
بر اساس ماده ۴پيمان ان پي تي، كشورهاي عضو اين پيمان بايد از حمايت آژانس و كشورهاي برخورد از فناوري صلح آميز هستهاي، براي دستيابي به اين فناوري برخوردار باشند. اين حق در اين پيمان براي كشورهاي عضو به رسميت شناخته شده است.
"محمود احمدينژاد"، رييس جمهوري اسلامي ايران نيز كه به مشهد سفر كرده شب گذشته در سخناني در جمع مردم، خبر از دادن اخباري خوش در آينده نزديك در اين ارتباط داد.
قرار است جزييات اين خبر خوش تا لحظاتي ديگر در مشهد و در جمع مسوولان كشوري و سفراي كشورهاي خارجي توسط رييس جمهوري اعلام شود.
اين در حالي است كه گفته ميشود، محمد البرادعي مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي، قرار است، بزودي به تهران سفر كند.
در طول روزهاي اخير بازرسان آژانس در راستاي همكاري ايران با آژانس بينالمللي انرژي اتمي براي نظارت بر فعاليتهاي صلح آميز هستهاي ايران در چارچوب مقررات ان پي تي و پادمان وارد تهران شدهاند.
تهران همواره اعلام كرده كه در هر شرايطي آماده همكاري با نهادهاي بينالمللي درباره فعاليت هستهاي خود است
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 ساعت 0:18 موضوع | لینک ثابت
گزارش مؤتلفه از ديدار با جبهه مشاركت
دبيركل و دو نفر از اعضاى شوراى مركزى جبهه مشاركت ايران اسلامى روز شنبه با مسؤولان حزب مؤتلفه اسلامى ديدار و گفت وگو كردند. به گزارش روابط عمومى حزب مؤتلفه اسلامى در اين ديدار «محمدرضا خاتمى»، «حسين كاشفى» و «محمود حجتى» از جبهه مشاركت و «محمدنبى حبيبى»، «اسدالله بادامچيان»، «حميدرضا ترقى»، «حسين انوارى» و «محمدعلى امانى» از حزب مؤتلفه با يكديگر به بحث وتبادل نظر پرداختند. در اين ملاقات مسؤولان جبهه مشاركت ضمن تأكيد بر ضرورت تعميق تحزب در جامعه، مسائل مهم سياسى روز كشور را مورد بحث و بررسى قرار دادند. برپايه اين گزارش، اين ديدار براساس سياست دو تشكل سياسى در سال جديد مبنى بر تعامل احزاب درون نظام برگزار و بر تداوم ارتباطات گذشته دو تشكل تأكيد شد. در پايان اين جلسه نيز مقرر شد اين مذاكرات و تعاملات به صورت كارشناسى بين دو حزب ادامه يابد. همچنين ترقى رئيس مركز سياسى حزب مؤتلفه اين ديدار را مثبت ارزيابى كرد و گفت: مقرر شد از طرف حزب مؤتلفه اسلامى اينجانب و از طرف حزب جبهه مشاركت آقاى كاشفى مسؤول پيگيرى ديدارهاى بعدى باشيم
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 ساعت 0:14 موضوع | لینک ثابت
.
"محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري اسلامي اعلام كرد ايران به كشورهاي هستهاي جهان پيوست.
دكتر محمود احمدي نژاد سهشنبه شب در جمع مقامات لشگري ، كشوري در در تالار كتابخانه مركزي استان قدس رضوي در مشهد افزود: دسترسي به چرخه توليد سوخت هستهاي مطالبه همه ملت ايران است و مردم ما بارها در تجمعات خود در شهرها و روستاها و در تمام نقاط دنيا بر دسترسي به آن تاكيد كردهاند.
وي ادامه داد: اينك در محضر امام رضا(ع) و در اين فرصت تاريخي اعلام ميكنم با مجاهدت دانشمندان و جوانان مومن و هوشمند ايران اورانيوم با غناي مورد نياز به حد استفاده در روز ۲۰فروردين ماه سال جاري به دست جوانان ايران اسلامي توليد شد.
وي اين غنيسازي را به مقام معظم رهبري، ملت ، شهدا و جوانان عزيز اين مرز و بوم صميمانه تبريك عرض كرد و گفت :ايران عزيز بهكشورهاي هستهاي دنيا پيوسته و اين دستاورد بزرگ هستهاي نتيجه مجاهدت و تلاش ملت ايران و مقدمه و آغازي بر پيشرفتها بالاتر و بيشتر است.
رييس جمهوري تصريح كرد : ملت ما در سايه اتكا به خدا و اراده خود توانستند به اين فناوري هستهاي دست يابد و در اين لحظات ارزشمند ياد و خاطره بنيانگذار انقلاب و شهدا عزيز را گرامي داشته و به ارواح آنان درود ميفرستيم.
وي ۲۰فروردين ماه ۸۵را روزي بزرگ در تاريخ ملت ايران ذكر كرد و افزود: علم توام با ايمان است كه در خدمت صلح و آرامش ميباشد و ما هم بارها اعلام كردهايم و اعلام ميكنيم فناوري هستهاي ما در خدمت مقاصد صلح آميز است.
وي ادامه داد : كساني به سلاحهاي كشتار جمعي نياز دارند كه در انديشههاي ۵۰سال گذشته به سر برده و تصور ميكنند معادلات سياسي را ميتوانند با معادلات نظامي به نفع خود سامان دهند، اما ملت ما ملتي متمدن و با فرهنگ است كه متكي به خداوند و اراده جوانان خود است.
احمدي نژاد افزود: ملت ما براي تحقق آرمانهاي خود متكي به انديشهها ، افكار و ارزشهاي الهي است كه در فرهنگ ما نهفته است و اقتدار خود را از زرادخانههاي هستهاي نميگيرد.
وي منشا اقتدار ملت ما را عمق ايمان مذهبي و الهي ملت ذكر كرد و گفت :
مجموعه فعاليتهاي هستهاي ما در تمام مراحل تحت نظارت قوي و كم سابقه آژانس بوده و همچنان هم مايليم تحت نظارت آژانس فعاليت خود را ادامه دهيم .
رييس جمهوري تصريح كرد : آنچه به دست آمده در چارچوب حقوق مسلم ملت ماست و بر مبناي معادله منع گسترش سلاحهاي اتمي انجام شده است.
وي در ادامه اين جلسه به قدرتهاي مخالف ايران توصيه كرد: تجربه تلخ گذشته خود را در جريان ملي شدن صنعت نفت ايران، در برابر دستيابي ما به انرژي هستهاي تكرار نكرده و در مقابل حق قطعي ملت ايران نايستند.
احمدي نژاد با بيان اينكه كشور ما امروز با برخي بداخلاقيها و زورگويي هاي بعضي از قدرتها مواجه است، گفت : اين وضعيت در تاريخ ما سابقه داشته چنانكه در جريان نهضت ملي شدن صنعت نفت كه حق مسلم ما بوده بناي مخالفت گذاشتند و با جسارت در مقابل حق قطعي ملت ايران ايستادند.
وي اظهار داشت : حاصل اين امر چيزي جز نفرت دائمي ملت ما نبود.
احمدي نژاد ادامه داد : آنان امروز با راهاندازي جنگ رواني ميخواهند مانع استفاده ايران از حقوق قطعي و مسلم خود شوند اما به آنان توصيه مي كنم تجربه تلخ گذشته را تكرار نكنند.
وي به آنها توصيه كرد : به حق ملت ايران احترام گذاشته و نفرت ابدي را در ذهن و تاريخ ملت ايران و ملتهاي آزاده جهان براي خود نخرند.
احمدي نژاد ادامه داد: پيشرفت و اقتدار ايران اسلامي همواره در خدمت صلح و آرامش و امنيت جهانيان بوده و خواهد بود.
وي افزود : دولت به نمايندگي از ملت ، تلاش تمامي پژوهشگران ، دانشمندان و جوانان خلاق و پر استعداد در مسير تعالي و پيشرفت همه جانبه كشور را ارج مينهند و با تمام توان از تلاشهاي آنان پشتيباني مينمايد.
رييس جمهوري گفت : من به عنوان خادم ملت ايران از همه كساني كه دست اندركار اين اقتخار بودند از همه پژوهشگران و محققين و دانشمندان تقدير كرده و از آنان ميخواهم با همين شتاب و با تمام توان كار را ادامه دهند.
وي تصريح كرد : دولت به شكر اين نعمت الهي سجده شكر به درگاه الهي به جا ميآورد
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 ساعت 0:8 موضوع | لینک ثابت
یک قاتل مسلح که دردیماه گذشته یک دختر جوان را در منزل مسکونی خود در خواب ونیمه شب به قتل رسانده بود وپس از ارتکاب جرم متواری شده بود دستگیر شد. گفته میشود نامبرده به جرم خود اعتراف نموده است.
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 ساعت 0:5 موضوع | لینک ثابت
بی.ام.و، گرانترین خودروی سال 2006
شركت بی ام و گران قیمت ترین محصولات را در سال 2006 روانه بازار كرده است.
به گزارش واحد مرکزی خبر، براساس فهرست محصولات شركتهای مهم خودروسازی جهان در سال 2006 خودروها
ی ساخت شركت بی ام و شامل سری 3: 32300 دلار، ایكس3: 36800، سری 7: 71800 دلار و سری 6 آخرین و گران قیمت ترین خودروی تولیدی این شركت 78800 دلارقیمت گذاری شده است.
شركت خودروسازی بنز از نظر رنج قیمتی تولیدات خود در رده بعدی قرار دارد.
آخرین محصول این شركت كه كلاس اس نام دارد 85400 دلار فروخته میشود.
سایر محصولات این شركت در سال 2006 و قیمت آنهاعبارت است از كلاس ائی: 62000 دلار، كلاس سی ال كی: 54350 دلار، كلاس سی: 38150 دلار و كلاس اس ال كی: 61500 دلار.
شركت فولكس واگن آلمان نیز گران قیمت ترین خودروی خود را با نام پائتون روانه بازار كرده كه 96600 دلار قیمت گذاری شده است.
سایر محصولات این شركت به همراه قیمت آنها عبارت است از جی تیتی: 21400 دلار، جتا: 23590 دلار، توارگ: 44700 دلار، گلف: 19580دلار، پسات: 25200 دلار و بتله: 18300 دلار.
شركت نیسان نیز در سال 2006 خودروهای زیر را در بازار میفروشد: زد 350: 40000دلار، تیتان: 30350 دلار، اكسترا26000 دلار، دفایندر:35700دلار و مورانو: 31700 دلار.
قیمت خودروهای تویوتا هم عبارت است از: ماتریكس: 19250 دلار، آوالن:31000دلار، سینا: 38000دلار، پریوس: 21725 دلار، راو4: 24000 دلار.
خودروهای ساخت هیوندا نیز عبارت است از: تیبورن: 16900 دلار، آذرا:26800 دلار، تاكسون:21600 دلار، سوناتا:17800 دلار و اكسنت: 12455دلار.
خودروهای ساخت شركت سوزوكی نیز به شرح زیر است: رنو 13299 دلار,فورنزا واگن: 14400 دلار, فورنزا: ,14500 آئریو: 16000 دلار و گرندویتارا: 19190 دلار.
قیمت خودروهای پژو 307، 206 و 407 ساخت شركت فرانسوی پژو نیز بهترتیب عبارت است از: 14000 دلار18300 ، دلار و 25000 دلار.
خودروهای مگان و لوگان ساخت شركت فرانسوی رنو نیز به ترتیب دربرابر 18280 و 13600 دلار معامله میشوند.
شركت كیاموتور نیز خودروهای ریو و ماتیز خود را به ترتیب در برابر13980 و 13990 دلار در بازارهای جهانی میفروشد
نوشته شده توسط رضا قائدی در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385 ساعت 23:53 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط رضا قائدی در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385 ساعت 23:47 موضوع | لینک ثابت
|
| ||
|
| ||
|
نوشته شده توسط رضا قائدی در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385 ساعت 22:2 موضوع | لینک ثابت
سيد عبدالعزيز حكيم" رئيس مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق در مصاحبه اي با بخش عربي بي بي سي دليل اصرارش بر مذاكرات ميان ايران و آمريكا در باره عراق را مشكلات مديدي خواند كه به گفته او دو كشور ايران و آمريكا با يكديگر دارند.
حكيم گفته است: حقيقت اين است كه ايران و آمريكا مشكلاتي با يكديگر دارند و با هم تبادل اتهام ميكنند؛ حمايت ديرينه ايران از عراقيها معروف است و اين كشور اكنون به كشوري مهم در منطقه تبديل شده كه نقش برجستهاي در پشتيباني از ملت عراق دارد. از سوي ديگر، آمريكا كشوري بزرگ است كه پس از اشغال عراق و انتقال حاكميت، در داخل عراق حضور دارد و با اشاره به اختلافات ايران و آمريكا كه به آن اشاره شد، ما اميدواريم كه برخوردي (ميان دو طرف) در داخل عراق به وجود نيايد و عراق به محلي براي فعاليت عدهاي عليه ايران يا هر كشور ديگري تبديل نشود
نوشته شده توسط رضا قائدی در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385 ساعت 0:13 موضوع | لینک ثابت
صباباتري از صدرنشينان جا ماند
يك ديدار از هفته بيست و هشتم ليگ برتر فوتبال باشگاه هاي ايران ديروز در ورزشگاه درخشان صباشهر برگزار شد.
در اين بازي صباباتري ميزبان ذوب آهن اصفهان بود كه دو تيم بعد از 90 دقيقه به تساوي يك بر يك رضايت دادند. حسن اشجاري دقيقه 70 ذوب آهن را پيش انداخت كه برتري اين تيم تا دقايق تلف شده بازي ادامه داشت.
در حالي كه سه دقيقه از وقتهاي تلف شده گذشته بود، صباباتري صاحب يك ضربه پنالتي شد كه اين ضربه را علي دايي كاپيتان اين تيم به گل تبديل كرد تا بازي با تساوي يك بر يك به پايان برسد. صباباتري كه تا پيش از اين ديدار روي كاغذ جزو شانس هاي قهرماني محسوب مي شد با كسب يك امتياز 49 امتيازه شد و حالا بخت بسيار كمي براي قهرماني دارد. در حقيقت اين تساوي صباباتري را از قهرماني و كورس صدرنشينان دور كرد
نوشته شده توسط رضا قائدی در یکشنبه بیستم فروردین 1385 ساعت 23:59 موضوع | لینک ثابت
معاون برنامه ريزي و توسعه مديريت آموزش و پرورش: حقوق معلمان سراسر كشور افزايش مي يابد
معاون برنامه ريزي و توسعه مديريت وزارت آموزش و پرورش از افزايش حقوق فرهنگيان سراسر كشور در سال جديد خبر داد.
به گزارش واحد مركزي خبر از آبادان، «عباس عباس پور» ديروز در آبادان گفت: با عنايت رئيس جمهور و هيئت دولت، حقوق معلمان و كاركنان آموزش و پرورش حدود 5/17 درصد در سال جديد افزايش خواهد يافت.
وي با اشاره به تنظيم برنامه سفر استاني مسئولان آموزش و پرورش به استانهاي كشور تا پايان امسال گفت: خوزستان اولين استان و آبادان اولين شهري است كه مسائل آموزشي و پرورشي آن مورد بازديد و بررسي قرار گرفت.
عباس پور هدف از اين بازديد را پيشبرد آموزش، بررسي عملكرد آموزش و پرورش، نحوه هزينه شدن اعتبارات، ميزان نيروي انساني، منابع، امكانات و نيازهاي اساسي اعلام كرد
نوشته شده توسط رضا قائدی در یکشنبه بیستم فروردین 1385 ساعت 23:55 موضوع | لینک ثابت
كروبي: مردم آگاهانه پاسخ ناكارآمدي اصلاح طلبان را دادند
دبيركل حزب اعتماد ملي در تحليلي پيرامون انتخابات رياست جمهوري گفت: مردم با آگاهي كامل در انتخابات شركت كردند و پاسخ لازم را هم به ناكارآمدي اصلاح طلبان دادند.
مهدي كروبي افزود: تمام حركت ها را از خرداد 76 در نظر بگيريد كه هر چه آن ها حركت كردند مردم جواب آنها را دادند.
وي خاطرنشان كرد: به نظر من آسيب هاي وارده بر اصلاحات از درون محافظه كاران نبود. حتي اين كه مي گويند آن ها براي ما مانع درست كردند هر چند نمي گويم كه درست نيست اما من زياد آن را قبول ندارم. آنچه كه موجب شكست شد از درون اصلاح طلبان بود.
وي با اشاره به انتخابات دور دوم شوراها كه منجر به شكست كامل اصلاح طلبان شد افزود: در شهرهاي بزرگ افراد مشهور و معروف اصلاح طلب رأي نياوردند. نظارت شوراي نگهبان وجود نداشت و وزارت كشور آن را اجرا كرد و مجلس هم بر آن نظارت داشت اما اصلاح طلبان صددرصد شكست خوردند.
كروبي طي جلسه اي كه در ايام نوروز، در منزل خود سخن مي گفت ساختار شكني را يكي از عوامل شكست جبهه دوم خرداد دانسته و ادامه داد:
بايد كار را از راه خودش طي كنيم و نه دست به جنجال و ساختار شكني بزنيم.
دبيركل سابق مجمع روحانيون مبارز اذعان داشت: تعريف و مرز روشني براي اصلاحات مشخص نشده است. در همين اتاق در اوايل سال 78 با آقاي موسوي خوئيني ها صحبت كرديم. من گفتم بايد مرز اصلاحات تعريف شود، همه چيز قاطي شده بود و هر كس مي آمد، ساز خودش را مي زد
نوشته شده توسط رضا قائدی در یکشنبه بیستم فروردین 1385 ساعت 23:42 موضوع | لینک ثابت
| ||
| آغاز سال 1385 با جنب وجوش فعالان و احزاب سياسي کشور همراه است و هر روز خبر آمادگي گروههاي سياسي براي برپايي کنگره هاي سالانه منتشر مي شود. سال 85 را که در آن دو انتخابات مجلس خبرگان رهبري و شوراهاي اسلامي شهر و روستا برگزار مي شود ، مي توان سالي بانشاط براي جريان هاي سياسي کشور ارزيابي کرد چرا که از هم اکنون اظهارنظرها و رايزني ها براي حضور و برگزاري اين انتخابات آغاز شده و پيش بيني مي شود اين دو انتخابات به شکل گيري ائتلاف ها و اتحادهاي جديد در عرصه سياسي کشور بينجامد. در اين ميان ، آنچه مورد توجه قرار مي گيرد ، فعاليت گروهها و احزاب سياسي است که با ناکامي در چند انتخابات کشور ، سکان هدايت دستگاه هاي اجرايي و قانونگذاري را به رقباي خود واگذار کرده اند. ديروز خبري باعث جلب توجه بيشتر فعالان سياسي کشور شد. اين خبر که بيشتر خبرگزاري ها آن را دنبال مي کردند ، مربوط به ديدار دبيران کل دو حزب موتلفه اسلامي و مشارکت بود که در پي درخواست دبيرکل حزب مشارکت برگزار شد. به گفته ترقي ، رئيس دفتر سياسي حزب موتلفه ، اين ديدار هيچ ارتباطي به مکاتبات دو سال قبل دبيران کل دو حزب ندارد ، چرا که در آن زمان آقاي عسگراولادي دبير کل حزب بود و امروز آقاي حبيبي است. اما رئيس کميته اطلاع رساني جبهه مشارکت ديروز پيش از برگزاري اين نشست با بيان اين که حزب موتلفه حزب موثري در جريان سياسي کشور است ، گفت : مکاتبات گذشته راه را براي گفتگوهاي کنوني هموار کرده است. حزب مشارکت ايران اسلامي در مدت کوتاه فعاليت خود در عرصه سياسي کشور، بويژه در دوران پس از انتخاب دور اول سيدمحمد خاتمي به رياست جمهوري در سال 76 ، توانست نمايندگي طيفي از سلايق سياسي کشور را به عهده گيرد که به اصطلاح نويسندگان معاصر داخل ايران به «چپ نو» معروف شد. اين حزب همچنين در دو دوره گذشته رياست جمهوري توانسته بود سکان مديريت اجرايي و قانونگذاري کشور را به دست بگيرد. از سوي ديگر ، حزب موتلفه اسلامي نيز که باسابقه ترين حزب و جريان سياسي منسجم کشور به شمار مي رود، به گواهي کارنامه سياسي خود ، هيچ گاه نسبت به مسائل سياسي و تحولات عمده کشور بي تفاوت نبوده و همواره با اعلام مواضع و حضور در صحنه ، به پويايي فضاي سياسي کشور کمک کرده است. سابقه گفتگوهاي اين دو حزب به 2 سال گذشته باز مي گردد زماني که دبيران کل دو حزب مکاتباتي درباره مواضع تشکل هاي متبوعشان داشتند. اين گفتگوي کتبي که در آن زمان با استقبال فعالان سياسي روبه رو شد ، با انتشار در نشريات ، سبکي جديد در تعامل بين احزاب به وجود آورد. گفتگوي دوباره دبيران کل دو حزب مشارکت و موتلفه اسلامي پس از دو سال ، صرف نظر از تغيير دبيرکل حزب موتلفه اسلامي ، يک تفاوت ديگر نيز دارد و آن جابه جايي اين دو حزب در عرصه سياسي کشور است: امروز حزب مشارکت پس از ناکامي در کسب اکثريت کرسي هاي مجلس و رياست قوه مجريه ، نظاره گر رفتار رقيب خود بوده و حزب موتلفه اسلامي يکي از اعضاي شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي و جبهه پيروان خط امام و رهبري پيروز عرصه هاي سياسي در يک سال گذشته است. بنابراين به نظر مي رسد حزب مشارکت با درک تاثيرگذاري موتلفه اسلامي در عرصه سياسي کشور و همچنين وضع کشور در مقابل تهديدات خارجي ، به بهانه هاي مختلف به اين گفتگوها ادامه داده است. همچنين ايران در شرايط کنوني در يکي از حساس ترين مقاطع تاريخي خود در صحنه بين المللي قرار دارد. افزايش فشارهاي خارجي بر کشورمان به بهانه موفقيت دانشمندان جوان کشور در دستيابي به دانش صلح آميز هسته اي ، حضور اشغالگران بيگانه در کشورهاي همسايه و تحريک عوامل فريب خورده داخلي براي اقدامات تروريستي ، همگي ضرورت تعامل بيشتر احزاب و گروههاي سياسي با يکديگر و دولت را نشان مي دهد |
نوشته شده توسط رضا قائدی در یکشنبه بیستم فروردین 1385 ساعت 20:39 موضوع | لینک ثابت
يكي از معاونان وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات در ايام نوروز، بازداشت شده و هماكنون نيز در زندان اوين به سر ميبرد.
گفته ميشود، علت اصلي بازداشت اين مقام، در رابطه با قرارداد اپراتور دوم تلفن همراه و شركت آفريقاي جنوبي MTN بوده است.
يك مقام آگاه در وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات، ضمن تأييد بازداشت معاون اين وزارتخانه، از احتمال وجود اتهاماتي به غير از موضوع شركت MTN براي فرد مذكور خبر داد.
گفته ميشود، در اين زمينه افراد ديگري نيز دستگير شدهاند
نوشته شده توسط رضا قائدی در شنبه نوزدهم فروردین 1385 ساعت 23:8 موضوع | لینک ثابت
صياد شيرازي
حكم انتصاب به فرماندهي نيروي زميني
قسمت هايي از وصيت نامه ي شهيد سپهبد صياد شيرازي
در بامداد 21 فروردين 1378، امير سپهبد علي صياد شيرازي در حال خروج از منزل، به وسيله ي منافقين مسلح در پوشش رفتگر، در برابر ديدگان فرزندش به شهادت رسيد و منافقين كوردل، رسماً اقدام به اين جنايت هولناك را به عهده گرفتند.
شهيد در سال 1323، در شهرستان درگز ديده به جهان گشود و در سال 1346، موفق به اخذ درجه كارشناسي از دانشگاه افسري شد و سپس در بخش هاي مختلف ارتش، به ويژه در غرب كشور به وظيفه ي پاسداراي از كشور پرداخت. وي پس از طي دوره ي تخصص توپخانه به عنوان استاد، در مركز آموزش توپخانه اصفهان، مشغول به تدريس شد.

شهيد صياد شيرازي در سازماندهي نيروهاي انقلابي ارتش نقش بسزايي داشت. و پس از پيروزي انقلاب، در بحبوحه ي غائله سال 1358 ضد انقلاب در كردستان، به فرماندهي عمليات شمال غرب كشور برگزيده شد و در پاكسازي كردستان به همراه شهيد دكتر چمران و ديگر رزمندگان غيور اسلام نقش مهمي ايفا نمود. پس از خلع بني صدر، براي پايان دادن به ناهماهنگي ارتش و سپاه، قرارگاه مشترك عملياتي سپاه و ارتش را راه اندازي كرد.
حكم انتصاب به فرماندهي نيروي زميني
پس از شهادت سرلشكرولي الله فلاحي، امير متعهد، شجاع و فداكار ارتش، كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي نقش ارزنده اي در حفظ انسجام نيروي زميني ارتش و نيز سازماندهي واحدهاي آن داشت و تا هنگام شهادت در جهت حفظ روحيه و توان رزمي نيروهاي تحت فرماندهي خود از كردستان تا خوزستان لحظه اي نياسود؛ در 9 مهر 1360، زنده ياد سرلشكر ظهيرنژاد (فرمانده ي وقت نيروي زميني) به سمت رييس ستاد مشترك ارتش منصوب و امير شهيد سپهبد صياد شيرازي ( با درجه سرهنگي) با حكم امام خميني« قدس سره» به عنوان فرمانده ي نيروي زميني ارتش منصوب شد.

درخواست انتصاب شهيد صياد شيرازي با پيشنهاد رييس شوراي عالي دفاع به شرح زير صورت گرفت:
«محضر شريف فرماندهي كل حضرت امام خميني مدظله العالي. با توجه به انتصاب تيمسار ظهيرنژاد به سمت رياست ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران به موجب مصوبه شوراي عالي دفاع در جلسه ي فوق العاده نهم مهرماه 1360 بر اساس بند «د» اصل 110 قانون اساسي، جناب سركار سرهنگ علي صياد شيرازي، فرمانده عمليات شمال غرب به عنوان فرمانده نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران خدمت حضرتعالي پيشنهاد مي گردد.»
رييس شوراي عالي دفاع: اكبر هاشمي رفسنجاني – نهم مهرماه 1360
امام خميني قدس سره موافقت خود را به شرح زير اعلام فرمودند:
بسمه تعالي
«موافقت مي شود.»
روح الله الموسوي الخميني
شهيد صياد شيرازي، امير سرفراز ارتش اسلام با تواني شگفت و روحيه اي كم نظير در سلسله عمليات پيروزمند ثامن الائمه، طريق القدس، فتح المبين، بيت المقدس، رمضان، مسلم بن عقيل، مطلع الفجر، محرم، والفجر 1، 2، 3، 4، ... خيبر و بدر فرماندهي نيروهاي ارتش را بر عهده داشت و در 23 تير 1365، به فرمان امام خميني قدس سره به عضويت شوراي عالي دفاع منصوب شد.
در متن حكم امام خطاب به آن شهيد گرانقدر چنين آمده بود:
«براي فعال كردن هر چه بيشتر و بهتر قواي مسلح كشور ضرورت دارد از تجربه ي اشخاصي كه در متن مسايل جنگ بوده اند، استفاده هر چه بيشتر بشود؛ بدين سبب سركار سرهنگ صياد شيرازي، و وزير سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را تا پايان جنگ به عضويت شوراي عالي دفاع منصوب مي نمايم.»
با توجه به مسؤوليت خطير شهيد صياد شيرازي در شوراي عالي دفاع، بنا به درخواست رياست آن شورا و موافقت امام خميني قدس سره، شهيد بزرگوار (در مرداد 1365) در شوراي عالي دفاع مشغول انجام وظيفه شد و مسؤوليت فرماندهي نيروي زميني ارتش به سرتيپ حسني سعدي واگذار گرديد.

حضرت امام خميني قدس سره در حكم فرمانده جديد نيروي زميني ارتش پيرامون خدمات شهيد سرافراز ارتش چنين فرمودند:
« با تقدير از زحمت هاي طاقت فرساي سركار سرهنگ صيادشيرازي كه با تعهد كامل به اسلام و جمهوري اسلامي، در طول دفاع مقدس از هيچ گونه خدمتي به كشور اسلامي خودداري نكرده و اميد است در آينده نيز در هر مقامي باشد، موفق به ادامه ي خدمت هاي ارزنده خود بشود...»
شهيد سپهبد صياد شيرازي در 18 ارديبهشت 1366، از سوي امام قدس سره به دريافت درجه ي سرتيپي نايل آمد. امير شجاع ارتش اسلام در مهر 1368، بنا به درخواست رييس ستاد كل نيروهاي مسلح، و با موافقت و حكم فرماندهي معظم كل قوا به سمت معاونت بازرسي ستاد كل و در شهريور 1372 به سمت جانشين رياست ستاد كل نيروهاي مسلح منصوب شد.
شهيد شجاع و ارجمند ارتش جمهوري اسلامي ايران، در 16 فروردين 1378، همزمان با عيد خجسته ي غديرخم به درجه سرلشكري نايل آمد و چند روز بعد، با افتخار شهادت، به درجه ي سپهبدي ارتقا يافت.
شهيد صياد شيرازي پس از دريافت درجه ي سرلشكري خطاب به خانواده اش مي گويد:
«بسيار شاد و خرسندم؛ البته نه به خاطر دريافت اين درجه، بلكه به خاطر رضايتي كه اميد دارم امام زمان(عج) و مقام معظم رهبري از من داشته باشند. مقام، درجه و اسم و رسم در نظر من هيچ جايگاهي ندارد.»

قسمت هايي از وصيت نامه ي شهيد سپهبد صياد شيرازي
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين و سلم.
انالله و انا اليه راجعون
هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله. اللهم زدنا ايماناً و ارحمنا. اشهد ان لااله الا الله وحده لا شريك له و أن محمّداً عبده و رسوله ارسله بالهدي و دين الحق و ان الصديقة الطاهرة فاطمة الزهرا، سيدة نساء العالمين و أن علياً أميرالمؤمنين و الحسن و الحسين و علي بن الحسين و محمّد بن علي و جعفر بن محمّد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمّد بن علي و علي بن محمّد و الحسن بن علي و الحجة القائم المنتظر صلواة الله و سلامه عليهم ائمتي و سادتي و موالي بهم اتولي و من اعدائهم اتبرء و أن الموت و النشور حق و الساعة آتية لا ريب فيها و أن الجنة و النار حق.
اللهم أدخلنا جنتك برحمتك و جنّبنا و احفظنا من عذابك بلطفك و احسانك يا لطيفاً بعباده يا أرحم الراحمين.
خداوندا! اين تو هستي كه قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولايت قرار دادي؛
خدايا! تو خود مي داني كه همواره آماده بوده ام آن چه را كه تو خود به من دادي در راه عشقي كه به راهت دارم نثار كنم. اگر جز اين نبودم آن هم خواست تو بود.
پروردگارا رفتن در دست توست، من نمي دانم چه موقع خواهم رفت ولي مي دانم كه از تو بايد بخواهم مرا در ركاب امام زمانم قرار دهي و آن قدر با دشمنان قسم خورده دينت بجنگم تا به فيض شهادت برسم.
خداوندا ولي امرت حضرت آيت الله خامنه اي را تا ظهور حضرت مهدي(عج)، زنده، پاينده و موفق بدار. آمين يا رب العالمين – من الله التوفيق
علي صياد شيرازي، 19 دي ماه 1371 – 15 رجب 1413
روحش شاد راهش پر رهروباد
نوشته شده توسط رضا قائدی در جمعه هجدهم فروردین 1385 ساعت 21:41 موضوع | لینک ثابت
در ایام نوروز امسال طبق امار حدود ۱۳۰۰۰۰۰نفر از گناوه دیدن کردند یعنی تقریبا چیزی معادل ۲۵ برابر جمعیت شهر گناوه! یعنی معادل جمعیت شهر شیراز، یعنی گناوه در ایام نوروز یکی از کلان شهرهای ایران بود از نظر جمعیت! جاذبه های زیاد گناوه وآب وهوای مناسب که دراین وبلاگ به آنها اشاره شد وبازار واجناس متنوع که میشود گفت بزرگترین بازار استانهای جنوبی کشور است،باعث جذب این همه مسافر شده است. ولی آیا مسئولین شهر از این همه فرصت مغتنم استفاده ای کرده اند ؟چه برنامه ای برای آینده دارند؟ اینجانب بواسطه شغلم با تعداد زیادی از مسافران ارتباط کلامی داشتم همه از نبود امکانات وضعف مدیریت شهری گلایه داشتند.چرا؟ تا پیشنهادی برای بهبودی اوضاع شهر میشود فوری میگویند بودجه نداریم وخود را فارغ میکنند.هیچکس بفکر برنامه ریزی وبه دنبال راه حل نیست. شهری مثل گناوه امکانات بلقوه زیادی برای جذب منابع دارد ولی مدیر با تدبیر میخواد و از این بابت رنج میبرد. تنها چیزی که در ایام نوروز مشهود بود مدیریت بسیار خوب نیروی انتظامی در کنترل اوضاع وایجاد نظم بود که جای تشکر دارد. مسولان و شورای شهر که مسولیت اصلی متوجه اوست وباید جوابگو باشند باید از همین الان بفکر باشند ومدیریت ارشد استان باید بررسی کند،ضعفها را شناسائی وبفکر اصلاح آن باشد.
نوشته شده توسط رضا قائدی در جمعه هجدهم فروردین 1385 ساعت 21:10 موضوع | لینک ثابت
به دنبال نطق قبل ازدستور آقای عطارزاده در مجلس، اعتراضات زیادی از ناحیه نمایندگان مجلس نسبت به این نطق ایراد گردید بطوریکه موجب عکس العمل حداد عادل رئیس مجلس نیز شد. ایشان در نطق خود دوباره در مورد خانم رایس وزیر خارجه آمریکا مطالبی را بیان کرد که در شان مجلس وخود ایشان نبود.بکار بردن عبارت پیر دختر ولگرد آمریکائی و اشاره به مسائل جنسی در شان یک نماینده ارزشی و مجلس شورای اسلامی نمی باشد.توصیه میشود آقای عطارزاده خانم رایس را رهاکند، بفکر استان بوشهر وحوزه انتخابیه خود باشد،بفکر اوضاع درهم وبرهم سیاسی استان باشد،بفکر مدیران ناهماهنگ بادولت باشد که هنوز درپستهای خود جاخوش کرده اند وبه ریش خیلی ها می خندند! آقای عطازاده جواب دهند که تا الان چند نفر مدیر ارزشی واصولگرا در استان انتخاب شده است؟ آیا هنوز درحال برسی هستند؟ ضعف درکجاست؟ در کمبود مدیر است یا در ضعف تصمیم گیری؟ برای انتخاب یک فرماندار در گناوه چند ماه است هرکسی چیزی میگوید وتا الان نامهای متعددی مطرح شده است ولی توان انتخاب ویا چنین اراده ای نیست چرا؟ میگویند برای انتخاب مدیران استان در خارج از استان تصمیم گرفته میشود،اگر چنین است این افراد چه کسانی هستند؟ وچه جایگاهی دارند؟ آقای عطارزاده بعنوان نماینده مردم باید جوابگو باشد. ایشان در شهر خود دیلم هنوز نتوانسته یک فرماندار همفکر وهمراه خود بیاورد، یکی از دوستان ایشان حتی به مصاحبه وزارت کشور نیز رفته ولی طبق بعضی از اخبار جلو حکم ایشان گرفته شده است . این دستهای قدرت چه کسانی هستندآقای عطارزاده؟
نوشته شده توسط رضا قائدی در جمعه هجدهم فروردین 1385 ساعت 20:46 موضوع | لینک ثابت
مسوول روابط عمومي اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري استان بوشهر گفت:
مينا درعلي پنجشنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: منزل شهيد رييسعلي دلواري ازآثار تاريخي وفرهنگي استان بوشهر است كه همهساله بويژه در تعطيلات ايام نوروز مورد بازديد گردشگران و علاقهمندان به تاريخ و فرهنگ جنوب قرارميگيرد.
نوشته شده توسط رضا قائدی در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 ساعت 22:31 موضوع | لینک ثابت
در ادامه هفته هجدهم مسابقات فوتبال قهرماني دسته اول باشگاههاي ايران / جام آزادگان / تيم شاهين بوشهر مقابل پيكان تهران به برتري دست يافت.
تيم شاهين بوشهر در اين ديدار كه در حضور خيل تماشاگران بوشهري در ورزشگاه شهيد بهشتي اين شهر برگزار شد با يك گل تيم قدرتمند پيكان را با شكست بدرقه كرد
نوشته شده توسط رضا قائدی در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 ساعت 22:29 موضوع | لینک ثابت
براي نخستين بار از هنگام فعاليت بندر بوشهر، يك فروند كشتي تجاري تحت فرماندهي يك كاپيتان زن از مبداء كشور مصر در بندر بوشهر پهلو گرفت.
رييس روابط عمومي اداره كل بنادر و كشتيراني استان بوشهر گفت: كشتي سيرانوا ( ( SIERA NEVAبامحموله پرتقال در هفته جاري وارد بندر بوشهر شده است.
نوشته شده توسط رضا قائدی در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 ساعت 22:28 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

آنانكه زنده اند پيكار مي كنند ، آنانكه عزمي استوار درسر دارند ،آنانكه بر نيروي كوشش از قله بلند ودشوار سرنوشت بالا مي روند، آنانند كه شيفته هدفي برجسته اند.
رضاقائدی
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY