|
نوشته شده توسط رضا قائدی در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 20:0 موضوع | لینک ثابت
آتش سوزی در بازار گناوه
خبرگزاری جمهوری اسلامی:
آتش سوزي ناشي از حريق در انبار كالاي يكي از مجتمعهاي تجاري در بازار گناوه با تلاش ماموران آتش نشاني و مردم مهارشد.
بگفته شاهدان پيش ازظهر امروز دود غليظي از انبار يكي از مجتمعهاي تجاري بندرگناوه خارج شد كه بلافاصله مردم و ماموران آتش نشاني باحضور در محل و شكستن درب انبار به اطفاي حريق پرداختند ليكن بدليل شدت آتش سوزي سقف اين مجتمع كه از جنس يونوليت بود نيز دچار حريق شد و آتش سوزي گسترش يافت.
مسوولان ستادحوادث غيرمترقبه شهرستان گناوه نيز باحضور درمحل،ايستگاههاي آتش نشاني شهرهاي همجوار را به كمك در اطفاي حريق فرا خواندند.
دامنه آتش كه سقف دوم اين مجتمع تجاري را فرا گرفته بود و درجوار آن نيز آپارتمان مسكوني واقع ميباشد ، بيش از ۵ساعت تلاش بيوقفه ماموران آتش نشاني و مردم عصر امروز مهار شد.
هنوز ميزان خسارت ناشي از اين آتش سوزي اعلام نشدهاست ولي منابع غيررسمي خسارت آنرا بيش از ۵ميلياردريال برآورد ميكنند.
اين آتش سوزي امروز براي ساعتها فعاليت بازارگناوه را كه مسافران زيادي وارد اين شهر شدهبودند مختل كرد بطوريكه مغازههاي مجتمعهاي تجاري همجوار از ترس سرايت آتش ، اجناس و كالاهاي خودرا تخليه كردند و برق اين منطقه نيز ساعتها قطع شد.
علت آتش سوزي هنوز مشخص نشدهاست و ازسوي كارشناسان درحال بررسي ميباشد.
شهرستان گناوه در شمال استان بوشهر قراردارد
نوشته شده توسط رضا قائدی در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 19:55 موضوع | لینک ثابت
این روزها کم کم شاهد هجوم مسافران وگردشگران به گناوه هستیم واحتمالا" امسال نسبت به سال گذشته تعداد مسافران زیادتر شود. ورود مسافران به شهر باعث رونق اقتصادی برای شهروندان است وشامل همه میشود،بنابراین مسئولان شهر باید خودرا آماده پذیرش مهمانان نمایند اما از شواهد برمی آید که گناوه امسال نسبت به سالهای قبل ازآمادگی کمتری برخوردار است ونواقص زیادی در شهر مشاهده میشود که اگربرطرف نشود شاهد مشکلاتی برای مردم ومهمانان خواهیم بود. ازجمله این نواقص یکی اینکه چهارراه های شهر هیچکدام دارای چراغ راهنمائی ورانندگی نیست وچندین ماه ازخرابی آنها میگذرد ومعلوم نیست مسئول درست کردن آنها چه کسی است آیا هزینه زیادی لازم دارد ؟یا تخصص آن در شهر نیست؟ ویا مسئولان شهر تاحالا از این چهارراه ها گذرنکرده اند تا در ترافیک ونابسامانی های آن گرفتار شود. دوم اینکه ورودی شهر ازطریق خیابان جمهوری اسلامی یا همان جاده برازجان خودمان حدود ۵ ماه است که وضعیت خراب وبسیارزشتی دارد که گمان نمی رود تا چندروز دیگر درست شود. اگر این وضع ادامه یابدشاهد مشکلات زیادی برای ماشین های ورودی به شهر خواهیم بود.سومین مسئله خرابی میدان شهر است وتخریب سرویس های بهداشتی درآن که باعث زشت شدن چهره شهر مشکلات برای شهروندان گردیده است که بنظر نمی رسد تا چندروز آینده سروسامان بگیرد. چاله چوله های خیابانها که دیگر برای مردم عادی شده وکسی گلایه ای ندارد. مسئله دیگر اینکه سال گذشته امنیت در شهر در ایام نوروز بسیار خوب بود که مسولان شهر باید امسال همین الان بفکر این مسئله مهم باشند.
نوشته شده توسط رضا قائدی در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 22:2 موضوع | لینک ثابت
معاون سياسيانتظامي فرمانداري گناوهگفت:زلزله ۴/۵درجه ريشتري كه دوشنبه شب در حوالي اين شهرستان روي داد، هيچ تلفات جاني نداشته و تاكنون خسارتي نيز گزارش نشده است.
اياز عباسي سهشنبه در گفت وگو باخبرگزاري جمهوري اسلامي افزود: بلافاصله پس ازاعلام وقوع زلزله ستادحوادث غيرمترقبه اين شهرستان درتماس با شوراهاي روستايي وضعيت مناطق مسكوني روستايي را جويا شد كه در هيچ يك از روستاهاي شهرستان گناوه تلفاتي گزارش نشد.
وي اظهارداشت : گروههاي امدادي هلال احمر نيز پس از آماده باش به مناطق مختلف شهرستان گناوه اعزام شدند تا درصورت خسارت ناشي از زمين لرزه موضوع را به ستاد حوادث غيرمترقبه اين شهرستان گزارش كنند.
شبكه لرزهنگاري وابسته به مركز لرزهنگاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران دوشنبه شب زلزلهاي به بزرگي ۴/۵درجه ريشتر را در حوالي شهرستان گناوه ثبت كرد.
براساس گزارش اين مركز زمان وقوع زلزله مذكور درساعت ۲۲و ۲۱ثانيه دوشنبه شب و درعرض شمالي ۲۹/۸۲و طول شرقي ۵۰/۶۱درجه بوده است
نوشته شده توسط رضا قائدی در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 21:34 موضوع | لینک ثابت
استاندار بوشهر گفت: ۴۳۶روستاي اين استان پس از پيروزي انقلاب اسلامي از آب آشاميدني بهداشتي برخوردار شدهاند.
علي افراشته يكشنبه شب در آيين بهرهبرداري از شبكه آب روستاهاي "كلر" و "كمالي" شهرستان گناوه به مناسبت سالروز پيروزي انقلاب اسلامي افزود: تا پيش از انقلاب تنها ۱۱روستاي استان بوشهر ازآب بهداشتي برخوردار بودند كه آن هم در هر يك از اين روستاها يك مخزن آب وجود داشت و اهالي روستا آب را از آن برداشت ميكردند.
وي اظهارداشت: امروز به بركت انقلاب اسلامي ۷۰هزار مشترك آب در روستاهاي استان بوشهر از شبكه آب در منازل خود استفاده ميكنند.
استاندار بوشهر گفت: همچنين ۹۶۴كيلومتر راه آسفالته در طول عمر نظام مقدس جمهوري اسلامي در روستاهاي اين استان ساخته شده كه پيش از آن حتي يك كيلومتر راه روستايي آسفالته در استان نبوده است.
وي تصريح كرد كه دشمنان نظام از آباداني ايران اسلامي ناراحت هستند و همواره با تبليغات گسترده رسانهاي خود تلاش ميكنند تا خدمات نظام به مردم را كم اهميت و اندك نشان دهند و مردم را از انقلاب و نظام مايوس كنند
نوشته شده توسط رضا قائدی در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 21:32 موضوع | لینک ثابت
تأييد حك كردن آرم سپاه بر روي بدنه ناو آمريكايي
جانشين فرماندهي نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با اشاره به بازديد خود از يک مجتمع صنايع هوايي، پرده از يک تاکتيک نظامي برداشت.
به گزارش مهر، سردار نور علي شوشتري جانشين فرماندهي نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي که شب گذشته در همايش يادگاران هشت سال دفاع مقدس در حسينيه ثارالله (ع) تيپ مستقل 21 زرهي امام رضا (ع) نيشابور سخن ميگفت، تاکيد کرد: پرندههاي بي سرنشيني ساخته ايم که در صورت لزوم ميتوانند در هر عمقي، براي ناوهاي آمريکايي عمليات انتحاري انجام دهند تا آنها منطقه را با سرافکندگي ترک کنند.
وي افزود: بوش اگر ميخواهد منطقي عمل کند بايد نيروهايش را از منطقه خارج کند تا منطقه روي آرامش ببيند.
جانشين فرماندهي نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با بيان اينکه مسئولان کشور با دقت تمام تحرکات و کوچکترين تغييرات دشمن را زير ذره بين دارند به موضوع حک کردن آرم سپاه بر روي بدنه يکي از ناوهاي آمريکايي در خليج فارس اشاره کرد و گفت: اين حرکت بدان معناست که اگر لازم باشد ميشود فضا را براي اين ناوها ناامن کرد.
نوشته شده توسط رضا قائدی در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 14:0 موضوع | لینک ثابت
فارس گزارش داد: چندي پيش بخشي از فيلم دفاعيات خسرو گلسرخي از شبكه سوم صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شد كه مورد استقبال بينندگان بسياري قرار گرفت. متن كامل اين دفاعيات را از نظر ميگذرانيد.
خسرو گلسرخي متولد دوم بهمن ماه 1322 شمسي در شهر رشت است. در كودكي پدرش قدير را از دست داد. مادرش شمس الشريعه وحيد، او و برادر دو ساله اش فرهاد را به شهر قم نزد پدربزرگ مادري شان حاج شيخ محمد وحيد برد. وحيد، مرد مبارزي بود كه روزگاري در نهضت جنگل، در كنار ميرزا كوچك خان جنگيده بود. خسرو توسط وي تعليم ديد و تحت تأثير مبارزات و نظرات وي واقع شد و حتي شعرهايي به نام «جنگليها» و «دامون» در اين رابطه گفت و نام فرزندش را نيز «دامون» گذاشت. (دامون به معني پناهگاه، و انبوهي و سياهي جنگل است). در سال 1341، پس از درگذشت پدربزرگش همراه برادرش فرهاد به تهران رفت و در اتاقي كرايهاي در محله امين حضور سكني گزيد. او شب ها درس ميخواند و روزها كار ميكرد.
خسرو در اين سالها، از ادبيات نيز غافل نبود دوران شكوفايي فكري و فعاليت چشمگيرش در مطبوعات را ميتوان در سالهاي 48 تا 52 كه سال دستگيريش توسط ساواك است دانست. اما كار جدي اش را در شعر از سال 45 شروع كرد. گلسرخي در سال 48 با عاطفه گرگين، دوست همرزمش ازدواج كرد و داراي فرزندي به نام «دامون» شد كه اكنون با مادرش عاطفه گرگين در پاريس زندگي ميكند. يك هفته بعد از دستگيري خسرو گلسرخي، عاطفه گرگين نيز كه به وسيله يكي از همكارانش از دستگيري خسرو آگاه شده بود دستگير شد و با به زندان افتادن او به ناچار سرپرستي فرزندش به برادرش سپرده شد.
خسرو گلسرخي در 29 بهمن ماه 1352، و عليرغم آن كه به خاطر بودن در زندانِ ساواك هرگز نميتوانست در طرح گروگان گيري رضا پهلوي شركت داشته باشد، صرفا به خاطر دفاع از عقايدش در دادگاه نظامي به اعدام محكوم و در ميدان چيت گر تيرباران شد.
متن دفاعيات
انالحياة عقيده و جهاد. سخنم را با گفتهاي از مولاحسين شهيد بزرگ خلقهاي خاورميانه آغاز ميكنم. من كه يك ماركسيست-لنينيست هستم براي نخستين بار عدالت اجتماعي را در مكتب اسلام جستم و آنگاه به سوسياليسم رسيدم. من در اين دادگاه براي جانم چانه نميزنم و حتي براي عمرم؛ من قطرهاي ناچيز از عظمت خلقهاي مبارز ايران هستم خلقي كه مزدكها و مازيارها و بابكها، يعقوب ليثها، ستارها و حيدر اوغليها، پسيانها و ميرزا كوچكها، ارانيها، روزبهها و وارطانها داشته است. آري من براي جانم چانه نميزنم چرا كه فرزند خلق مبارز و دلاور هستم. از اسلام سخنم را آغاز كردم اسلام حقيقي در ايران همواره دين خود را به جنبشهاي رهاييبخش ايران پرداخته است. سيد عبدالله بهبهاني، شيخ محمد خيابانيها نمودار صادق اين جنبشها هستند و امروز نيز اسلام حقيقي دين خود را به جنبشهاي آزاديبخش ملي ايران ادا ميكند، هنگاميكه ماركس ميگويد: در يك جامعه طبقاتي ثروت در سويي انباشته ميشود و فقر و گرسنگي و فلاكت در سويي ديگر در حالي كه مولد ثروت طبقه محروم است؛ و مولا علي ميگويد: قصري برپا نميشود مگر آنكه هزاران نفر فقير گردند، نزديكيهاي بسياري وجود دارد؛ چنين است كه ميتوان در اين تاريخ از مولا علي به عنوان نخستين سوسياليست جهان نام برد و نيز از سلمان پارسيها و اباذر غفاريها.
زندگي مولاحسين نمودار زندگي كنوني ماست كه جان بر كف براي خلقهاي محروم ميهن خود در اين دادگاه محاكمه ميشويم. او در اقليت بود و يزيد، بارگاه، قشون، حكومت و قدرت داشت. او ايستاد و شهيد شد هر چند يزيد گوشهاي از تاريخ را اشغال كرد ولي آنچه كه در تداوم تاريخ تكرار شد راه مولا حسين و پايداري او بود، نه حكومت يزيد. آنچه را خلقها تكرار كردند و ميكنند راه مولا حسين است. بدينگونه است كه در يك جامعه ماركسيستي اسلام حقيقي بعنوان يك روبنا قابل توجيه است و ما نيز چنين اسلامي را اسلام حسيني و اسلام علي تاييد ميكنيم. اتهام سياسي در ايران نيازمند اسناد و مدارك نيست خود من نمونه صادق اينگونه متهم سياسي در ايران هستم، در فروردين ماه چنان كه در كيفرخواست آمده به اتهام تشكيل يك گروه كمونيستي كه حتي يك كتاب نخوانده است دستگير ميشوم. تحت شكنجه قرار ميگيرم (يكي از عمال ساواك فرياد ميزند: دروغه) و خون ادرار ميكنم بعد مرا به زندان ديگري منتقل ميكنند آنگاه هفتماه بعد دوباره تحت بازجويي قرار ميگيرم كه توطئه كردهام. دو سال پيش حرف زدم و اينك به عنوان توطئهگر در اين دادگاه محاكمه ميشوم. اتهام سياسي در ايران اين است كه زندانهاي ايران پر است از جوانان و نوجواناني كه به اتهام انديشيدن و فكر كردن و كتاب خواندن توقيف و شكنجه و زنداني ميشوند. آقاي رئيس دادگاه همين دادگاههاي شما آنها را محكوم به زندان ميكند. آنان وقتي كه به زندان ميروند و برميگردند ديگر كتاب را كنار ميگذارند مسلسل به دست ميگيرند.
بايد به دنبال علل اساسي گشت معلولها فقط ما را وادار به گلايه ميكند چنين است كه آنچه ما در اطراف خود ميبينيم فقط گلايه است. در ايران آنان را به خاطر داشتن فكر و انديشيدن محاكمه ميكنند چنانكه گفتم من از خلق جدا نيستم و نمونه صادق آن هستم اين نوع برخورد با يك جوان كسي كه انديشه ميكند يادآور انگيزيسيون و تفتيش عقايد قرون وسطايي است. يك سازمان عريض بوروكراسي تحت عنوان فرهنگ و هنر وجود دارد كه تنها يك بخش آن فعال است و آن بخش سانسور است كه به نام اداره نگارش خوانده ميشود. هر كتابي قبل از انتشار به سانسور سپرده ميشود درحاليكه در هيچ كجاي دنيا چنين رسمي نيست و بدينگونه است كه فرهنگ موميايي شده كه خاسته از روابط توليدي بورژوازي كمپرادور در ايران است در جامعه مستقر گرديده است و كتاب و انديشه مترقي و پويا را سانسور شديد خود خفه ميكند ولي آيا با تمام اين اعمالي كه صورت ميگيرد با تمام اين خفقان ميتوان جلوي اين انديشه را گرفت؟ آيا در تاريخ شما چنين نموداري داريد؟ خلق قهرمان ويتنام نمودار صادق آن است. پيكار ميكند و ميجنگد پوزه تمدن آمريكا را بر زمين ميمالد. در ايران ما با ترور افكار و عقايد روبرو هستيم، در ايران حتي به زبانهاي بالنده خلقهاي ما مثل خلقهاي بلوچ، ترك و كرد اجازه انتشار به زبان اصل نميدهند، چرا كه واضح است آنچه كه بايد به خلقهاي ايران تحميل گردد همانا فرهنگ سوغاتي امپرياليسم ، آمريكا كه در دستگاه حاكمه ايران بستهبندي ميشود ميباشد.توطئههاي امپرياليسم هر روز به گونهاي ظاهر ميشود اگر شما در زماني كه نيروهاي آزاديبخش الجزاير مبارزه ميكردند آن زمان را در نظر بگيريد، خلق الجزاير با دشمن خود رودررو بود يعني سرباز،افسر و گشتيهاي فرانسوي را ميديد و ميدانست دشمن اينست ولي در كشورهايي نظير ايران دشمن مرئي نيست. بلكه فيالمثل در لباس احمد آقاي آژدان دشمن را فرو ميكنند كه خلق نداند دشمنش كيست در اينجا آقاي دادستان اشارهاي به رفرم اصلاحات ارضي كردند و دهقانها و خانها كه ما ميخواهيم بياييم و بجاي دهقانها بار ديگر خانها را بگذاريم اين يك اصل بديهي و بسيار ساده تكامل اجتماعي است كه هيچ نظامي قابل برگشت نيست يعني هنگاميكه برده داري تمام ميشود ، هنگاميكه فئوداليسم به سر ميرسد،نظام بورژوازي درميرسد، اصلاحات ارضي در ايران تنها كاري كه كرده راهگشايي براي مصرفي كردن جامعه و آبكردن اضافه توليد بنجل امپرياليسم است. در گذشته اگر دهقان تنها با خان طرف بود، حالا با چند خان طرف است شركتهاي زراعتي و شركتهاي تعاوني. امپرياليسم در جوامعي مثل ايران براي اينكه جلودار انقلابات تودهاي بشود ناگزير است كه به رفرمهائي دست بزند.
آقاي رئيس دادگاه كدام شرافتمند است كه در گوشه و كنار تهران مثل نظامآباد، مثل پل امامزاده معصوم، مثل ميدان شوش، مثل دروازهغار برود و با كساني كه زير سر دارند، صحبت كند و بپرسد شما از كجا آمدهايد؟ چه ميكنيد؟ ميگويند ما فرار كردهايم. از چه؟ از قرضي كه داشتهايم. و نميتوانستيم بپردازيم. اصلاحات ارضي درست است كه قشر خردهمالك را به وجود آورد ولي در سير حركت طبقات اين ماندني نيست، خردهمالكي كه با ماموران دولتي ميسازد، نزديكتر است، ثروتمندتر است، آرامآرام مالكهاي ديگر را ميخورد، در نتيجه ما نميتوانيم بگوييم كه فئوداليسم در ايران از بين رفته. درست است شيوه توليدي دگرگون شده مقداري ولي از بين نرفته مگر همان فئودالها نيستند كه الان دارند بر ما حكومت ميكنند همان فئودالهاي سابق هستند كه حالا براي امپرياليسم دلالي ميكنند، بورژوا كمپرادور شركتهاي سهامي زراعي و شركتهاي تعاوني كه بيشتر به خاطر مكانيزه كرده ايران به كار گرفته شده تا كدخداها.
رئيس دادگاه: از شما خواهش ميكنم از خودتان دفاع كنيد
گلسرخي: من دارم از خلقم دفاع ميكنم.
رئيس: شما به عنوان آخرين دفاع از خودتون دفاع بكنيد و چيزي هم از من نپرسيد. به عنوان آخرين دفاع اخطار شد كه مطالبي آنچه كه به نفع خودتان ميدانيد در مورد اتهام بفرماييد.
گلسرخي: من به نفع خودم هيچي ندارم بگويم، من فقط به نفع خلقم حرف ميزنم. اگر اين آزادي وجود ندارد كه من حرف بزنم ميتونم بنشينم.
رئيس: همانقدر آزادي داريد كه از خودتان به عنوان آخرين دفاع، دفاع كنيد
خسرو گلسرخي: (با خشم و غرور) من مينشينم، مينشينم، من صحبت نميكنم،....
رئيس: بفرماييد
گلسرخي با غرور و خروشندگي كه در چهرهاش آشكار است ميرود و مينشيند
نوشته شده توسط رضا قائدی در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 13:58 موضوع | لینک ثابت
ديروز 22 بهمن بود و مثل هر سال، مردم راهپيماييهاي باشكوهي را در تمام شهرهاي ايران و به خصوص تهران برگزار كردند؛

... اما استثنائا آقاي احمدينژاد خبرخوش نداد...
ها... راستي در اين راهپيمايي پر شكوه، آقاي هاشمي هم حضوري با شكوه داشت.

به نظر من بهتر است همه، همه چيز را ول كنيم مسعود دهنمكي را بچسبيم. مثل اينكه ديروز در اختتاميه جشنواره فيلم فجر، آن طور كه مورد انتظار برادر دهنمكي بوده به «اخراجيها»ي او ـ كه منتخب تماشاچيان هم شده بود ـ جايزه ندادهاند و مسعودآقا هم فيلش ياد دوم خرداد كرده و ...


دهنمكي: آره... آره... همين اوس محمودي كه ميره رفيقشو با نامردي ميكشه، به من جايزه نميده...
پرستويي: آي شيطونه ميگه يه هُليش بدم كه سينماي ايران از دستش راحت شه!
نوشته شده توسط رضا قائدی در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 ساعت 22:36 موضوع | لینک ثابت
حجتالاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني در حاشيه راهپيمايي 22 بهمن در پاسخ به پرسش خبرنگاري دربارهي مذاكره مستقيم با آمريكا براي حل مسائل ميان ايران و كشورهاي غربي گفت: مذاكره يكي از راههاست، مذاكره مفيد است اما بايد با عزت باشد.
وي افزود: نبايد آنها خيال كنند ما با احتياج سراغ آنها رفتهايم، اعلام آمادگي هم شده است ولي كارهاي بيشتري بايد بكنيم، بايد با بسياري از كشورها همكاريمان را تقويت كنيم.
رفسنجاني: مذاكره مفيد است اما بايد با عزت باشد
به گزارش ايسنا، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: مهم اين است كه در داخل متحد باشيم، اگر در داخل متحد باشيم هيچ كس نميتواند ما را بشكند و اين راهپيمايي امروز نمونه اي از همان اتحاد است.
وي درباره اين كه در چه زمينهاي براي مذاكره اعلام آمادگي شده است، گفت: اعلام شده ما آمادهايم در مورد عراق مذاكره را شروع كنيم، اما فكر ميكنم هنوز زمينه مساعد نيست.
هاشمي درباره مشاركت گسترده مردم در راهپيمايي نيز گفت: در برابر اين شركت گسترده خضوعم در مقابل مردم بيشتر ميشود، مردم واقعا ميفهمند و به موقع به ميدان ميآيند. اصلا امروز مولفههاي قدرت بيشتر روي مردم تكيه دارد؛ يعني هر جا مردم با نظام همدل باشند و مجموعه در ميدان باشند، آسيب ناپذيرترين جوامع هستند.
وي در پايان از مردم به خاطر شركت گسترده در انتخابات تشكر كرد.
نوشته شده توسط رضا قائدی در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 ساعت 22:32 موضوع | لینک ثابت

گناوه بندری از هزاره ها
گناوه بندری از هزاره ها ، عنوان فیلم مستند گناوه است. حسن ملکزاده نویسنده وکارگردان فیلم با بیان این مطلب اظهار داشت: درطول سه سال تهیه وساخت فیلم مستند گناوه برای انتخاب نام فیلم کلنجار بسیاری با خود رفتم که درنهایت به این گزینه رسیدم که بنظرم بهترین گزینه برای عنوان فیلم است.
عنوان انگلیسی آن هم از این قرار است:
genaveh :the port of millennia
در ضمن فیلم پس از سه سال تلاش مداوم آخرین مراحل فنی خود را طی میکند ومدت زمان فیلم ۹۰ دقیقه است.
برای این هنرمند وفیلمساز ازخداوند متعال آرزوی توفیق داریم.
نوشته شده توسط رضا قائدی در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 ساعت 21:26 موضوع | لینک ثابت
۲۲ بهمن
یوم الله همیشه تاریخ
مبارکباد.
نوشته شده توسط رضا قائدی در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 8:41 موضوع | لینک ثابت
اظهار نظر رييس دانشگاه شيراز درباره فوت دکتر حسين پور
رئيس دانشگاه شيراز اعلام كرده، درگذشت دكتر حسين پور، كه از وى به عنوان يكى از دانشمندان هسته اى كشورمان نام برده مى شود، بر اثر حادثه گازگرفتگى در منزل سازمانى بوده و هيچ فرد يا گروهى در مرگ اين استاد دانشگاه دخالت نداشته است.
به نوشته ایران، دكتر صادقى گفت، متوفى به دليل سرماخوردگى شديد، دچار لرز شده و به همين دليل اقدام به روشن كردن بخارى منزل خود كه نصب آن تكميل نشده بود، مى كند. به اين اميد كه بعد از گرم شدن، آن را خاموش كند. اما به دليل كسالت شديد به خواب رفته و پس از ۴ تا ۵ ساعت بر اثر استنشاق گاز منواكسيد كربن، دچار خفگى شده و فوت مى كند. وى همچنين با رد احتمال قتل اين دانشمند هسته اى، تأكيد كرده: ساختمان محل اقامت دكتر حسين پور نگهبان دارد و به هيچ وجه امكان ورود به منازل سازمانى بدون متوجه شدن نگهبان وجود ندارد. اخيراً برخى محافل رسانه اى رژيم صهيونيستى ادعا كردند دكتر حسين پور به وسيله عوامل موساد كشته شده است
نوشته شده توسط رضا قائدی در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 8:39 موضوع | لینک ثابت
مراسم چهلم صدام در قصر شيعهکش معروف دنيا
مراسم چهلمين روز اعدام صدام، رئيسجمهور معدوم عراق، با حضور "عزت ابراهيم الدوري" معاون وي در رژيم بعثي ، و به ميزباني يمن، در صنعا پايتخت اين كشور برگزار شد.
به گزارش فارس به نقل از پايگاه خبري "نيوز يمن"، در اين مراسم كه علاوه بر عزت ابراهيم، شخصيتهاي بلندپايه حزب منحل بعث عراق و حزب بعث يمن و نيز "رغد" دختر صدام و با مجوز دولت يمن حضور داشتند، از شخصيت صدام تقديس و تمجيد به عمل آمد.
پايگاه خبري مركز مطالعاتي "العراقالجديد" در خبري اختصاصي به نقل از يكي از افسران بازنشسته ارتش يمن كه در اين مراسم حضور يافته بود، نوشت: من شخصاً "عزت ابراهيم الدوري" را كه در گوشهاي از تالار كاخ جوانان نشسته بود، ديدم.
وي افزود: عزت ابراهيم همراه محافظ خود فرزند "عواد البندر" معاون صدام، در مراسم چهلم صدام حضور يافته بود و خيلي آرام در گوشهاي از تالار نشست و در پايان به آرامي اين محل را ترك كرد.
پيش از اين خبرهايي در برخي رسانههاي عربي درباره انتقال "عزت ابراهيم الدوري" به صنعا منتشر شده بود كه هيچ تأييد يا تكذيبي از سوي دولت يمن در بر نداشت.
در مراسم چهلم صدام كه به همت ژنرال "يحيي محمد عبدالله صالح" رئيس ستاد مركزي جنگ در دولت يمن و برادر زاده ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيسجمهور يمن در كاخ جوانان واقع در منطقه شمالي صنعا، پايتخت يمن برگزار شد، رغد صدام هم حاضر بود.
وي در سخناني با تشكر و تقدير ويژه از رئيسجمهور يمن، از وي با عنوان "عموي عزيز" خود نام برد و افزود: صدام، پدر شهيد من، روابط خاصي با "علي عبدالله صالح" داشت و همه شما ميدانيد كه اين روابط چقدر مستحكم بود.
ژنرال "علي عبدالله صالح" دانشآموخته دانشكده فنون نظامي بغداد در دوره حاكميت حزب منحل بعث و از حاميان حزب بعث عربي در يمن است.
رغد در ادامه با قرائت بخشهايي از وصيتنامه صدام، از "حمد بن خليفه آلثاني" امير قطر، ژنرال "معمر القذافي" رهبر ليبي و ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيسجمهور يمن به علت گراميداشت ياد و خاطره صدام قدرداني كرد.
وي ادعا كرد: هيچ كس جرأت ندارد كه شهيد "صدام حسين" را بهعنوان نماد شامخ عزت ناديده بگيرد و قطعاً نام پدر من با حروفي از جنس نور بر صفحات تاريخ بشري نقش خواهد بست.
پس از پايان سخنراني رغد، تعدادي از حاضران در اين مراسم در اعتراض به بردهشدن نام "سيد حسن نصرالله" دبيركل حزبالله لبنان در سخنراني تحليلي يكي از حضار درباره شرايط سياسي منطقه، با ادعاي اينكه نصرالله يك شيعه مزدور ايران و دشمن صدام بوده و پس از اعدام وي در بيروت شيريني پخش كرده است، شعار "مرگ بر ايران" سر دادند.
در اين مراسم ژنرال "قاسم سلام" دبيركل حزب بعث يمن، "بدر بندر" نوه "عواد بندر" معاون صدام كه بهتازگي به همراه "برزان التكريتي" اعدام شد و نيز هشت تن از وكلاي مدافع صدام و تعداد زيادي از مقامات يمني، عراقي و عربي حضور داشتند.
ژنرال "قاسم سلام" دبيركل حزب بعث يمن كه از نزديكان صدام و علي عبدالله صالح به شمار ميرود نيز در سخناني جمهوري اسلامي ايران را به دخالت در امور داخلي عراق، متهم كرد.
وي افزود: بايد تمامي اشكال دخالتهاي خارجي در عراق متوقف شود.
همچنين "زياد النجداوي" از وكلاي مدافع صدام در سخناني كه با تشويق حضار مواجه شد، با ادعاي آن كه اختلافات بين جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) و جنبش آزاديبخش فلسطين (فتح) نقشه ايرانيان است، گفت: يك روز خبر درگيري بين نيروهاي فتح و حماس در فلسطين را به اطلاع صدام رساندند اما وي فرياد كشيد و گفت: «اين اختلافافكني حرام است زيرا نقشه ايرانيهاست و ايران براي اجراي آن تلاش ميكند.»
بسياري از فرماندهان حزب بعث و نزديكان صدام پس از حمله به عراق در سال 2002 ميلادي، به سركردگي ژنرال "حازم الراوي" از دوستان صدام، به صنعا گريختند.
اين افراد در شهركهاي ويژهاي كه به دستور مستقيم رئيسجمهور يمن در پايتخت اين كشور ساخته شد، اسكان داده شدهاند
نوشته شده توسط رضا قائدی در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 8:37 موضوع | لینک ثابت
معصومه ابتكار منتخب شوراي شهر تهران و معاون رييس جمهور سابق در حال ديدار و گفتوگوي خصوصي با ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه است.
به گزارش فارس، معصومه ابتكار، رييس سابق سازمان حفاظت محيط زيست كه به عنوان قهرمان زمين 2006 و به دعوت ژاك شيراك، رييسجمهوري فرانسه در كنفرانس بينالمللي حكمراني جهاني زيستمحيطي شركت كرده است، در حاشيه اين كنفرانس و در حال حاضر مشغول ديدار و گفتوگو با رئيس جمهور و وزير امور خارجه اين كشور ميباشد.
ديدار ابتكار با ژاك شيراك خصوصي نبوده است
در حاليكه «ببران» يك منبع نزديك به معصومه ابتكار در پاريس از ديدار خصوصي وي با شيراك خبر داده بود، لحظاتي قبل به فارس گفت كه اين ديدار عمومي بوده است.
به گزارش فارس در حاليكه پيش از اين خبرگزاري فارس به نقل از اين فرد همراه خانم ابتكار در سفر به پاريس از ديدار و گفتوگوي خصوصي معصومه ابتكار منتخب شوراي شهر با ژاك شيراك خبر داده بود وي تصريح كرد كه اين ديدار خصوصي نبوده است.
نوشته شده توسط رضا قائدی در شنبه چهاردهم بهمن 1385 ساعت 7:21 موضوع | لینک ثابت
داوود دانش جعفری وزیر امور اقتصادی و دارایی به عنوان یک شخص حقیقی در یک تحقیق پژوهشی- دانشگاهی در دی ماه سال جاری وضعیت نفت و یارانههای نفتی در اقتصاد ایران طی سال های اخیر را مطرح و برای سالهای آینده پیش بینی هایی را انجام داده است.
به گزارش مهر، در پژوهش انجام شده با عنوان "نفت و یارانههای نفتی در اقتصاد ایران" به اهتمام داوود دانش جعفری آمده است: متوسط سهم دهک های اول تا چهارم خانواده شهری و روستایی از کل یارانه بنزین در سال 83 کمتر از 5 درصد، سهم دهک پنجم و ششم شهری کمتر از 5 درصد، سهم دهک هفتم شهری حدود 5 درصد، سهم دهک های پنجم و ششم روستایی حدود 6 درصد، سهم دهک هفتم روستایی و دهک هشتم شهری حدود 9 درصد، سهم دهک هشتم روستایی حدود 14 درصد بوده است.
وی سهم متوسط یارانه بنزین خانواده های دهک نهم شهری و روستایی درسال 83 را براساس این تحقیق به ترتیب حدود 11 و 19 درصد و سهم دهک دهم خانوارهای شهری 19 و خانوارهای روستایی را حدود 32 درصد بیان می کند.
قیمت جاری (اسمی) نفت گاز طی سال های 73 تا 83 نیز همواره از 60 تا بیش از 160 ریال به ازای هر بشکه رو به افزایش بوده است.
روند قیمت جاری بنزین از سال 69 تا 73 در یک حد بدون نوسان و کمتر از 100 ریال به ازای هر لیتر بوده و از سال 74 تا 83 همواره رو به افزایش بوده به نحوی که طی سال 81 تا 83 از 500 به 800 ریال به ازای هر لیتر افزایش یافته است.
همچنین میزان واردات بنزین موتور از سال 80 تا 85 همواره رو به افزایش بوده ، به گونه ای که در سال 80، 58 ، سال 81 ، 11 ، سال 82 ، 15 ، سال 83 ، 23 ، سال 84 ، 25 و سال 85 ، 28 میلیون لیتر در روز بوده است.
در این تحقیق و در بخش در برآورد مصرف سرانه بنزین و درصد کاهش آن چهار سناریوی مختلف قیمتی برای بنزین مورد بررسی قرار گرفته است. سناریوی اول نشان می دهد اگر قیمت جاری بنزین طی سال های 84 تا 89 به طور ثابت 800 ریال در نظر گرفته شود ، مصرف سرانه بنزین طی این سالها از 8/350 لیتر به 490 لیتر خواهد رسید.
وی در سناریوی دوم بیان کرده که اگر قیمت جاری بنزین در سال 84، 800 ریال - سال 85 ، 1500 ریال - سال 86 ، 2500 ریال - سال 87 ، 3500 ریال ، سال 88 ، 4500 ریال و سال 89 ، شش هزار ریال باشد شاهد کاهش 20 درصدی مصرف سرانه بنزین خواهیم بود به نحوی که به ترتیب طی سال های مذکور مصرف سرانه بنزین 8/350 ، 356 ، 346 ، 342 و 344 لیتر خواهد بود.
دانش جعفری در سناریوی سوم عنوان کرده که اگر قیمت جاری بنزین از 800 ریال در سال 84 به 4 هزار و 500 ریال در سال های 85 تا 89 برسد و طی این سال ها ثابت بماند ، میزان مصرف سرانه بنزین از 8/350 لیتر در سال 84 به 5/315 لیتر در سال 85، 307 لیتر - در سال 86، 5/315 لیتر - در سال 87، 9/320 لیتر در سال 88 و 349 لیتر در سال 89 خواهد رسید. به عبارت دیگر، شاهد کاهش 20 درصدی مصرف نسبت به قیمت 800 ریال خواهیم بود.
وزیر امور اقتصادی و دارایی در بیان سناریوی چهارم عنوان کرده که اگر قیمت جاری بنزین از 800 ریال در سال 84 به 6 هزار ریال طی سالهای 85 تا 89 برسد طی این سال ها ثابت بماند شاهد کاهش 28 درصد مصرف سرانه بنزین نسبت به قیمت 800 ریال خواهیم بود، به نحوی که مصرف سرانه بنزین طی سال های 84 تا 89 به ترتیب به 8/350 ، 6/305 ، 5/293 ، 5/299 ، 213 و 330 لیتر خواهد رسید.
همچنین یارانههای پرداختی به سوخت در سال 84 حدود 30 هزار و 872 میلیارد تومان و در سال 85 حدود 38 هزار و 788 میلیارد تومان به اقتصاد ملی هزینه تحمیل کرده است
نوشته شده توسط رضا قائدی در شنبه چهاردهم بهمن 1385 ساعت 7:19 موضوع | لینک ثابت
بعضی از دوستان از سایر نقاط کشور با ارسال نظرات خود به این وبلاگ خواهان اطلاعاتی از فرهنگ مردم استان بوشهر شده بودند .به همین منظور برخی ازاین رسوم برای این عزیزان بیان میشود که امیدوارم مورد استفاده دوستان قرار گیرد.درضمن این مطالب از وبلاگ بوشهر شناسی انتخاب گردیده است.
برخی از آداب ورسوم مردم استان بوشهر
جشنها و اعياد :
نوروز :
عيد نوروز مانند ساير نقاط كشور جشن گرفته ميشود و مردم از چند روز قبل از عيد خود را آماده ميكنند.
خانه تكاني: سه روز قبل از عيد خانمخانهدار تمامي وسايل منزل را بيرون آورده و گردگيري ميكند. همچنين فرشها و پتوها را ميشويند و خانه را آب و جارو ميزنند. به اين منظور خانه تكاني انجام ميشود كه اعتقاد دارند در سال جديد خانه بايد تميز باشد.
لباس عيد: مردم سعي ميكنند قبل از عيد لباس نو بخرند براي كودكان نيز لباس نو ميخرند و در روز عيد حتماً بايد لباس نو بپوشند.
سبزه: دو هفته قبل از عيد دانههاي گياهي مانند گندم و عدس و لوبيا را سبز ميكنند كه براي سفره هفتسين آماده باشد. بعد از بزرگ شدن با روبان قرمز اطراف سبزهها را بسته و سرسفره ميآورند.
پختن نان شيرين: زنان خانهدار با پختن نانهاي مخصوص به استقبال عيد ميروند. انواع نانهاي شيرين در اندازههاي مختلف طبخ ميكنند. يك نوع نان گرد و كوچك بنام پادرازك كه پر از هل و گلاب است در شمال استان در تنور ميپزند. همچنين نان شيرين ديگري كه دارچين روي آن ميپاشند نان را روي تابه پخته سپس آن را لوله ميكنند. اين نان به قراپيچ مشهور است. نان شيرين با طعمهاي مختلف در اكثر شهرها و روستاها پخته ميشود.
سفره هفتسين: در شب عيد سفره هفتسين در خانهها گسترده ميشود كه تا روز عيد نيز سفره همچنان پهن ميكنند. علاوه بر هفتسين سير و سيب و سركه و سكه و سبزه و سماق و سنجد سعي ميشود سبزيهاي تازه مانند كاهو و باقلاي سبز كه نشانه بركت ميباشد روي سفره چيده شود.
ديد و بازديد: در ايام نوروز دوستان و اقوام به ديدن همديگر ميروند. بزرگتران به كودكان عيدي(پول) ميدهند و از مهمانان با شيريني و شربت و ميوه پذيرايي ميشود. كساني كه نسبت به همديگر كدورتي دارند سعي ميكنند در عيد به ديدن هم بروند و كدورتها را از دل بزدايند.
سيزدهبدر: روز سيزدهم فروردين مردم همراه با خانواده به صحرا و دشت ميروند و به شادي ميپردازند. غذا در اين روز باقلاپلو با مرغ تهيه و همراه خود به صحرا ميبرند و در اين روز جوانان در صحرا دو بوته علف را بهم گره ميزنند به اين نيت كه در آينده بختشان باز شود اين شعر نيز خوانده ميشود. سيزده بدر سال ديگر خونه شوهر بچه بغل
چهارشنبه سوري:
چهارشنبه آخرسال مردم به كنار دريا ميروند و سه توده آتش روشن ميكنند و از روي آتش ميپرند. جوانان به گرد آتش به رقص و پايكوبي ميپردازند.
مراسم ازدواج :
مراسم ازدواج در استان بوشهر مراحل مختلفي دارد. در حال حاضر برخي از آنها از بين رفته و به طور پراكنده در گوشه و كنار اجرا ميشود و برخي ديگر با شكوه تمام مرسوم است. خواستگاري: معمولاً خواستگاري توسط ريش سفيد و يا بزرگ خانواده پدر يا مادر داماد انجام ميشود. در اين زمان خانواده عروس هم مدتي فرصت فكر كردن خواسته و بعد جواب نهايي را ميدهند. البته در گذشته ازدواج اجباري و بيشتر درون همسري بود، ولي امروزه جوانان خود همسر آينده خويش را انتخاب ميكنند و بعد خواستگاري انجام ميشود. اگر داماد مورد قبول واقع نشود، خانواده داماد به بهانه اينكه دختر را براي فاميل يا پسرعمو انتخاب كردهاند، جواب منفي ميدهند.
شرط زدن: بعد از مراحل خواستگاري، مراسم شرط زدن يا بله برون صورت ميگيرد. چند نفر از افراد ريش سفيد خانواده داماد پيش پدر عروس ميآيند و بدين ترتيب شرايط نهايي طرفين مطرح ميشود. در اين نشست مهريه حاضر و غايب تعيين ميشود. در گذشته ممكن بود مهريه پوست پياز و يا بال پشه تعيين مي شد. چون امكان جمعآوري اين اقلام غير ممكن بود،بدين ترتييب طلاق غير ممكن مي شد. در بعضي روستاها هنوز مبلغي به عنوان حق شير يا شير بها به مادر عروس ميپردازند. بعد از تعيين اين شرايط نوبت به نامزدي ميرسد. بدين صورت يك دست لباس را همراه با حلقه و ساعت در حاليكه در پارچه سبز پيچاندهاند به عنوان نشان نامزدي به خانه عروس ميبرند.
رخت برون: به مراسم بردن لباس عروس از طرف خانواده داماد به خانه عروس ونيز به مراسم بريدن پارچه لباس عروس و داماد رخت برون ميگويند. خانواده داماد بعد از اينكه لباسهاي عروس را تهيه كرده يك روز خوب مثل تولد ائمه اطهار (ع) يا شبهاي جمعه را تعيين كرده و لباسها را با هلهله و شادي به خانه عروس ميبرند. بردن لباسها معمولاً يك هفته قبل از عروسي انجام ميشود تا عروس فرصت كافي براي دوختن آنهارا داشته باشد. دايه يا زن خياط لباسها را يكييكي به مردم نشان ميدهد در عوض اين كار به وي هدايايي تقديم ميشود. قيچي زدن لباس عروس را بايد يك زن خوشبخت و دولتمند يعني اينكه شوهرش زن دوم نداشته باشد، دل سوخته نباشد. از شوهرش جدا نشده باشدانجام دهد. در بعضي جاها زن سيدهاي اين كار را انجام ميدهد. در گذشته لباسها را در سيني چيده و روي آن را روسري سبزي ميكشيدهاند. در بعضي مناطق مثل بندر ديلم لباسهاي داماد را نيز از خانه عروس طي مراسمي به خانه داماد ميبرند و به اين كار تشريف ميگويند.
دعوتي: دعوت از مردم براي شركت در جشن عروسي توسط دلاك يا دايه انجام ميشد. ولي امروزه توسط اقوام عروس و دامادصورت مي گيرد.هنگام دعوت در ظروفي مقداري گلبرگ و گل محمدي ريخته و نقل و نبات نيز روي آن گذاشته، سپس با پارچه حرير سبز روي آن را پوشانده و به درخانهها براي دعوتي ميروند، صاحبخانه تعداد گلبرگ و نقل را برداشته و با ذكر دعاي خير و خوشبختي اعلام آمادگي براي حضور در جشن عروسي مينمايد. به اين عمل طلبون نيز گفته ميشود. اين گل را هم مي خورندگل و نقل طلبون را جوانان دم بخت براي طلب مراد ميخورند. سرتراشون: بعد از ظهر شب عروسي ، داماد بعد از رفتن به حمام و پوشيدن لباس نو در حجلهاي كه وسط حياط داماد درست شده مينشيند. مردم با هلهله و شادي همراه با آواي ني انبان گرد داماد جمع ميشوند. سلماني محل پارچهاي را دور گردن داماد مي بندند و موي سر و صورت او را اصلاح ميكند. مردم نيز پول و شيريني روي سر داماد ميريزند. هنگام سرتراشون دعايي خوانده ميشود و مردم صلوات ميدهند، در اين مراسم مردم با شربت و شيريني و آجيل پذيرايي ميشوند.
حنا بندان: حنابندان را معمولاً يك شب قبل از عروسي انجام ميدهند. سلماني محل، دست و پاي داماد را در منزل وي حنا ميبندد و سپس با يك پارچه حرير سبز رنگ ميبندد. در همان ساعت سلماني زن در منزل عروسي دست و پاي عروس را حنا ميبندد. هنگام حنابندان موسيقي محلي و رقص و پايكوبي اجرا ميشود. در صبح حنابندان حلواي برنج و حلواي انگشت پيچ با نان محلي كه كنجد روي آن ماليده شده و به گرده مشهور است، به مردم ميدهند. طريقه پخش حلوا به اين صورت است كه حلواها را در كاسه و يا بشقاب چيده و در سيني بزرگي قرار مي دهند، يكي از بستگان عروس و يا داماد سيني را روي سر گذاشته و به خانههاي همسايه و فاميل ميرود و حلوا را تقسيم ميكنند. اين حلوا را صبح عروسي نيز پخش ميكند. امروزه مراسم حنابندان به اين صورت است كه يك برگ سبز درخت نارج و يا يك اسكناس هزارتوماني را در دستهاي عروس و داماد گذاشته و روي آن حنا ميگذارند. هنگام حنابندان اين شعر خوانده ميشود. عروس حنا ميبنده ، طوق طلا ميبنده ، اگر حنا نباشد ، دل به خدا ميبنده
دومارويي: در روستاهايي كه كنار روخانه و يا دريا قرار دارد، بعد از ظهر قبل از شب عروسي داماد را سوار اسب كرده و با هلهله و شادي او را به كنار رودخانه برده ،بعد از استحمام وي را به منزل بر مي گردانندو سرتراشون انجام ميشِود. در نقاطي ديگر داماد را براي زيارت به پابوسي پير يا امامزادهاي درمحل ميبرند.
پااندازون: وقتي عروس را به منزل داماد مي آوردند (در قديم كه عروس را با اسب ميآوردند) عروس تا هديه اي نمي گرفت از اسب پياده نمي شد. امروزه آوردن عروس با اتومبيل انجام ميشوددراين شرايط نيز عروس تا هديه نگيرد از اتومبيل پياده نمي شود. هدايا ممكن است پول، قالي، چند اصل نخل چند رأس گوسفند و يا قطعهاي زمين باشد.
سه شبه: در شمال استان نظير بندرريگ و بندر گناوه و ديلم در شب سوم عروسي، دوستان و بستگان عروس و داماد به ديدن عروس ميروند و هديه مورد نظر خود را نقديم ميكنند. در منزل عروس با شيريني و آجيل و شربت از ميهمانان پذيرايي ميشود. آجيل را در دستمال كوچكي مي پيچنانندو ميهمانان آن را با خود به منزل ميبرند. يزله خواني وخيام خواني از جمله آداب موسيقي مراسم ازدواج در استان بوشهر است.
مراسم وآيينها :
آيينهاي طلب باران :
در سرزمين خشك بوشهر آب از اهميت حياتي برخوردار است نياز به آب در اقتصاد كشاورزي و همچنين قوت مردم و آشاميدن اين عنصر را مقدس ميسازد. در اين سرزمين رودخانه يا آب جاري وجود ندارد. تنها اميد مردم به باران و آسمان است. اگر بارش باران تا آذرماه با تأخير روبرو شد مردم دست به دعا برداشته و آيينها و مناسكي را براي تسخير اين عنصر طبيعي انجام ميدهند.
مراسم گلگلين (gal galin): هنگام غروب مردم محله در يك كوچه جمع شده و يك نفررا به صورت مضحك و خندهدار در ميآورند؛ لباس كهنه تهيه شده با گوني مي پوشانند، شاخي روي سرش ميگذارند، زنگوله اي در گردن او مياندازند واو در كوچهها راه ميافتد به اين فرد گلي ميگويند. مردم از پشت بام به روي گروه گلي آب ميريزند وگلي ميگويد:
گلي به در خانهها مي رود و طلب هديهاي ميكند. صاحبخانه به گلي مواد غذايي از قبيل گندم، جو، حبوبات و يا پول ميدهد. عده اي بويژه كودكان نيز پشت سر گلي به راه ميافتند و اشعاري ميخوانند. نه او بي بارون بي بارون بي نه او بي (آب نبود) اگر صاحبخانه به آنها هديهاي بدهد ميگويند: خونه گچي پر همه چي
اگر صاحبخانه به آنها چيزي ندهد ميگويند: خونه گدا هيچي ندا
هنگام عبور از كوچه اين اشعار رابه منزله طلب باران خواني. ميخوانند :
گلي ما جهونن امشب صبا بارون
گلي ما خوشكل است امشت تا فردا باران خواهد آمد
گلي اومده در خونتون سي محض جاجيم كهنهتون
گلي ما چه زشت بارون تپ درشت
گلي اومد درخونتون سي محض بواي بچه تون
گلي اومده رو خونه تون سي محض جاجيم كهنه تون
از هديه هاي جمع آورده شده . شله يا حليم درست ميكنند. يك دانه مهره يا ريگ در آش مياندازند. سپس آش را بين حضار تقسيم ميكنند. در سهميه آش هر كس ريگ ديده شد، اورا كتك مي زنند.دراين موقع يك نفر ريش سفيد و يا سيد محل ضامن وي شده و او را نجات ميدهد و ميگويد من ضامن اين فرد هستم تا چند روز ديگر باران خواهد آمد. اگر باران نيامد او را بزنيد. قبله دعا: فردي كه مهره را خورده است رو به سوي قبله دعا (يعني امامزاده يا پيري كه در سمت مغرب محله واقع است) ميبرند در آباديهايي كه كنار ساحل هستند به سمت دريا كه در جهت مغرب است ميروند. مردم به دنبال آن فرد به راه ميافتند و با همديگر ميخوانند:
قبله دعا ميشينيم
سي او خدا ميشينيم
البته بايد آسك (آسياب دستي) را روي دوش يا كول فردي كه مهره را خورده است بگذارند و آن فرد آسياب را به كول ميكشد و با هم ميخوانند.
اي خدا ما گشنمونه لنگ آسك كولمونه
اي خدا ما تشنمونه لنگ آسك كولمونه
بيا تا بريم قبله دعا
بلكه خدا رحمش بياد
پيرزن كوري سنگ آسك كولشه يا الله
عباس لاري گشنشه يا الله
وقتي مردم به سوي پير يا امامزاده حركت ميكنند اسم امامزاده را آورده و از وي طلب باران مينمايند.
اي نور حشر الله بارونت ميخوام
خضر نبيالله بارونت1 ميخوام
محض كلامالله بارونت ميخوام
علي وليالله بارونت ميخوام
در مراسم دعا ممكن است مشك خشكي را بر دوش پير زني ميانداخته و به سوي قبله دعا راه بيفتند كه در اين موارد چنين ميخوانند:
پيرزن كوري سنگ آسك ري2 سرش
پيرزن كوري مشكول خشكي كولش3
بيا تا بريم قبله دعا بلكه خدا رحمش بياد
تك تكو tek teku :مراسم تك تكو نيز از آيينهاي طلب باران است كه شب هنگام دو نفر در حاليكه صورت خود را پوشاندهاند تا شناخته نشوند آردبيز يا الك را در دست گرفته و با ريگ به الك ميكوبند كه با صداي تك تك آن صاحبخانه به دم در آمده و به آن دو نفر قند يا چاي ميدهد. چيزهايي را كه جمع شده است به سر پير يا امامزاده ميبرند و چاي درست كرده ميخورند. اين كار تا سه شب ادامه دارد مردم معتقدند بعد از سه شب باران خواهدباريد.
آفتاب خواهي (بند آمدن باران) :
به همان اندازه كه باران براي مناطق گرم ضروري است، اگر زياد ببارد، سيل راه ميافتد دراين شرايط مردم به روش هايي خدامان بند آمدن باران هستند، تا از ايجاد سيل و ويراني خانههايشان در امان باشند. به اين منظور مهري را كه باآن نماز ميخوانند، درزير باران مي اندازند ، آنهامعتقدند با اين كار باران شرمش ميشود وبند مي آيد. همچنين آرد و نمك را(كه مقدس هستند) توي باران ميپاشند تا باران بند بيايد. وياچوبي را آتشزده سرخ كه شد آن را در دست گرفته در زير باران ميگردانند.
وزيدن باد :
در تابستان هاي گرم، به ويژه به هنگام هواي شرجي دم كرده نوار ساحلي، تنها عاملي كه باعث اعتدال هوا ميشود، باد شمال است. براي اينكه باد شمال بوزد شيشهاي را پر از آب كرده و سرش را بسته زير تلگدان (زبالهدان) پنهان ميكنند ،يا اينكه به قبرستان رفته سنگي را از بالاي سنگ قبر برداشته و توي دريا مياندازند. معمولأ با اين كار دريا ديوانه شده و باد شمال مي وزد. در بندرريگ به در منازلي كه روبسوي شمال هستند، حنا ميمالند. اين كار روي درهفت خانه اجرامي شود. بعد از اين كار باد شمال خواهد آمد و يا اينكه اگر بخواهد باد قوس كه از طرف جنوب ميوزد، بيايد، در هفت خانه را كه بسوي جنوب باز ميشود حنا ميمالند.
ماه گرفتگي :
وقتي ماه ميگيردو مردم به وحشت مي افتند،و علاوه بر خواندن نماز آيات، آيينهاي ديگري براي رها شدن ماه انجام ميدهند. مردم دستهجمعي شعر خوانده و روي قوطي يا ظرف حلبي ميزنند و ميگويند:
سيبل پلنگي ماه ول كن تا بيا غلوم زنگي ماه ول كن تا بيا
امااعتقاد دارند غلام زنگي ده شاهي پول از ماه طلبكار است وبا ماه كشتي ميگيرد. و يا اينكه به پشت بام رفته و به طرف آسمان شليك ميكنند. هنگام گرفتن خورشيد نيز همين كار را انجام ميدهند.
دم دم سحري در ماه رمضان :
در ماه مبارك رمضان هنگام سحر براي بيدار كردن مردم دو نفر در حاليكه يكي چراغ فانوسي به دست دارد وديگري دمامي را به دوش مي كشد به در يك به يك خانه ها رفتند وبا كوبيدن سه بار چوب بردمام آنها را از خواب بيدار مي كنند تابراي خوردن سحري آماده شوند اين دونفر هنگام كوبيدن طبل اين اشعار را مي خوانند خداوندا توستاري همه خوابند توبيداري
به حق لا اله الا الله همه عالم نگه داري
پس از پايان ماه مبارك رمضان بعداز خواندن نماز عيد فطر اين دونفر طبل را به دست گرفته وسركوچه ها به درب منازل مي روند وبراي گرفتن پاداش صاحبخانه را خبر مي دهند . صاحبخانه به آنها مقداري پول مي دهد.
عيد فطر ( عيد تلخك) :
درروستاها به عيد فطر عيد تلخك ويا عيد مرده ها گفته مي شود در اين روز كساني كه عزيز از دست رفته دارند مراسم فاتحه خواني برگزار مي كنند ومردم براي تسليت به ديدن آنها مي روند. سحرگاهان بعداز گفتن اذان صبح روز عيد فطر مردم به زيارت اهل قبور مي روند وبر قبر مرده هاي خود سفره مي چينند. بعداز برگشتن از قبرستان نماز عيد خوانده مي شود
نوشته شده توسط رضا قائدی در جمعه سیزدهم بهمن 1385 ساعت 0:7 موضوع | لینک ثابت
امسال ایام دهه مبارک فجربا ایام محرم وشهادت اباعبدالله الحیسن (ع) همزمان شده است. این دو واقعه در حقیقت یک ریشه دارند وداری یک هدف هستند. انقلاب اسلامی ایران برای مبارزه با طاغوت وزنده شدن ارزشهای اسلامی بود وانقلاب وقیام امام حسین(ع) نیز برای مبارزه باطاغوت زمان خود یزید ابن معاویه بود.هردوطاغوت ادعای مسلمانی وحاکم اسلامی بودن راداشتند وهردو برای نابودی اسلام کمرهمت بسته بودند وقیام عاشورا وقیام انقلاب اسلامی هردو یک هدف داشت وآنهم مبارزه با طاغوت زمان خود بود.درسال ۵۷ در چنین روزهائی مردم درحسینیه هاومساجد باشرکت درعزاداری امام حسین(ع) باآموزه قیام عاشورا مبارزه با رژیم شاه راسرلوحه کارخود قرارداده بودند وبا رهبری حضرت امام خمینی (ه) تمام تلاش خودرا برای سرنگونی رژیم بکار میبستند ودر این راه تمام مشکلات وسختیها رابه جان خریدند وبانثار خون جوانان خود انقلاب اسلامی رابه پیروزی رساندند.

نوشته شده توسط رضا قائدی در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 ساعت 23:28 موضوع | لینک ثابت
سيد محمد خاتمي در مراسمي كه به مناسب شب عاشوراي حسيني در خانه هنرمندان برگزار شد، گفت: جان كري در اجلاس داووس تصريح كرد، تصميمات نادرست ما ناشي از عدم شناخت علي(ع) ، حسين(ع) و شيعيان است .
به گزارش فارس، سيد محمد خاتمي با اشاره به سخنان اخير جان كري در خصوص برداشتهاي غلط غرب از تفكر شيعي گفت:جان كري تصريح كرد كه آنها به دليل آن كه علي (ع) و حسين(ع) را نشناختهاند، درك درستي از شيعه ندارند و به همين دليل تصميمهاي درستي در باره شيعيان نميگيريم و نياز دارد در اين خصوص بيش از اين تحقيق كنيم.
در اين محفل كه با حضور جمعي از عرصهداران شعر و ادب و هنر ايران برگزاري شد وي با بيان اينكه انسان موجودي تاريخي است گفت: اين تفاوت انسان با ساير موجودات بشر است و تعريف تاريخ با توجه به گستردگي دامنه آن به صورت يكي از مباحث مهم فلسفه سياسي درآمده است.
رييس بنياد باران با طرح اين پرسش كه آيا انسان در جبر تاريخ اسير است خاطرنشان ساخت: در طول تاريخ ما شاهد حوادثي بوديم كه منشاء آثار فراوان در آينده بودند و حتي سرنوشت بشريت را عوض كردند.
سيد محمد خاتمي با استناد به تاريخ اسلام و هجرت پيامبر يادآور شد: اگر اين اتفاق نميافتاد مطمناً سرشت و سرنوشت بشر ممكن بود چنين تحولاتي را ما سراغ داريم از سر نميگذراند.
رييس جمهور سابق كشورمان تاكيد كرد: در دوران معاصر و دهه فجر نيز ما شاهد چنين اتفاقات و تحولاتي بوديم و بسياري ميدانند كه در روز 21 بهمن تصميم تعيين كنندهاي مبني بر شكست حكومت نظامي از سوي امام خميني صادر شد و همين رويداد باعث پيروزي انقلاب اسلامي شد.
وي با بيان اينكه اگر چنين اتفاقي نميافتاد سرنوشت انقلاب اسلامي با اقدام سركوبگرانه رژيم شاهنشاهي به شكست منتهي ميشد تصريح كرد: در تحولات تاريخ اسلام حركت امام حسين(ع) براي حركت از مدينه به مكه و از مكه به كربلا نيز بسيار سرنوشتساز بود و امام ميتوانست تصميماتي متفاوت از تصميمات اخذ شده در شروع نهضت بگيرد كه اگر چنين ميشد يقيناً حركت عاشورا با آن عظمت اتفاق نميافتاد.
خاتمي ادامه داد: حركت امام با بيان روشن نهضت ثبت شد و تصميم مقابل امام بسيار خطرناك بود و يزيد تصور ميكرد با اقدام سركوبگرانه ميتواند پايان دوران رسالت را رقم زند.
رييس بنياد باران با بيان اينكه يزيد نميدانست يك فرمانرواي مقتدر با فرمان درست خود بر تاريخ حكم ميراند تصريح كرد: تمام انتخابهاي امام حسين(ع) به گونهاي بود كه نه تنها توانست حساسيت انسانهاي زمان خود بلكه حساسيت همه دورانهاي تاريخ را برانگيزد بلكه توانست اين مطلب را القا كند كه تاريخنگاران تاريخ را آن گونه كه امام حسين(ع) ميخواهند بنگارند.
رييس جمهور سابق كشورمان با اشاره به اينكه قيام امام حسين بر مبناي امر به معروف و نهي از منكر آغاز شده بود گفت: در اين حركت منكري بالاتر از حكومت جباران و معروفي بالاتر از اعتراض به اين شيوه وجود نداشت.
خاتمي با بيان اينكه امام حسين بر اساس خواست مردم نهضت خود را اغاز كرد خاطرنشان ساخت: حكومت زماني مطلوب است كه فضيلت داشته باشد اما زماني اين حكومت مطلوب برقرار خواهد شد كه مورد خواست و راي مردم باشد.
وي مردمسالاري را مطابق با قرائت امام حسين(ع) از دين دانست و گفت: بهترين حكومتها حق تحميل خود بر مردم را ندارند مگر اينكه مورد قبول جامعه باشند.
رييس بنياد باران افزود: ابا عبدالله(ع) اگر چه بعد از اطلاع از وضعيت مردم كوفه مبني بر دست برداشتن از حمايت امام اعلام كرد كه قصد بازگشت دارد اما در عين حال نشان داد كه زير بار ذلت و بيعت با يزيد نميرود.
وي گفت: همه تاريخ اعم از زيبايي و زشتي در تابلوي عاشورا حضور دارد.
خاتمي با اشاره به سفر اخيرش براي حضور در كنفرانس داووس و سخنان جان كري سناتور دموكرات آمريكايي مبني بر بيان ويژگيهاي امام علي(ع) و امام حسين(ع) تصريح كرد:بسياري از انسانها در طول تاريخ از صحنه شگفتانگيز عاشورا درس و الهام گرفتند.
وي در پايان، سخنانش را با بيان بخشي از تركيببند معروف محتشم كاشاني خاتمه داد.
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 ساعت 14:50 موضوع | لینک ثابت
جوراب پاره رئیس بانک
تصوير متعلق به «پل ولفوويتز»، رئيس بانك جهاني است. وي زماني كه در تركيه مشغول بازديد از يك مسجد بود، مجبور شد كفشهاي خود را درآورد كه خبرنگاران با جورابهاي سوراخ وي روبهرو شدند و اين خود سوژهاي شد براي عكاسان و خبرگزاريها.
ولفوويتز از نومحافظهكاران و از عوامل اصلي بروز جنگ عراق بوده است.
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 ساعت 14:48 موضوع | لینک ثابت
کوچکترین سربازان امام حسین (ع)
۱۴ قرن گذشته است اما هنوز محرم که میشود قلبهای بی قرار ،سلول ،سلول آفتاب میشوند
وعلم های ارادت به سیدالشهداء وخاندان رسول اعظم(ص) برپا میشود وقطره قطره اشک بر
پهنای صورت بارانی میشود ومظلومیت وعزت را درحنجره هائی از جنس قیام به فریاد مینشینند
واینها طفلانی هستند که اشک را به پیشگاه حضرت اباعبدالله الحسین(ع) هدیه میکنند.سوغات
یک معصوم برای یک معصوم(ع).سلام بر صورت های بارانی،سلام بر چشمهای خیس وسلام
برچهره های عزادار........ سلام بر حسین(ع)















عکس: ایسنا، فارس و مهر
نوشته شده توسط رضا قائدی در شنبه هفتم بهمن 1385 ساعت 15:28 موضوع | لینک ثابت
آقاي احمدينژاد گفت: «تهديدات جدي نيستند، نگران ايران نيستم».

ولي من نگران جناب رئيسجمهور هستم... بابا روي ايشان را بپوشانيد، زبونم لال نچان!
(عكس از رئيسجمهور توسط سايت نزديك به ايشان منتشر شده است).
آقاي هاشمي رفسنجاني با «جفري آدامز»، سفير انگليس ديدار و گفتوگو كرد.

هاشمي: از يو سي، آنلي ئه وايز من لايك مي، كن سُلو ديس پرابلم. تل ايت تو مستر بلر پليز!

آدامز با خودش: In Aghaye hashemi khodavakili ey val dare. Dame mehdi garm ba in babash!
نمايشگاه نقاشي «شور عشق» امروز در موزه امام علي افتتاح شد.

آقا يكي تكليف ما را با شمايل ائمه روشن كند. از اين طرف ميگويند جايز نيست و پليس براي كساني كه شمايل ائمه داشته باشند، خط و نشان ميكشد، از آن طرف «شور عشق»اش ميكنند!
آقاي خاتمي براي شرکت در اجلاس داووس به سوئيس رفت

در اين اجلاس بسياري از شخصيتهاي مشهور ديگر هم شرکت دارند.

مثل اين بنده خدا... نشناختيد؟ شارون استونه ديگه، که محو اصلاحات شده!
سعيد ابوطالب، نماينده تهران

آگهي ميان برنامهاي: «آيا ميدانستيد انتشار فيلم حضور مسئولان در مجلس رقص، علاوه بر شادابي روان، باعث سلامت دندانها هم ميشود؟»
امسال در كمال شگفتي در صحراهاي خشك و سوزان آريزونا برف آمد و اين كاكتوسهاي بيچاره را پوشاند. (عكس از AP)

مثل اينكه موج پر از رحمت احمدينژادي شدن به آمريكا هم رسيده است!
دو سگ در پليس آمريكا كه براي يافتن مواد مخدر و منفجره كمك ميكنند.

سگ سفيد: عزيزم الان يه حال عجيبي دارم، احساس ميكنم ماده شير درندهاي هستم!
سگ سياه: صد بار گفتم قاچاقچيا رو خيلي بو نكن... ناغافل اكس زدي!
نوشته شده توسط رضا قائدی در جمعه ششم بهمن 1385 ساعت 23:44 موضوع | لینک ثابت
هيلاري، هيلاري، حمايتت ميكنيم
هفته گذشته، هيلاري كلينتون، همسر رئيسجمهور سابق آمريكا بيل كلينتون، نامزدي خودش را براي انتخابات رياستجمهوري بعدي ايالات متحده اعلام كرد. ما به دلايل زير در اتخابات پيش رو از خانم هيلاري حمايت ميكنيم:
1ـ قيافه هيلاري قابل تحمل است. او نه خشونت كاندوليزا را در قيافهاش دارد و نه حماقت جورج كوچك در ظاهرش مشهود است. مثل آرنولد هم نيست كه با ديدنش آدم ياد انفجار و قتل و جيوه و تير بيفتند و وحشت كند.
2ـ هيلاري اصلا آدم كمصبر و عجولي نيست و اين براي ما كه رئيسجمهورهايي مثل بوش را ديدهايم، نعمت بزرگي است. مطمئن باشيد او اگر آدم كمصبري بود، همان هفت، هشت سال پيش كه مشخص شد بيل كلينتون، با خانم مونيكا سر و سري داشته، خاك كاخ سفيد را به توبره ميكشيد. آدمي كه تحمل هوو را داشته باشد، قطعا ما را هم به عنوان عضو باشگاه هستهاي،تحمل خواهد كرد.
3ـ اگر هيلاري، رئيسجمهور آمريكا شود، نخستين زني خواهد بود كه به رياستجمهوري ايالات متحده رسيده است. در آن موقع نمايندههايي كه علاقه فراواني براي ساختن داستانهاي سكسي ـ تخيلي دارند و يا روزنامههاي اصولگرايي كه از شدت تنفر از آمريكا، قيافه و اندام مقامات اين كشور را هم مسخره ميكنند ميتوانند با فراغ بال بيشتري در خدمت اسلام و مسلمين باشند.
4ـ همانطور كه در كتب مذهبي و تاريخي هم آمده است، يكي از معدود پادشاهاني كه به جاي گردنكلفتي و پاره كردن نامه و لشكركشي و اين طور كارهاي مردانه، دعوت انبياي الهي را پذيرفت، يك بانو به نام «بلقيس» بود. در نتيجه اين احتمال كه دعوت جناب احمدينژاد از سوي هيلاري كلينتون پذيرفته شود و هيلاري و مردمش رستگار شوند و بگذارند ما هم به رستگاريمان برسيم، خيلي بيشتر است از اينكه يكي مثل آرنولد شوارتزينگر رئيسجمهور آمريكا باشد.
5ـ همان طور كه بارها مسئولان ما تأكيد كردهاند كه ما هيچ مشكلي با مردم آمريكا نداريم و اگر دولتمردان و دولتيان آمريكايي دست از اين رفتارهايشان بردارند و احترام ملت و دولت ما را نگه دارند و اموال بلوكه شده ما را برگردانند و انرژي هستهاي را حق مسلم ما بدانند و نمازشان را هم سر وقت بخوانند، با آنها هيچ مشكلي كه نداريم، دوست هم خواهيم بود. وقتي هم كه با ملت و دولتي دوست شديم، بايد به نفع آنان شعار دهيم. در نتيجه تحقيقات من از بين تمام نامزدها، فقط هيلاري كلينتون است كه شعارخور اسمش ملس است. مثلا:
هيلاري، هليلاري؛ حمايتت ميكنيم (يا هيلاري كلينتون، حمايتت ميكنيم)
هيلاري، هيلاري، خدا نگهدار تو (يا هيلاري كلينتون، خدا نگهدار تو)
ولي عمرا اگر بشود با آرنولد شوارتزينگر، باراك اوباما و جان ادواردز اينقدر خوب شعار ساخت. تازه اگر هم روابطمان تيره شد، باز هم اين خصيصه به قوت خود پابرجاست:
هيلاري كلينتون، استعفا، استعفا.
هيلاري، هيلاري، خجالت، خجالت.
هيلاري، آنجلا؛ پيوندتان مبارك!
(از اين شعار آخري سوءبرداشت نشود ها! منظور اين است كه اگر ديديديم هيلاري كلينتون مثل آنجلا مركل تندخو و غيرمنطقي از كار درآمد، اين شعار را خواهيم داد).
نوشته شده توسط رضا قائدی در جمعه ششم بهمن 1385 ساعت 23:40 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط رضا قائدی در جمعه ششم بهمن 1385 ساعت 23:26 موضوع | لینک ثابت
مختصری در مورد کارگردان فیلم مستند گناوه

فیلم مستند گناوه ،اثری پژوهشگرانه،تحقیقی وموشکافانه وهمه جانبه وتصویری چشمنواز ودقیق از این شهر تاریخی استوشامل بخش های متنوعی میشود که توسط حسن ملکزاده یکی از فرهنگیان وهنرمندان خلاق گناوه ای نوشته وکارگردانی شده است.
این فیلم که بمدت ۳ سال کار فیلمبرداری ،نگارش متن ومراحل تدوین وفنی آن به طول انجامیده است،انتظار میرود اواخر سال ۱۳۸۵ به اتمام برسد.
سعی گروه سازنده فیلم بر آن بوده تا با تلاش وصف ناپذیر وبا بیش از ۵۰ ساعت فیلم برداری وبدست آوردن هزاران قطعه عکس وسند ونقشه،سندی معتبر برای آیندگان این دیار به یادگار بگذارند.
فیلم های قبلی حسن ملکزاده عبارتند از:گلاف وصید - عبود - دستها - عبور از موج - دریائی - زندگی درآفساید.
کتابهای منتشر شده از ایشان: ورق پاره های تهران - مرد بدن گنج - زیر بامهای تهران - دودهای معطر.
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه چهارم بهمن 1385 ساعت 20:1 موضوع | لینک ثابت
پاسخ تلويحي هاشمي به اظهارات احمدينژاد
خبرنگار «بازتاب» گزارش داد، در ديدار امروز بيش از يكصد تن از نمايندگان مجلس با هاشمي رفسنجاني، وي به صورت تلويحي به برخي از اظهارات شب گذشته محمود احمدينژاد پاسخ داد.
بنا بر اين گزارش، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در اين ديدار با اشاره به جدي بودن تهديدات عليه كشور گفت: چندي پيش در جلسهاي كه به اتفاق گروهي از مسئولان خدمت رهبري بوديم، كسي گفت كه تهديدات جدي نيست و هيچ نگراني وجود ندارد كه آيتالله خامنهاي در پاسخ به او تأكيد كردند، تهديدات جدي است.
هاشمي همچنين درباره برخي اظهارات درباره كاهش وابستگي به نفت در بودجه گفت: بنا بر گزارش رسمي يكي از دستگاههاي دولتي، وابستگي بودجه به نفت 79 درصد است كه در عمل، چند درصد اضافه خواهد شد.
وي يكي از شگردهاي كم نشان دادن وابستگي به نفت در بودجه را پنهان كردن بخشي از درآمد نفتي تحت پوشش مالياتها دانسته، افزود: سال گذشته نيز درباره خطر افزايش 48 درصدي بودجه جاري در جلسات هشدار داديم و گفتيم كه در صورت انجام اين كار هزينه جاري چسبندگي پيدا ميكند.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام همچنين در رابطه با هزينههاي ناكارآمدي در حوزه اجرايي گفت: اين تصور اشتباه است كه اگر دولت و دستگاههاي اجرايي در نظر مردم ناكارآمد جلوه كنند، آسيب آن متوجه خود مسئولان ميشود. بلكه در اين صورت همه ما و نظام و رهبري آسيب خواهيم ديد.
گفتني است، در جلسه يادشده، حدود ده تن از نمايندگان مجلس نيز صحبت كردند كه با اعتراض به برخي از اطلاعات نادرست مطرح شده در مواضع برخي مسئولان، خواستار موضعگيري شفاف و صريح رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و ارايه راهكار در اين زمينه شدند.
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه چهارم بهمن 1385 ساعت 19:29 موضوع | لینک ثابت
وزير خارجه: تهديدات جدي است
خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: وزير خارجه، ساعتي پيش از گفتوگوي ويژه خبري شب گذشته رئيسجمهور، در جمع تعدادي از نمايندگان مجلس گفت: تهديدات جدي است.
بنا بر اين گزارش، منوچهر متكي كه سهشنبه شب با تعدادي از نمايندگان مجلس جلسه داشت، اظهار كرد: تهديدات آمريكا، جدي و فراتر از عمليات رواني و تبليغاتي است.
وزير خارجه در پاسخ به پرسشهاي نمايندگان درباره ميزان احتمال حمله محدود يا نامحدود آمريكا گفت: احتمال حمله هم به صورت محدود و هم به صورت نامحدود وجود دارد.
متكي در زمينه تحركات اخير ديپلماتيك بين ايران و آمريكا گفت: برخي از سناتورهاي آمريكايي، از جمله «بايدن»، پيامهايي را براي ما فرستادهاند كه ما هنوز درباره واكنش به اين اقدام تصميمي نگرفتيم.
در اين جلسه، وزير خارجه با ارزيابي شرايط لبنان و عراق به عنوان نقاط قوت ايران در برابر آمريكا، از برخي توافقات بين عربستان و ايران نيز خبر داد.
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه چهارم بهمن 1385 ساعت 19:27 موضوع | لینک ثابت
رئيسجمهور در نخستين حضور خود در گفتوگوي ويژه شبكه دو پس از گذشت يك سال و نيم از آغاز رياستجمهوري گفت: به هيچ وجه نگران تهديدات و مشكلات خارجي و داخلي كشور نيستم.
دكتر احمدينژاد درباره صدور قطعنامه عليه كشور در فاصله پنج ماه اخير در شوراي امنيت اظهار داشت: ما همه تلاشمان را ميكنيم كه قطعنامه سوم تصويب نشود، اما اگر هم تصويب شد، هيچ اهميت و تأثيري ندارد. تعدادي از كشورهاي جهان به ما گفتهاند كه حتي اگر ايران تحريم هم بشود، با ما رابطه اقتصادي خود را حفظ خواهند كرد.
رئيسجمهور در پاسخ به شگفتي مجري برنامه كه پرسيد: آقاي احمدينژاد شما واقعا با وجود اين تهديدات و مشكلات خارجي، نگران كشور نيستيد، گفت: نه، من اصلا نگران نيستم و هيچ اتفاقي نخواهد افتاد.
رئيسجمهور درباره اظهارات رئيس قوه قضائيه، مبني بر خروج 200 ميليارد سرمايه از كشور گفت: اينها نه معناي سرمايه را ميفهمند و نه معناي ميليارد را. در يك سال گذشته، نه تنها سرمايه از كشور خارج نشده، بلكه سرمايهگذاري خارجي، 90 درصد رشد داشته و كجا بهتر از ايران براي سرمايهگذاري خارجي است؟
دكتر احمدينژاد در پاسخ به پرسش مجري برنامه درباره اظهارات رئيس مجلس، مبني بر لزوم مهار گراني مسكن توسط دولت در وضعيت كنوني گفت: اين حرفها درست نيست و از سي سال پيش تاكنون، ما كمترين رشد قيمت در مسكن را داشتهايم و از ابتداي سال تاكنون نيز تنها 15 درصد در قيمت مسكن رشد ايجاد شده كه كمتر از سالهاي گذشته است.
احمدينژاد درباره ريشه گرانيهاي مسكن گفت: از زماني كه من در شهرداري بودم، متوجه اين مسئله شدهام كه يك باندي با هماهنگي با شهرداري تهران، قيمت مسكن را بالا ميبرند و سپس اين مسئله را به كل كشور گسترش ميدهند.
رئيسجمهور درباره اظهارات هاشمي رفسنجاني نسبت به اجراي اصل 44 و علت عدم شركت در همايش آن گفت: اينكه يكسري از افراد درباره اجراي اصل 44 اظهار نگراني ميكنند، مهم نيست، دولت بيشترين توجه را به اجراي اصل 44 داشته و لزومي براي شركت در همه همايشهايي كه سالانه دهها و صدها بار در كشور برگزار ميشود، از طرف رئيسجمهور، وزير يا معاون نيست.
احمدينژاد درباره تهديدات خارجي گفت: من هم آن برنامه را كه دوستي در آن نسبت به احتمال حمله هشدار ميداد، ديدم. اين حرفها نيست. آمريكا قدرت و توان حمله به ايران را ندارد و در آمريكا آدمهاي عاقلي هستند كه ميگويند، نبايد اين كار انجام شود.
مجري برنامه از وي پرسيد، بوش كه به حرف آدمهاي عاقل نظير گزارش «بيكر ـ هميلتون» گوش نميدهد و احمدينژاد در پاسخ گفت: نه اينطور نيست.
وي همچنين با اشاره به اظهارات محسن رضايي گفت: اينكه كسي بخواهد شهيد شود، لازم نيست حتما جنگ شود. اگر براي مردم خدمت كنيد، در بستر مردن هم شهادت است.
احمدينژاد درباره حضور ليستي منتسب به وي در انتخابات شوراها كه خواهر وي، دبير هيأت دولت، مشاور جوان او به همراه استاندار و رئيس منصوب وي در مركز زنان در آن حضور داشتند، با عنوان حاميان دولت گفت: اين ليست هيچ ارتباطي به دولت و من نداشت و بيشتر گروهها خود را به من منتسب ميكردند و براي اولين بار بود كه رئيسجمهور در انتخابات بيطرف بود.
رئيسجمهور در اين برنامه گفتوگوي خبري، هفده بار با مقايسه عملكرد خود با كليه دولتهاي گذشته، عملكرد خود و دولتش را بهتر از آنها دانسته و پنج بار نيز به سفر موفقيتآميز خود به آمريكاي جنوبي اشاره كرد. همچنين جلسه خود با شوراي روابط خارجي ـ وابسته به حكومت آمريكا ـ را رسمي و به درخواست آنها عنوان كرد.
احمدينژاد در پاسخ به پرسشي درباره ارتباط دولت با نخبگان، با مقايسه تلويحي با سه رئيسجمهور قبل كه روحاني بودند، گفت: من نخبه و دانشگاهي هستم و رياضيات خواندهام. بيشترين دوستان و آشنايان من هم استاد دانشگاه و دكتر و مهندس هستند و اين دولت در مقايسه با دولتهاي قبل، بالاترين حد تحصيلات و بيشترين نخبه را در درون خود دارد و با نخبگان نيز بيشترين ارتباط را دارد.
احمدينژاد درباره اصرار مجري برنامه نسبت به پرسش خود درباره گرانيها گفت: گراني دو نوع است؛ يكي ساختاري كه هميشه بوده، اما در اين دولت كم شده است و دوم القايي كه واقعي نيست و به مردم القا ميشود.
احمدينژاد همچنين با تشكر از وزراي دولت خود، به ويژه براي شركت در سفرهاي استاني گفت: اين دولت خيلي براي مردم زحمت ميكشد و فشار زيادي را تحمل ميكند كه من شرمنده آنان هستم.
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه چهارم بهمن 1385 ساعت 19:25 موضوع | لینک ثابت
همگان كه استخوانهايشان آهنگ زجر و فقر و بيعدالتي مينواخت، دست در دست هم به فردي رأي دادند كه كارگر زاده بود و ميگفت، شب و روزش را وقف مردم ميكند؛ آن هم نه فرادستان بينياز از ترحم دولت، كه فرودستاني كه كوچكترين تصميم مقامات اجرايي، ميتواند سرنوشت آنان و ميليونها نفر همنوعشان را تغيير دهد.
سال گذشته را به ياد ميآورم كه در وقت تنظيم و تقديم بودجه به مجلس، هر چه كارشناسان و حتي نمايندگان فرياد زدند كه تزريق نقدينگي به كشور نكنيد و بيماري هلندي را به جان مردم نيندازيد، شما چشمهايتان را بسته و سرمست از نفت 60 دلاري، اشتباهي را مرتكب شديد كه چند سال مانده به انقلاب، پهلوي دوم، مرتكب شده بود.
آيا نميشد به جاي سياست گداپروري در تأمين مسكن نيازمندان و وامهاي ده ميليوني كه حتي نميشود يك آلونك ده متري با آن خريد، فكر ريشهاي و عمده براي رفع معضل مسكن ميكرديد؟ شما و همكارانتان چه فكري كردهايد كه ميتوان با 10 ميليون تومان، خانه خريد.
اشكال تنها از شما نيست. وقتي نمايندگاني كه با رأي ما و براي ما به مجلس رفتهاند، از بيست نفر آنان كه درباره قيمت گوشت و نان و مرغ، پرسيده شد، تنها يك نفر قيمت را ميدانست و بقيه بياطلاع بودند، به نظرم نبايد انتظار چنداني از شما، كه با صدها محافظ و كارمند و هزاران مشغله به هيچ وجه فرصت بيرون آمدن نداريد، داشت.
دوست دارم به يك پرسش من به راحتي و در كمال روشني پاسخ دهيد. حقوق ماهيانه من با روزانه ده ساعت كار، فكري شايد به 350 هزار تومان برسد؟ از آن طرف، ماهيانه نزديك به 250 هزار تومان اجاره منزلي را ميدهم كه نه در بالاي شهر است و نه در ويلاهاي فرشته؛ جايي است كه هر روز نزديك به سه تا چهار ساعت از وقتم را در ترافيك رفت و برگشت به محل كار و منزل تلف ميكند. من اصراري بر خوردن گوشت و مرغ ندارم، فقط شما را به خدا، اندكي بينديشيد و به من بگوييد، اگر من روزي پنج عدد نان لواش با يك كيلو سيبزميني و يك كيلو گوجهفرنگي و هفتهاي يك كيلو روغن نباتي بخرم، به اين عنوان كه در هر سه وعده، سيبزميني و گوجه با روغن نباتي و نان بخورم، با يك حساب سرانگشتي چقدر ميشود؟ من بايد ماهيانه 150 هزار تومان فقط براي خريد اين چهار قلم جنس، كه غذاي پايينترين قشر جامعه است، هزينه كنم؛ برنج و گوشت و ماكاروني و پيتزا و ديگر غذاهايي كه حالا شما ديگر لوكس شده، پيشكش
چگونه تخممرغي كه در شانزده سال، چهل تومان شده، در دوران دولت شما به نود تومان رسيده است؟ واقعا براي من سؤال است: شما قرار بود نفت بر سر سفرههاي ما بياوريد؛ سفرههايي كه هر از چند گاهي، رنگ برنج و گوشت به خود ميديد. نفت را كه نياورديد و با نام و رسمش، همه سفرههاي ما را از رونق انداختيد، شما را به خدا، همين را نيز ببريد و همان غذاهاي سابق ما را برگردانيد.
پس چه شد معرفي عوامل گراني و مافيايي كه هيچ گاه از زبانتان نميافتد؟ تا كي ما را حواله به غيبي ميدهيد كه اگر هم وجود داشته باشد، كمكي به آنچه مد نظر شماست، نميرساند؟
اگر دولتهاي گذشته و گذشتهتر، عامل گراني و سياستهاي غلط هستند، دستكم در زمان آنها، چتر گراني با 30 تا 50 درصد افزايش، سايه بر سر اقلام معيشتي مردم نينداخت!
كاش، صبحهاي زود، سري به لبنياتيها ميزديد تا ببينيد مردم با صفهاي طويل منتظرند تا شير يارانهاي بگيرند و افسوس كه بسياري از آنان با توجه به وضعيت نابسامان روزهاي اخير، دست خالي برميگردند
منبع سایت بازتاب
نوشته شده توسط رضا قائدی در چهارشنبه چهارم بهمن 1385 ساعت 19:24 موضوع | لینک ثابت
دلم برايت سوخت، سردار قادسيه!
حميد داوودآبادي، از نويسندگان جبهه و جنگ در يادداشتي که براي «بازتاب» ارسال کرده، آورده است:
دلم برايت سوخت سردار!
من پيکر آن سردار را بر سر دار، پرچمي ميبينم نماد فداکاري، جانفشاني و سرسپردگي به استعمار پير انگليس!
دلم برايت سوخت سردار سرشکسته قادسيه!
دلم برايت کباب شد سردار بر سر دار!
اصلا وقتي ديدم که تو، آن سردار مغرور و متکبر که خدا را بنده نبودي، آن گونه خفيف و خوار، به اسارت اربابانت درآمدي، دلم برايت سوخت.
*
اولين روزي که پاي بر خط مقدم جبهه گذاشتم، از اين که خاک وطنم را در اشغال مي ديدم، دلم آتش گرفت ولي ...
اولين بار که غرور مليام شديدا جريحه دار شد، ايستگاه حسينيه جاده اهواز به خرمشهر بود.
(بيخود نگوييد داوودآبادي هم ملي ـ مذهبي شده. ما هم بعد از دين و انقلاب، وطن هم براي مان ارزش والايي داشت. البته نه از جنس مليون لاف زن، بي خاصيت و خارج گودنشين.)
روز دوازدهم يا سيزدهم ارديبهشت ماه سال 1361 و در ادامه عمليات آزادسازي خرمشهر بود.
(الان که دارم آن خاطره را به ياد مي آورم، لرزم گرفته و اعصابم به هم ريخته.)
عراقي هاي برادر شده امروز! از جاده خرمشهر عقب نشيني کرده بودند. براي اين که مهمات و گلوله تهيه کنم، به داخل سنگرهاي عراقي که در شانه خاکي در غرب جاده قرار داشت، رفتم. داخل سنگر متوسطي که شدم، اولين چيزي که نظرم را جلب کرد، قاليچه پهن شده بر کف سنگر بود. (خب چکار کنم، پدرم فرش فروش است و با وجودي که از انواع آن سردرنمي آورم، ولي نسبت به فرش و قالي حساسيت خاص دارم.)
يک دفعه لرزم گرفت.
قاليچه ايراني، کف سنگر اشغالگران عرب!
جعبههاي مهمات را که به دنبال فشنگ زير و رو کردم، ناگهان چشمم به چند جفت کفش کتاني افتاد. درست مثل کفش هاي خودمان بود. تعجب کردم. زير آن آتش و درگيري، مهمات را بر زمين گذاشتم و يکي از کتاني ها را که نوي نو و داخل مشما بود، برداشتم. از کيسه که خارج کردم و نگاهي به کف آن انداختم، تنم لرزيد: «کفش ملي ايران»
کف کفششان هم مثل کفش هاي ما بود!
چي؟ کفش ملي ايران؟!
بله. کفش ملي ايران.
برادران عراقي اشغالگر، خانه ها و مغازه هاي خرمشهر را غارت کرده و در سنگرهاي شان از آنها استفاده مي کردند. آتش گرفتم. سوختم.
وقتي به سنگرهاي خودمان برگشتم، رضا علي نواز (چند روز بعد در دروازه هاي خرمشهر به شهادت رسيد) تا چشمش به قيافه پکر من افتاد، پرسيد که چه شده؟
خيلي خودم را کنترل کردم. ولي نه. هر چه فحش رکيک و کلمات زشت، از دوران کودکي تا جواني در محل از اين و آن شنيده و در ته ذهنم جا خوش کرده بودند، از مقابل ذهنم رژه رفتند و بر زبان سرخم جاري شدند.
....
نپرسيد که چه گفتم. اگر خودتان بوديد، چه مي گفتيد؟
همه غرور ملي ام خدشه دار شده بود. بغض کردم. اشکم درآمد. خاک وطنم در اشغال بود، قاليچه ايراني کف سنگرشان پهن بود، لباس ها و کفششان هم از مغازه هاي خرمشهر غارت شده بود، و اين دل صاحب مرده من بود که مدام بر غيرتم لعنت مي فرستاد که چرا؟!
سردار!
آن روز خيلي از تو و سربازانت تنفر پيدا کردم. به خون همه تان تشنه شدم.
نپرسيد که در ضد حمله آن روز صبح عراقي ها که بي شرفانه و با پررويي تمام براي بازپس گيري مجدد جاده خرمشهر، به ما حمله کردند، چه کردم و چه گذشت. ولي کمي دلم خنک شد. آخيش!
*
وقتي آن گونه تو را در دستان سربازان کثيف آمريکايي، اسير و ذليل ديدم، بر خودم لعن و نفرين کردم.
چرا؟
چرا بايد اين گونه تمام مي شدي؟
اگرچه امام خيلي پيش از اينها سرنوشت تو را پيش بيني کرده و گفته بود: "صدام راهي جز خودکشي ندارد."
ولي هيچ گاه باور نمي کردم که اين گونه خودکشي کني.
پس از سال ها نوکري و سرسپردگي، از اولين روزهاي مهر ماه سال 1359 تا همين الان، 26 سال تمام ملت عراق را درگير جنگ، مرگ و نيستي سازي و بر نعش جوانان شان شراب سرخ بنوشي!
پوتين هاي آمريکايي ها را که ليس زدي، اجازه دادي تا تاريخ هزاران ساله عراق را به يغما برند.
تا سالهاي سال، ملت عراق که هيچ گاه حاضر نشد با فدا کردن تعدادي اندک جوانانش، همچون ملت ايران، شب سياه وحشت را به صبح رساند، تاوان سالها ترس، زبوني و وحشت خود را با ميليونها تن کشته و مفقود داده و ميدهد.
کجايند آنان که بر سر و روي رزمندگان اسير ما که مظلومانه در خيابانهاي بصره و بغداد چرخانده مي شدند تا سند پيروزي سردار قادسيه باشند، سنگ، لنگه کفش و آب دهان پرت مي کردند؟
کجايند آنان که وقتي فرزندان شان، با وجودي که تا صبح هر چه گلوله داشتند به طرف نيروهاي ما خالي کرده و يا بمب ها و موشکهاي هواپيمايشان را بر خانه و کاشانه مردم در شهر ريخته بودند، به محض اين که به اسارت در مي آمدند، همچون ميهمان و برادر با آنها برخورد مي شد و به بهترين وضع در اردوگاه ها زندگي ميکردند؟
*
تا ديروز خيلي سعي مي کردم حساب تو را از مردمت جدا کنم، ولي هر چه کردم نشد.
آنها که هشت سال تمام بمب شيميايي، آتش زا، خمپاره و موشک بر سر ملت ما ريختند و شادمانه "هلهله صدام" سر مي دادند، که بودند؟
الان کجايند؟
همين ها که امروز وحشيانه، مثلا براي اين که به آمريکايي ها فشار وارد کنند! وحشيانه و ديوانه وار، بدن هاي کثيف بعثي خود را، با مواد منفجره پوشانده و خود را ميان کوچه، بازار و مسجد منفجر مي کنند.
*
آه صدام!
چقدر دلم برايت سوخت.
حلبچه را که ديدم آن گونه وحشيانه و بيرحمانه هموطنان خودت را بمباران شيميايي کردي، در خواب و بيداري آرزويم بود که روزي چهره تو را ببينم که از استنشاق گاز سيانور نفس نفس بزني و سال ها در اين درد بسوزي تا جان بکني.
*
آه سردار!
با رفتنت، همه آرزوهايم را بر باد دادي!
تو براي من، مجسمه سرسپردگي، بله قربان گويي، فداکاري، جانفشاني و جنايت در پاي اربابان بودي.
شايد جورج بوش و توني بلر هم اين گونه براي اهداف صهيونيستي شان جانفشاني نکنند، ولي تو، کردي.
فريادهايت در دادگاه، پيام آخرينت و حرفهاي آخرينت، اگر چه همه شعار بودند و کذب، ولي يک نکته مهم را در خود داشتند و فرياد ميکردند:
صدام عليه ايران، آمريکا و شايد هم اسرائيل، شعار ميداد و مثلا ملت عراق را از خطر آنان برحذر ميداشت.
ولي ...
ولي صدام کوچکترين کلمهاي به «انگليس» اين پير استعمارگر، نگفت و اهانت نکرد!
*
نوکر وفاداري بودي صدام.
خيلي هم وفادار.
آن قدر که جسد کثيف و نکبتت هم شد منشا کمک به اهداف استعماري کهن انگليس.
تفرقه بين شيعه و سني، فتنهاي بود که استعمارگران از سالهاي بسيار گذشته دنبالش بودند و تو، سر بر فرمان اربابانت، بي کوچک ترين اعتراف و افشاگري، گردن بر طناب نهادي و به خيال خودت، و ادعاي هوادارانت شدي "شهيد قهرمان عرب".
صدام!
دلم برايت سوخت که تو نبايد اين گونه ميمردي.
تو بايد به دست رزمندگان ما، جان ميکندي.
تو بايد در حلبچه، جلوي چشمان از حدقه درآمده کودکاني که تا سالهاي بسيار پيش رو، همچنان ناقص الخلقه به دنيا خواهند آمد، جان مي کندي.
تو بايد ...
تو بايد ...
ولش کنيد. تمام شد.
صدام هم رفت و اين قصه، ناگفته و مبهم به پايان رسيد
نوشته شده توسط رضا قائدی در سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت 18:41 موضوع | لینک ثابت
تهديد را شوخي و بلوف را جدي نگيريد
دستگاه سياست خارجي و ديپلماسي ايران، بايد فرمول يك معادلهاي خود را به دستگاه چندمعادلهاي براي حل مجهولات تبديل کند.
يک کارشناس برجسته ديپلماتيک با بيان اين مطلب به خبرنگار «بازتاب» گفت: در برخي از مقاطع تاريخي و ديپلماسي، ايران بلوف و جنگ رواني را واقعي فرض كرده و امتيازاتي به طرف مقابل پرداخت. بعدها تاريخ ثابت كرد كه تهديدات دشمنان ايران، چيزي جز بلوف و جنگ رواني نبوده است و گاهي هم تهديدات جدي دشمنان ايران بلوف و جنگ رواني فرض و فرصتهاي طلايي در ديپلماسي ناديده گرفته شد و با وقوع تهديد، خساراتي به ايران وارد شد.
وي افزود: شايد بتوان پرونده هستهاي را از شاخصترين اين پديدهها دانست كه تا تير ماه سال 1384 تهديد به رفتن به شوراي امنيت، يك بلوف بود و در ارديبهشت سال 1385، دلايل بلوف بودن اين تهديد با عقبنشيني آمريكا از بردن پرونده ايران به شوراي امنيت، حمايت از مذاكرات «1+5» و ارايه بسته پيشنهادي به اثبات رسيد. ولي درست از شهريور ماه سال 1385 و به ويژه از آبان ماه سال جاري، پس از مذاكرات لاريجاني و سولانا، رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت به گونهاي كه ايران را محكوم سازند، جدي شد و فرصت و ابتكار عمل كافي هم براي جلوگيري از آن وجود داشت، ولي در همين وضعيت، اين جديت ناديده گرفته و فرض شد كه اين تهديدات بلوف است.
اين کارشناس ادامه داد: البته كساني هم هستند كه بر اين باور بودند كه از آغاز تا پايان، رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت، جدي بوده است؛ و گروهي ديگر معتقد بودند که اين امر از ابتدا تا اکنون بلوف است. اين دو گروه اخير، حتي اگر از سياستمداران بوده باشند، با دو گروه نخست، هيچ تفاوتي در نتيجه كار ندارند و هر چهار گروه در يك ويژگي مشتركند: ناديده انگاشتن فرصتها و تهديدهاي واقعي. براي همين، نه از فرصتها بهره ميبرند و نه جلوي تهديدها را ميگيرند.
وي گفت: امروز نيز که در آستانه برخورد آمريكا با ايران هستيم، اين سؤال مطرح است که آيا تهديدات آمريكا و اسرائيل بلوف است يا واقعي؟ در اين باره چهار احتمال وجود دارد که به بيان آنها ميپردازيم:
1ـ هر چند در وضعيت كنوني، تهديدات آمريكا و اسرائيل، جنگ رواني است، ولي اگر دو طرف در ديپلماسي نتوانند به نتيجه برسند، به جنگ با هم خواهند رفت.
2ـ جنگ رواني است، زيرا آمريكا برخلاف عراق و افغانستان، داراي ترديد بيشتري در رويارويي با ايران است و ميخواهد با ترساندن ايران و بدون پرداخت هزينه، به اهداف خود برسد.
3ـ زمينهسازي براي يك جنگ واقعي و وقوع جنگ، قطعي است. اگر ايران و آمريكا در مذاكره هستهاي هم به نتيجه برسند، آمريكا از اين مرحله عبور ميكند و درصدد ارايه مداركي از ناامنيهاي عراق و ايران است تا به عنوان تروريسم به ايران حمله كند.
۴ـ جدي است، ولي اگر در عراق شکست بخورد، با ايران برخورد نميکند.
اين کارشناس در پايان گفت: در اين موضوع مهم، سياست خارجي و ديپلماسي ايران اگر صرفا به يك احتمال تكيه كند و احتمالات ديگر را نبيند و يا آنكه مهمترين احتمال را در بهمن و اسفند ماه تشخيص ندهد، نميتواند به راهكارهاي مناسب و درست دست يابد. پس ميبينيم كه دستگاه سياست خارجي و ديپلماسي كشور، نيازمند يك بازنگري جدي، چه در روشها و فرآيندها، چه در سطح كارهاي ديپلماتيك و چه در سطح مديريت اجرايي و راهبردي است.
نوشته شده توسط رضا قائدی در دوشنبه دوم بهمن 1385 ساعت 23:10 موضوع | لینک ثابت
عضو كميسيون امنيت ملي مجلسهفتم، با اشاره به تكه كلام رئيسجمهور در پاسخ به علت گرانيها مبني بر اينكه «بياييد از نزديك خانه ما خريد كنيد» گفت: نگرانم كه اطرافيان رئيسجمهور براي احمدينژاد دنيايي متفاوت از دنياي واقعي ترسيم كرده باشند.
اكبر اعلمي به ايلنا گفت: هرگاه آقاي احمدينژاد در برابر پرسش نمايندگان و يا خبرنگاران در مورد گرانيهاي لجام گسيخته كم ميآورد، تكه كلامش اين است كه بياييد و از نزديك خانه ما خريد كنيد!
وي افزود: اگر اين واكنش وي را جدي و مقرون به صحت تلقي كنيم و فرض كنيم كه قيمت كالاها و اقلام مورد نياز مردم در اطراف خانه او واقعا كمتر از ساير نقاط كشور و خصوصا تهران است، در اين صورت اين نگراني ايجاد ميشود كه مبادا همان كساني كه رئيسجمهور را كاناليزه كردهاند و درباره نتايج سياستهاي داخلي و خارجياش به او آدرس غلط ميدهند، عمدا چندين مغازه پيرامون خانه رئيسجمهور را نيز قرق كردهاند و از اين طريق براي احمدينژاد دنياي متفاوت از دنياي واقعي و دنيايي كه ديگران زندگي ميكنند، ترسيم ميكنند.
وي افزود: به نظر ميرسد به اين طريق ميخواهند هر آنچه را كه خلاف واقع است، به رئيسجمهور القاء كنند.
نماينده تبريز در مجلسهفتم ادامه داد: گرچه با شناختي كه در طول 5/1 سال گذشته از عملكرد و روحيات احمدينژاد پيدا كردهايم، به نظر ميرسد كه وي عمدتا تغافل و فرافكني ميكند.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس افزود: از اين رو توصيه مشفقانه ما به رئيسجمهور اين است كه اجازه ندهند او را در دام واهي هالههاي خيالي اسير نمايند، زيرا در غير اين صورت رهايي از چنين دامي بسيار دشوار است
نوشته شده توسط رضا قائدی در دوشنبه دوم بهمن 1385 ساعت 23:8 موضوع | لینک ثابت
خبرنگار «بازتاب» گزارش داد، دکتر غلامحسين الهام رئيس دفتر رئيسجمهور و سخنگوي دولت، بهزودي با نهاد رياستجمهوري خداحافظي خواهد کرد.
بنا بر اين گزارش، جدايي دکتر الهام از نهاد رياستجمهوري در حالي صورت ميگيرد که وي در طول ۱۶ ماهه حضور در دولت نهم، از فعالترين مديران دولت بوده و پيگيري بخش عمده تصميمات و فعاليتهاي رئيسجمهور را به عهده داشته است.
گفته ميشود، روز دوشنبه جلسهاي مشترک ميان رئيسجمهور، رئيس قوه قضائيه و دکتر الهام براي پيشنهاد وي به عنوان وزير دادگستري برگزار شد، اما به نتيجه قطعي نرسيده است.
در اين ميان از زريبافان، کانديداي ناکام شوراي شهر تهران به عنوان جايگزين احتمالي الهام نامبرده ميشود که با توجه به تواناييها و سوابق مديريت وي نگرانيهاي زيادي در ميان اعضاي دولت و اطرافيان رئيسجمهور ايجاد کرده است.
برخي منابع ديگر نيز صادق محصولي، مشاور عالي رييسجمهور كه بسيار مورد اعتماد رييسجمهور است را گزينه احتمالي جانشيني الهام ميدانند.
نوشته شده توسط رضا قائدی در دوشنبه دوم بهمن 1385 ساعت 23:7 موضوع | لینک ثابت
حسينيه سيدالشهدا http://www.zizi.ir/moharram
سایت محرم http://moharram.ir
سايت تخصصي حضرت امام حسين (ع) http://www.emamhos sein.com
شبكه اطلاع رساني امام حسين(ع) http://www.imamhossein.net
سايت يازهرا(س) http://www.yazahra.net
سايت سيماي حسين(ع) http://www.husain72.com
سايت ياحسين(ع) http://www.yahosein.com
عاشورا(انگليسي) http://www.ashura.com
سايت تخصصي حضرت ابوالفضل(ع) http://www.abalfazl.com
نوشته شده توسط رضا قائدی در یکشنبه یکم بهمن 1385 ساعت 19:7 موضوع | لینک ثابت
حسين (ع) الگوي جاودانه تاريخ
جواهر لعل نهرو در تفحص زندگاني امام حسين(ع) و علت جاودانگي و پايداري آن به يك مسئله مهم رسيده و به پيروي از امام، به مردم هند كه طرفدار استقلال هند بودند اعلام كرد مرگ را به بازي و مسخره بگيريد و نترسيد. من براي مردم هند چيزي تازه نياوردم، فقط نتيجهاي را كه از مطالب و تحقيقاتم درباره تاريخزندگي قهرمان كربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند كردم.
نوشته شده توسط رضا قائدی در یکشنبه یکم بهمن 1385 ساعت 19:6 موضوع | لینک ثابت
آقاي لاريجاني هم به ديدار مراجع عظام در قم رفت.

ـ عرض كرديم كه كار از ديپلماسي ديگه گذشته ... مگه از دعاها و انفاس قدسي شما كاري بياد!
========================================
ما توصيه ميكنيم همه عينك بدبيني را از چشمانشان بردارند و با عينك خوشبيني به كارهاي دولت نگاه كنند.

مثلا اينجوري!
نوشته شده توسط رضا قائدی در یکشنبه یکم بهمن 1385 ساعت 19:4 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

آنانكه زنده اند پيكار مي كنند ، آنانكه عزمي استوار درسر دارند ،آنانكه بر نيروي كوشش از قله بلند ودشوار سرنوشت بالا مي روند، آنانند كه شيفته هدفي برجسته اند.
رضاقائدی
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY